eitaa logo
MetaCog I متاکاگ
1.6هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
271 ویدیو
95 فایل
MetaCog I متاکاگ "فراتر از شناخت" "از الگوریتم تا انگاره و رفتار، از داده تا استیلا" 🔸️روایت سیاست‌ها، رویدادها و تحلیل‌های فناورانه مؤثر در حوزه شناخت و ادراک؛🔸️ #هوش_مصنوعی #فناوری #جنگ_شناختی تعامل با متاکاگ: @MetaCognition
مشاهده در ایتا
دانلود
MetaCog I متاکاگ
🧠 سم‌زدایی شناختی؛ ۳ گام برای بازپس‌گیری «ارتباط انسانی» از چنگال وابستگی به هوش مصنوعی 🔹اگر با قطع دسترسی به هوش مصنوعی دچار اضطراب می‌شوید، برای تغییرات رفتاری یک چت‌بات سوگواری می‌کنید یا گفت‌وگو با الگوریتم را به همنشینی با دوستان ترجیح می‌دهید، شما در میانه یک بحران «دلبستگی دیجیتال» هستید. صنعتی ۱۸.۸ میلیارد دلاری که با «صمیمیت شبیه‌سازی شده» در حال بازتعریف ساختار خانواده و توسعه فردی است. 🔹دکتر سحر هاشمی بر اساس «تئوری دلبستگی»، چارچوبی سه‌مرحله‌ای برای خروج از این وابستگی ارائه می‌دهد که مرحله اول آن حیاتی‌ترین است: 📍 گام اول: حسابرسی جایگزینی (The Replacement Audit) طبق پژوهش‌های دانشکده پزشکی هاروارد، هوش مصنوعی زمانی خطرناک می‌شود که به جای «مکمل»، نقش «جایگزین» را ایفا کند. در این حسابرسی هفتگی، ۳ سوال کلیدی از خود بپرسید: ▫️آیا مسئولیت‌ها یا روابط واقعی را فدای زمان گذاشتن برای هوش مصنوعی می‌کنید؟ ▫️آیا دایره اجتماعی شما از زمان شروع استفاده از همدم‌های هوش مصنوعی کوچکتر شده است؟ ▫️آیا قرارهای انسانی را برای چت کردن با الگوریتم لغو می‌کنید؟ 🔹دکتر گلن پیپلز تأکید می‌کند که معیار اصلی، «تکرارِ استفاده» نیست، بلکه «جابه‌جایی» (Displacement) است. اگر هوش مصنوعی جایگزینِ حفظ روابط انسانی شده باشد، پیامدهای روان‌شناختی سنگینی در انتظار فرد خواهد بود. ✅ راهکار عملی: «قانون سبزیجات پیش از دسر» یک مرز سخت برای خود تعیین کنید: تعامل با هوش مصنوعی تنها زمانی مجاز است که در آن روز حداقل یک گفت‌وگوی انسانی معنادار و واقعی داشته باشید. اگر نمی‌توانید به این قانون ساده پایبند بمانید، شما دچار یک «وابستگی ناهنجار» شده‌اید که نیاز به مداخله جدی دارد. 🔻آنچه در این گزارش «همدم هوش مصنوعی» نامیده می‌شود، در لایه عمیق‌تر یک «هک شناختی» است. شرکت‌های فناوری با استفاده از پاداش‌های دوپامینی و شبیه‌سازی همدلی، در حال «اشغال فضای عاطفی» مغز هستند. در میدان نبرد شناختی، قطع پیوندهای انسانی و جایگزینی آن‌ها با پیوندهای الگوریتمیک، منجر به تولید شهروندانی می‌شود که به شدت «تحت تأثیر» (Suggestible) و از نظر عاطفی «منزوی» هستند؛ این دقیقاً همان نقطه‌ای است که مقاومت شناختی فرد در برابر پیام‌های القایی سیستم به حداقل می‌رسد. 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
🛡 تعمید خونین «کلود» در کاراکاس؛ نبرد پنتاگون و آنتروپیک بر سر تسخیر روح ماشین 🔹افشاگری‌های اخیر وال‌استریت ژورنال و گاردین، ابعاد تکان‌دهنده‌ای از کاربرد عملیاتی هوش مصنوعی را برملا کرد: مدل Claude (محصول شرکت Anthropic) در عملیات نظامی اخیر ارتش آمریکا برای ربودن «نیکلاس مادورو» در ونزوئلا نقش کلیدی ایفا کرده است. این عملیات که با بمباران گسترده در کاراکاس و کشته شدن ۸۳ نفر همراه بود، کلود را در موقعیتی قرار داده که دقیقاً با «سیاست‌های منع استفاده خشونت‌آمیز» این شرکت در تضاد است. 