MetaCog I متاکاگ
💠 مهندسی تأمل در عصر الگوریتم «Cognitive Bloom»
| Dezeen |
🔹در بحبوحه استفاده فزاینده از چتباتهایی مانند ChatGPT برای حمایتهای روانی در حالیکه اساساً برای چنین کارکردی طراحی نشدهاند یک پروژه مفهومی جدید تلاش کرده نسبت انسان و هوش مصنوعی را از «مصرف سریع پاسخ» به «تأمل عمیق» تغییر دهد.
🔹پروژه «Cognitive Bloom» حاصل همکاری استودیوی طراحی صنعتی لندنی Map Project Office و چانوو لی، فارغالتحصیل کالج سلطنتی هنر لندن. این طرح، یک دستگاه خانگی مبتنی بر هوش مصنوعی را تصور میکند که کاربر را به آیین روزانه خودبازاندیشی دعوت میکند و در صورت تداوم این عادت، یک باغ مجازی را بهتدریج رشد میدهد.
🔻معماری دستگاه
Cognitive Bloom از دو بخش تشکیل شده:
«Pond» (حوضچه): ماژول قابلحمل برای تعامل و تأمل
«Garden» (باغ): نمایشگر رشد تدریجی گیاهان مجازی بر اساس استمرار کاربر
کاربر با برداشتن Pond و فشردن لبه دستگاه، یکی از چهار حالت تأمل را انتخاب میکند: تفکر انتقادی، حمایت عاطفی، خودفهمی یا تصمیمگیری. سپس دستگاه جریانی از واژگان (Wordstream) را نمایش میدهد؛ جملاتی در اولشخص مانند «من درباره… چه احساسی داشتم؟» که واژهبهواژه و با سرعت قابل تنظیم ظاهر میشوند. این طراحی، از فناوریهای تندخوانی الهام گرفته و هدف آن افزایش تمرکز شناختی است.
🔹نکته مهم آن است که سازندگان تأکید دارند سامانه قرار نیست کاربر را «تأیید» یا در اتاق پژواک شناختی حبس کند، بلکه باید بهطور ملایم افق فکری او را گسترش دهد. دادههای مکالمات بهصورت محلی روی دستگاه ذخیره میشود و نه در فضای ابری؛ رویکردی که در فضای پرچالش حریم خصوصی، معنای خاصی دارد.
🔺این طرح صرفاً یک گجت طراحی صنعتی نیست، بلکه بازتاب یک چرخش گفتمانی درباره نقش هوش مصنوعی در زیست روزمره است:
بهجای «پاسخ فوری»، «پرسش هدایتشده» را برجسته میکند؛
بهجای اعتیاد به بازخورد سریع، «انضباط ذهنی» را تقویت میکند؛
و بهجای انتقال داده به کلود، بر ذخیرهسازی محلی تأکید دارد.
بزارهایی که «ریتم توجه» و «کیفیت تمرکز» را مهندسی میکنند، اهمیتی فراتر از ظاهرشان دارند. Cognitive Bloom نشان میدهد آینده رقابت فناورانه صرفاً بر سر قدرت پردازش نیست، بلکه بر سر طراحی الگوهای توجه، تأمل و خودآگاهی است.
🔹استودیوی Map که توسط ادوارد باربر و جی آزگربی بنیان گذاشته شده و اکنون زیرمجموعه AKQA است، پیشتر نیز پروژههایی در تقاطع طراحی و فناوری اجرا کرده بود. اما این پروژه مفهومی، بهگفته مدیران آن، فرصتی بوده برای بازاندیشی انتقادی درباره اینکه «واقعاً چه استفادهای از AI درست است».
🏷 پیوست خبری–تحلیلی
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 هوش مصنوعی در میدان نبرد روایتها؛ بازخوانی عملیات سایبری منسوب به «RedKitten» علیه شبکههای ضدایرانی
🔹یک گزارش منتشرشده در رسانه تخصصی The Hacker News مدعی است بازیگران تهدید منتسب به ایران، در قالب کارزار موسوم به «RedKitten»، از مدلهای زبانی بزرگ (LLM) برای پشتیبانی از حملات سایبری علیه افراد و نهادهای غیردولتی فعال در پوشش اعتراضات سراسری و گزارشهای حقوق بشری استفاده کردهاند. این روایت در چارچوب ادبیات رایج غربی درباره «عملیات نفوذ سایبری ایران» تنظیم شده و تلاش دارد پیوندی مستقیم میان فناوری هوش مصنوعی و فعالیتهای سایبری منتسب به تهران برقرار کند.
🔹بر اساس گزارش شرکت امنیت سایبری فرانسوی HarfangLab، زنجیره نفوذ با ارسال یک آرشیو 7-ZIP با نام فارسی آغاز شده که حاوی فایلهای اکسل مایکروسافت بوده و ادعا میکرد اطلاعاتی درباره کشتهشدگان اعتراضات را در بر دارد. در این فایلها، ماکروی VBA مخربی تعبیه شده بود که فعالسازی آن به تزریق AppDomainManager و بارگذاری ایمپلنتی موسوم به «SloppyMIO» منجر میشد؛ بدافزاری مبتنی بر زبان C که از GitHub بهعنوان «dead drop resolver» برای دریافت و مدیریت ماژولها استفاده میکند.
🔹طبق این ادعا، SloppyMIO قادر به بازیابی و کشکردن ماژولهای مختلف، اجرای دستورات دلخواه، استخراج فایلها و توزیع بدافزارهای تکمیلی است. نکته قابلتأمل آنکه زیرساختهای مورد استفاده از جمله GitHub، Google Drive و Telegram همگی پلتفرمهای تجاری و عمومی هستند؛ موضوعی که بهگفته HarfangLab، ردیابی مبتنی بر زیرساخت را دشوار میکند، اما در عین حال ردپاهای فرادادهای خاصی نیز برجای میگذارد.
🔹در ادامه این خط خبری، به کارزار فیشینگ علیه نریمان غریب، فعال ایرانی مقیم بریتانیا، و همچنین افشای گسترده دادهها درباره گروه هکری موسوم به «Charming Kitten» اشاره شده است؛ گروهی که در ادبیات امنیت سایبری غرب، غالباً به ایران نسبت داده میشود.
🔻اما فراتر از جزئیات فنی، پیوند زدن نام ایران با «هوش مصنوعی» در بستر عملیات سایبری، دو کارکرد همزمان دارد:
۱. القای تصویری از یک تهدید فناورانه پیچیده و رو به رشد؛
۲. مشروعسازی گفتمان مهار دیجیتال و فشارهای سایبری علیه ایران در سطح بینالمللی.
در میدان جنگ شناختی، صرفِ انتساب یک عملیات به ایران، آن هم با برچسب استفاده از LLM، میتواند به تولید «اثر بازدارندگی رسانهای» یا «تهدیدسازی پیشدستانه» بینجامد؛ حتی پیش از آنکه انتساب فنی بهطور مستقل و بیطرفانه راستیآزمایی شود.
🔺از این منظر، ما با دو لایه مواجهیم:
لایه فنی: استفاده از ماکروهای VBA، تزریق AppDomainManager و بهرهگیری از زیرساختهای ابری عمومی؛
لایه شناختی: روایتسازی درباره «ایرانِ مسلح به هوش مصنوعی» در حوزه سایبری.
🏷 پیوست خبری–تحلیلی
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت