مؤمن اگر به درد امام زمان نخورد، دچار باطل است.
ایمان تنها زمانی ثمر میدهد که در طرح اجتماعی امام معنی شوی...
چه ندانی چه نتوانی چه نخواهی فرق عمدهای ندارد. در حکمرانی امام زمان نقش نداشتن، بیمعنایی و عبث بودن است.
مهم این است بدانی طرف سومی وجود ندارد. اگر در دستگاه حق هزینه نشوی، ناگزیر در دستگاه طاغوتی و در حال تولید فساد در بدنه اجتماعی مؤمنان.
مؤمن بلانسبت حوادث روزگار بلای جان جامعه ایمانی است و در جریان کفر ارزشگذاری میشود.
8.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هشدار جدی رحیمپور ازغدی در سالهای گذشته، درباره تدریس علوم انسانی غربی در دانشگاهها که منجر به ترویج سکولاریسم در جامعه میشود
ما شعار حکومت اسلامی، اقتصاد اسلامی، جمهوری دینی و حقوق بشر اسلامی میدیم ولی تو دانشگاههای خودمون داریم کادرسازی میکنیم برای رژیم سکولاری که بعدا میاد
اگر رهبری دستور میدهند که مسائل را با مردم در میان بگذارید و با آنان به حل مسئله برسید این یک تعارف نیست. این یک راهبرد عمیق است. راهبردی که دل ولایت برمیخیزد. از دل دینداری برمیخیزد. از دل ایرانی بودن برمیخیزد. از دل اصالت برمیخیزد. از دل یک ملت برمیخیزد. ملت به معنی واقعی آن. ملتی که هویت دارد. نام و مرامش پشتوانه واقعی دارد. جعلی نیست. فرهنگش عاریه نیست. ذاتی است. فهمش درونی است. میتوان مسائل را با مردم مطرح کرد. میتوان برای مردم شأن حل مسئله قائل شد. میتوان از این مسیر مردم را به سطح اول حکمرانی نزدیک کرد. میتوان شخصیت حکمرانی آنان را به رسمیت شناخت. امر به معروف یعنی همین. امر به معروف حتی به آن هموطن غیر مسلمان، حتی به آن هموطن ضدانقلاب و ضداسلام، حتی به آن هموطن جامعه گریز و قانون گریز شخصیت اجتماعی عمومی میدهد. شأن حکمرانی میدهد. حق و مسئولیت همه است. این ظرفیت در دین ما، در فرهنگ ما، در مردم ما، در حکومت ما هست. قبل از اینکه رأی مردم در هر جای دنیا به دروغ و فریب یا حتی به درستی و صداقت محترم شمرده شود، دین و فرهنگ ما، اصالت ما برای هر انسان شأن حکمرانی ذاتی قائل شده است.
چرا مسئولان مسائل را با مردم حل نمیکنند و از قانون به عنوان ابزار رنده سرمایه اجتماعی استفاده میکنند؟! چرا مردم را به جان مردم میاندازند و شکافها و بغض و کینهها را در جامعه حقنه میکنند. چرا گرهها و بنبستها را به جامعه تحمیل میکنند. چرا باور نمیکنند آنچه را که امامین انقلاب باور کردند و با آن به سطح اول معادلات بینالملل وارد شدند. چرا ایمان ندارند به قدرت مردم خود؟!
مسئله حجاب لاینحل نیست. البته اگر مسئولان مردم را باور کنند. مردم اهل فحشا نیستند. توضیح بدهید به مردم که اگر حجاب برداشته شود چه خواهد شد. مسیر را نشان دهید. مستندات را ارائه دهید. دلیل تصمیم خود را صادقانه با مردم در میان بگذارید. مردم ما مهربانترین و عاقلترین و هنرمندترین مردم جهان هستند. همانطور که حساسترین و احساساتیترین مردم جهان هستند.
مردم ما بناست آینده را بسازند. به آنها فرصت حل مسئله دهید. ایران را مدرسه کنید.