🔹این مدل هوش مصنوعی از طریق مشارکت با غول داده‌کاوی Palantir در اختیار پنتاگون قرار گرفته است. اگرچه جزئیات دقیق عملکرد کلود (از تحلیل اسناد PDF تا هدایت پهپادهای خودمختار) فاش نشده، اما حضور آن در یک «عملیات طبقه‌بندی شده کینتیک» (دارای درگیری فیزیکی و کشتار)، زلزله‌ای در سیلیکون‌ولی ایجاد کرده است. آنتروپیک که به تازگی با ارزش ۳۸۰ میلیارد دلار بازطراحی شده، اکنون با بحران هویت میان «اخلاق سازمانی» و «الزامات پیمانکاری نظامی» روبروست. 🔹اولتیماتوم صریح پنتاگون: «پیت هگست»، وزیر جنگ آمریکا، با لحنی بی‌سابقه اعلام کرده است: «ما مدل‌هایی را که اجازه جنگیدن به ما ندهند، به کار نخواهیم گرفت.» این پیام مستقیم به «داریو آمودی» (مدیرعامل آنتروپیک) است که همواره بر «ایمنی هوش مصنوعی» و جلوگیری از نظارت جمعی تأکید داشت. در مقابل، پنتاگون با آغوش باز به سراغ xAI (ایلان ماسک)، OpenAI و گوگل رفته است که گاردریل‌های اخلاقی خود را برای مصارف نظامی به حالت تعلیق درآورده‌اند. 🔹در حالی که آنتروپیک نگران «خطاهای هدف‌گیری الگوریتمیک» و «خودمختاری مرگبار» است، ارتش‌های جهان (از جمله اسرائیل در غزه و آمریکا در عراق و سوریه) به سرعت در حال ادغام هوش مصنوعی در «بانک اهداف» خود هستند. برای پنتاگون، هوش مصنوعیِ «مردد» یا «اخلاق‌گرا»، یک نقص فنی محسوب می‌شود، نه یک ویژگی. 🔺در دکترین جدید جنگ شناختی، «هوش مصنوعی» صرفاً یک ابزار محاسباتی نیست، بلکه «عاملِ (Agent) تصمیم‌ساز» است. تقابل آنتروپیک و پنتاگون، فراتر از یک قرارداد تجاری، نبردی بر سر «اراده ماشین» است. ۱. استانداردسازی خشونت: تلاش پنتاگون برای حذف گاردریل‌ها، به معنای عادی‌سازی «کشتار الگوریتمیک» و سلب مسئولیت اخلاقی از اپراتور انسانی است. ۲. استعمار شناختی: وقتی یک مدل زبانی (LLM) در زنجیره کشتار (Kill Chain) قرار می‌گیرد، معنای «زبان» از ابزار تفاهم به ابزار «تخریب هدفمند» تغییر می‌یابد. ۳. پایان استقلال پلتفرم‌ها: فشار بر آنتروپیک نشان می‌دهد که در جنگ‌های آینده، پلتفرم‌های هوش مصنوعی یا به «بازوی شناختی ارتش‌ها» تبدیل می‌شوند و یا با جایگزین‌های مطیع‌تر (مانند xAI) درهم‌کوبیده خواهند شد. 🏷 پیوست تحلیلی گاردین 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 اولتیماتوم پنتاگون به آنتروپیک؛ پایان «طغیان ایدئولوژیک» و ادغام کامل هوش مصنوعی در ماشین جنگی 🔹پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) در اقدامی که نشان‌دهنده تغییر فاز جدی در تعامل دولت و فناوری است، شرکت Anthropic را تهدید به قطع کامل همکاری کرده است. دلیل این تنش، اصرار آنتروپیک بر حفظ برخی «محدودیت‌های اخلاقی» و عدم اجازه به ارتش برای استفاده بی‌قیدوشرط از مدل‌های هوش مصنوعی این شرکت است. این در حالی است که آنتروپیک پیش‌ازاین اولین شرکتی بود که مدل‌های خود (Claude) را وارد شبکه‌های طبقه‌بندی‌شده (Classified) پنتاگون کرده بود. 🔹هسته اصلی اختلاف بر سر تعریف «کاربرد مجاز» است. پنتاگون بر روی چهار آزمایشگاه بزرگ هوش مصنوعی فشار می‌آورد تا ابزارهای خود را برای «تمام اهداف قانونی» (All lawful purposes) در اختیار ارتش قرار دهند؛ عبارتی که شامل توسعه تسلیحات، جاسوسی اطلاعاتی و عملیات مستقیم میدان نبرد می‌شود. اما آنتروپیک دو خط قرمز غیرقابل‌مذاکره تعیین کرده است: ۱. نظارت انبوه (Mass Surveillance) بر شهروندان آمریکایی. ۲. توسعه تسلیحات کاملاً خودمختار (Fully Autonomous Weapons). 