eitaa logo
مشکات !
100 دنبال‌کننده
1هزار عکس
87 ویدیو
0 فایل
مولانا: پس زخم‌هامان چه؟ شمس: نور از میان همین زخم‌ها وارد می‌شود... . .
مشاهده در ایتا
دانلود
؛
مشکات !
؛
+ باآن‌همه‌بحران‌چگونه‌زنده‌ماندید؟ - رؤیامی‌بافیم:)
دلم برای انارها تنگ است، برای دانه‌های سرخ و سفید یاقوت‌های عاشق... منتظرم تا برگ‌ها زرد شوند، تا انارها سرخ شوند، و پاییز بیاید و همه عاشق شوند:)) پاییز بیاید و دلتنگی من شاید با همه‌ی‌ برگ‌هاي‌ خزان زده کم‌کم بریزد....
-
هدایت شده از [. کــافه رَسـتاک .]
این عادتِ احمقانه را دارم که فکر کنم همه چیز بهتر می‌شود، حتی وقتی تمام شواهد بر چیز دیگری دلالت دارند. حتی مواقعی که همه چیز بدتر و بدتر و بدتر می‌شود. •جزء از کل •استیو تولتز
منم این عادت احمقانه رو خوشبختانه دارم🤧😂💔
یه وقتایی هم آدم دلش می‌خواد یه ماشین زمان گیر بیاره برگرده به همون روزایی که فکر می‌کرد خوشحال‌ترین فرد دنیاست..
شما رو جانِ عزیز ترین‌ِ تون قدر روزهایی رو که می‌گذره بدونید:)))
-
پارسال یه معلم ریاضی داشتیم، ماه شب چهارده رو دیدین که؟ به همون اندازه دوست‌داشتنی و زیبا بود:)) همیشه آخر کلاس‌ها که وقت اضافه می‌آوردیم یه شعر، جمله و یا داستانی رو برامون می‌گفت... اون ذوقش، زیبایی مطالبی که می‌گفت و لحن‌ش همه و همه باعث می‌شد ما هم کلییی ذوق کنیم! از اون موقع‌ها و از بین اون همه شعر و قصه، یه بخشی از یکی از شعرهای قیصر امین‌پور رو که برامون گفته بود، من خیلی ازش خوشم اومده بود و هرگز هم فرامشش نکردم... و این روزها خیلی با خودم تکرارش می‌کنم؛ [ باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آنکه باخبر شوی لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌شود ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر می شود...]
حالا دیگه خیلی بیشتر از قبل مفهوم این شعر رو می‌فهمم... حالا که دیگه، دوباره برگشتن به اون روزها و یک بار، فقط یک بار دیگه نشستن سر اون کلاس، با اون بچه ها، با اون معلم، با اون صحبت‌های شیرینش، برام فقط یه رویا شده:)