یکی از دغدغههای جدی رهبری که ظهور مکرر و مؤکدی در بیانات ایشان دارد، در میان گذاشتن مسائل با مردم است. مردم باید در جریان مسائل باشند. این اتفاق به اختیار و یا اجبار اتفاق خواهد افتاد. اما اگر مسئولان به جای اتخاد موضع اقتدار و در دست داشتن ابتکار و خلاقیت آن را به کلی رها کنند و یا موضع ضعف و انفعال داشته باشند، به صورت یک گره وارد جامعه خواهد شد و هزینههای فراوان غیررسمی و غیر قابل مهاری را بر دوش ملت و دولت خواهد گذاشت.
برخی از قوانین در حکم رنده سرمایه اجتماعی عمل میکنند. قوانین غلط نه تنها مسئلهای را حل نمیکنند، بلکه تولید بحران میکنند. در موضوع حجاب مسئولان را در موضع انفعال و ضعف دیدیم. آیا جمهوری اسلامی ایران حرفی در مورد حجاب ندارد؟! آیا مردم را قابل حرف نمیداند؟! آیا مردم متوجه منطق نمیشوند؟! آیا مردم نمیتوانند مسئله را بفهمند و برای حل آن کمک کنند؟!
ظرفیت مردم کجای حل مسئله حجاب است؟! فرض اولیه مسئولان در مورد حجاب چیست؟! چرا مسئلهها با مردم طرح نمیشود؟! چرا دائما به سمت غیررسمی شدن مسئلهها میرویم. چرا مسئولان به طریق فاجعه آمیزی مسائل را میدانی و اجتماعی میکنند. چرا همواره به جای مسئله، گره کور وارد جامعه میکنند؟! آیا نگران از دست دادن تدریجی سرمایه اجتماعی خود نیستند؟! آیا انتظار دارند در این سلب مسئولیتها مردم به آنها اعتماد و اتکا کنند؟! چرا باور مردم در مسئولان ضعیف شده است؟! چرا توان سخن گفتن با مردم اینقدر تحلیل رفته؟!
بر خلاف برخی مسئولان رهبری معظم انقلاب به شدت به مردم ایمان دارند. نشانههای آشکار آن را میتوانید در فرمان آتش به اختیار ببینید. در بیانیه گام دوم. در طرح حلقههای میانی. میتوانید در اعتقاد راسخ ایشان به بسیج مردمی ببینید. میتوانید در سخنان تحویل سال که در حرم مطهر رضوی ایراد شد ببینید. میتوانید تصریح ایشان را تقریبا در تمام بیانات ایشان در دیدارهای سال اخیر ببینید. میتوانید توضیح دادن موضع خود را در سخنرانیها مشاهده کنید. ببینید که ایشان دائما استدلال میکند. توضیح میدهد. تشریح میکند. سند ارائه میدهد. در واقع در حال آموزش عملی سخن گفتن با مردم است. به مسئولان میآموزد که با مردم حرف بزنید.
چرا مسئولان از توضیح منطق تصمیم خود شرمنده و عاجز و الکن هستند. چرا دلایل را درست به مردم توضیح نمیدهند. چرا مردم را در جریان روند رسیدن به تصمیم قرار نمیدهند؟! چرا قوه عاقله جمعی را به استخدام خیر عمومی نمیگیرند؟! چرا جامعه را رها میکنند تا در سراشیبی خود به خودی هوی نفسها تعیین تکلیف شود؟! چرا از قدرت و اقتدار جزء جزء مردم برای تولید اقتدار برتر استفاده نمیکنند؟! چرا انقلاب را که انقلاب قوه ناطقه انسان ایرانی بود، از عقبه منطقی خود خالی میکنند.