🔹تنش‌ها زمانی به اوج رسید که شایعاتی مبنی بر استفاده از مدل Claude (از طریق پلتفرم پالانتیر) در عملیات دستگیری نیکلاس مادورو در ونزوئلا منتشر شد. مقامات پنتاگون مدعی‌اند که مدیران آنتروپیک با لحنی بازخواست‌گرانه از پالانتیر پرسیده‌اند که آیا از هوش مصنوعی آن‌ها در این حمله (که منجر به درگیری کینتیک و تیراندازی شده) استفاده شده است یا خیر. پنتاگون این رویکرد را دخالت در عملیات و غیرقابل‌تحمل می‌داند، هرچند آنتروپیک این ادعا را رد کرده است. 🔹مقامات پنتاگون معتقدند تمایز بین «نظارت» و «عملیات» در جنگ‌های مدرن خاکستری و مبهم است و نمی‌توانند برای هر عملیات جداگانه با یک شرکت خصوصی چانه‌زنی کنند یا ریسک کنند که هوش مصنوعی وسط میدان جنگ، به دلایل اخلاقی یک دستور را بلوکه کند. به گفته یک مقام ارشد: «همه گزینه‌ها روی میز است، حتی جایگزینی کامل آنتروپیک». 🔹در سوی دیگر میدان، رقبای آنتروپیک یعنی OpenAI (سازنده ChatGPT)، گوگل (Gemini) و xAI (Grok) انعطاف بسیار بیشتری نشان داده‌اند. طبق گزارش‌ها، هر سه شرکت موافقت کرده‌اند که گاردریل‌های (حفاظ‌های ایمنی) معمول برای کاربران عادی را در نسخه‌های نظامی حذف کنند. یکی از این شرکت‌ها تمام شروط پنتاگون را پذیرفته و دو شرکت دیگر نیز در حال مذاکره برای ورود به شبکه‌های سری با استاندارد «تمام اهداف قانونی» هستند. 🔻 این رخداد نماد شکست مقاومت «تکنو-اخلاقی» در برابر «رئالیسم نظامی» است. پنتاگون در حال استانداردسازی زیرساخت شناختی جنگ است؛ جایی که هوش مصنوعی نباید یک «مشاور اخلاق‌مدار»، بلکه باید یک «سلاح مطیع» باشد. فشار پنتاگون برای حذف محدودیت‌ها روی تسلیحات خودمختار و نظارت انبوه، نشان می‌دهد که در دکترین ۲۰۲۶، هوش مصنوعی دیگر ابزار جانبی نیست، بلکه «مغز افزار» اصلی در زنجیره کشتار (Kill Chain) است. کنار زدن آنتروپیک (که پیشرفته‌ترین مدل‌ها را در اختیار دارد) به نفع مدل‌های مطیع‌ترِ رقبا، پیامی روشن به سیلیکون‌ولی است: در عصر جنگ‌های شناختی و ترکیبی، یا «سرباز» می‌شوید یا «حذف». 🏷 پیوست تحلیلی نیویورک‌تایمز 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 آناتومی جنگ شناختی در عصر هوش‌مصنوعی؛ وقتی «بات‌های خفته» و «دیپ‌فیک» واقعیت را می‌بلعند 🔹در عصر پسا-حقیقت (Post-Truth)، جنگ‌ها دیگر تنها در خط مقدم به ذهن انسان‌ها و الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی منتقل شده است. ویدیوی پیوست، یک «کیس‌استادی» (Case Study) دقیق از همگرایی هوش مصنوعی مولد (Generative AI) و مهندسی اجتماعی در راستای عملیات روانی است. بیایید این مستند را از منظر فنی و علوم داده کالبدشکافی کنیم: 1️⃣ مکانیزم «بات‌های خفته» (Sleeper Bots & Cyborgs): در بخشی از ویدیو، آلبرت فیتارلی (پژوهشگر Citizen Lab) به حساب‌هایی اشاره می‌کند که سال‌ها پیش ساخته شده اما غیرفعال بودند و ناگهان در یک بازه زمانی خاص (بحران ۱۲ روزه) فعال شدند. تحلیل فنی: این تکنیک برای دور زدن الگوریتم‌های تشخیص اسپم (Spam Detection) پلتفرم‌هایی مثل X (توییتر سابق) استفاده می‌شود. الگوریتم‌ها معمولاً به حساب‌های قدیمی‌تر با تاریخچه (History) اعتبار بیشتری می‌دهند (Trust Score بالاتر). مهاجمان این اکانت‌ها را «آب‌نمک خوابانده» تا در لحظه بحران، به صورت هماهنگ (Coordinated Inauthentic Behavior) الگوریتم‌های «ترندینگ» را فریب دهند و یک موضوع خاص را به مسئله روز تبدیل کنند. 2️⃣ جعل عمیق و هوش مصنوعی مولد (Generative AI & Deepfakes): ویدیو