این ملت رشد کرده و نیازمند بیان رشید است. نیازمند منطق قوی و استدلال متناسب با جایگاه است. انسان ایرانی تشنه حل مسئله است. اجازه بدهید مردم مسئله را حل کنند. نه با رها کردن میدان. بلکه به روش متمدنانه. رها کردن جامعه تحقیر جامعه است. تحقیر تمدن است. تحقیر تعقل است. رها کردن جامعه از بین بردن آن است. مردم اگر بدانند و اگر بتوانند، خواهند خواست. آنان که نمیخواهند در برابر عظمت مردم هیچ نیستند. مردم ما قوه عاقلهای دارند که اگر تجمیع شود نه تنها جامعهساز که تمدنساز است. این ملت امام را فهمید. این ملت اسلام را فهمید. این ملت جمهوری اسلامی را فهمید. این ملت انقلاب کرد. این ملت مقام معظم رهبری را فهمید. بهجت را فهمید. حاج قاسم را فهمید. این ملت قوه عاقله انباشته بسیار زیادی دارد. این ملت از هوش بسیار بالایی برخوردار است. این ملت مستحق رهبری آینده جهان است. این را هم در متن جامعه میتوانید رصد کنید. هم در تاریخ ما. هم در ادبیات گذشته و حال ما و هم در فرمایشات دلگرم کننده رهبری و هم در روایات دینی ما. همه شواهد بیانگر آن است که ما سرمایه انباشتهای از حکمت و تجربه داریم برای اداره جهان.
اجتماعی شدن بزرگترین سرمایه دینداری است. اصولا دین برای رفتار اجتماعی آورده شده است. اگر بنا بر رفتار شخصی بود شاید تجربه های شخصی پاسخگوتر بود. دین نیامده تا فرد فرد درست کند. دین آمده تا اجتماع درست کند. دین آمده تا خودسازی ها را به جامعه سازی پیوند دهد. دین آمده خودشناسی را به خداشناسی برساند. دین آمده جهان درون من را کشف کند تا جهان هستی را به تو معرفی کند. دین آمده تا ما به من جامع برسیم به هویت جامعی. به پیکر واحد سیمرغی خود نائل آییم. دین برای این آمده.
حکومت دینی هم جز این مأموریتی ندارد. دین تولید ولایت از قلب است . از درون . از شخص. از شخصیت. از فرد. تولید قدرت از نفرات است. مثنی و فرادی ها را به هم پیوند میدهد و تمدن می سازد. دین آمده همه را به هم آشنا کند و پیوند دهد. به یادشان بیاورد که شما یکی بودید از یکی بودید به سوی یکی میروید. به یادشان بیاورد که همه جوهر واحد دارد. فطرت واحد دارید. به هم نزدیکید. پشتیبان و یار همدیگر هستید. رفیق و دوست و غمخوار یکدیگر هستید. هیچکدام هیچ گاه تنها نیستید. دین برای این آمده.
دین نیامده که هر کس کوله بارش را بردارد و به گوشهای بخزد. حکومت دینی بناست این ظرفیت ها را آشکار کند. اگر بتواند این قدرت ذاتی و درونی دین را به رخ بکشد. اگر نتواند این گرایش عمیق اتحاد را آشکار کند و اگر نتواند این محبت قلبی قدرتمند را که در ولایت تجلی پیدا کرده به صورت یک اقتدار ملی و انسجام عمومی و قدرت جهانی معرفی کند و اگر نتواند این شکوه و عظمت را آشکار کند از مسئولیتهای خود سرباز زده و یا عاجز است.
ما برای اجتماعی شدن آمدیم. دستورات دین مؤکد و مکرر در مورد جمع شدن است. در مورد یکی شدن. در مورد تجربه وحدت. در مورد حرکت به سمت توحید. در مورد فهم یکپارچگی و یگانگی
دنیای مدرن ابتدا انسانیت را از زمین گرفت و اکنون در پی گرفتن انسان از زمین است.
وَ لَیْسَ عِنْدِی مَا یُوجِبُ لِی مَغْفِرَتَکَ
چیزی ندارم ک شایستهی بخششت باشه
جز امیدم به خودت.
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد...
#صحیفه_سجادیه
اوج گرمایِ اهواز بود بلند شد دریچه کولر را بست
گفت: به یاد بسیجیهایی که زیر آفتاب گرم می جنگند...
#شهید_حسن_باقری🕊🌹