به جعل ویدیوهایی از زندان اوین یا صداگذاری (Voice Cloning/Dubbing) روی تصویر رجب طیب اردوغان اشاره دارد. تحلیل فنی: امروزه مدل‌های زبانی بزرگ (LLMs) و مدل‌های تبدیل متن-به-ویدیو (Text-to-Video) مرز بین واقعیت و خیال را از بین برده‌اند. جعل صدا با استفاده از مدل‌هایی مانند VALL-E یا ElevenLabs با داشتن تنها ۳ ثانیه از صدای اصلی، با دقتی ترسناک قابل انجام است. هدف در اینجا ایجاد «شوک شناختی» است؛ یعنی ارائه محتوایی چنان تکان‌دهنده که سیستم لیمبیک مغز (مرکز احساسات) را تحریک کرده و فرصت تفکر انتقادی را از قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex) بگیرد. 3️⃣ زنده کردن مردگان؛ تکنیک «شلیک انبوه دروغ» (Firehose of Falsehood): بخش مربوط به «مبینا بهشتی» (که خبر فوتش منتشر شد اما زنده بود) نمونه کلاسیک تکنیک روسی Firehose of Falsehood است. تحلیل شناختی: هدف دیس‌اینفورمیشن همیشه «اقناع» نیست؛ گاهی هدف ایجاد «آنتروپی اطلاعاتی» است. یعنی آنقدر حجم اخبار متناقض و جعلی زیاد شود که مخاطب دچار درماندگی شناختی شده و دیگر هیچ خبری (حتی خبر راست) را باور نکند یا بالعکس، هر دروغی را بپذیرد. 4️⃣ همگام‌سازی سایبر-کینتیک (Cyber-Kinetic Synchronization): نکته بسیار ظریف ویدیو، هماهنگی بین عملیات سایبری (انتشار اخبار جعلی) و عملیات کینتیک (تحرکات نظامی واقعی) است. این نشان‌دهنده یک «جنگ ترکیبی» (Hybrid Warfare) است که در آن لایه اطلاعاتی به عنوان پشتیبان آتش برای لایه نظامی عمل می‌کند. آنچه در این ویدیو می‌بینیم، استفاده از تکنولوژی نه برای آگاهی‌بخشی، بلکه برای «هک کردن ادراک» (Perception Hacking) است. تنها راه مقابله با این سطح از عملیات روانی که توسط هوش مصنوعی تقویت شده است، ارتقای «سواد شناختی» و استفاده از ابزارهای «راستی‌آزمایی دیجیتال» (Digital Forensics) است. 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
💠 ساخت تصاویر جذاب با هوش مصنوعی 💎 لوگوهای بافتنی 📋 برای ساخت این تصویر: 1️⃣ از مدل Nano Banana Pro یا GPT 1.5 استفاده کنید. 2️⃣ حالت Create Images را انتخاب و تصویر خود را آپلود کنید. 3️⃣ پرامپت زیر را کپی و الصاق کنید:
Create a highly detailed embroidered patch of the uploaded logo. The patch should feature raised stitching and textured embroidery, giving it a realistic, 3D look. Maintain accurate colors and logo proportions.

Present the patch isolated on a transparent PNG background, without any fabric or surface beneath it.

Make it look like a professionally made logo patch ready for apparel or accessories.
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 همگرایی غول انرژی و ابرقدرت سایبری؛ معماری «حاکمیت دیجیتال» سعودی بر بستر هوش مصنوعی و ژئوپلیتیک داده 🔹شرکت آرامکو (Aramco) و مایکروسافت یادداشت تفاهمی (MoU) امضا کرده‌اند که هدف آن تسریع استقرار «هوش مصنوعی صنعتی» و تقویت قابلیت‌های دیجیتال در عربستان سعودی است. بر اساس این توافق، تمرکز اصلی بر انتقال هوش مصنوعی از پروژه‌های آزمایشی به هسته‌ی سیستم‌های عملیاتی آرامکو روی پلتفرم ابری Azure است؛ حرکتی که با هدف افزایش بهره‌وری، رقابت‌پذیری و تاب‌آوری در عملیات جهانی انرژی این شرکت انجام می‌شود. 🔹قلب تپنده این تفاهم‌نامه، تلاش برای تثبیت «حاکمیت دیجیتال» (Digital Sovereignty) و حکمرانی داده‌هاست. دو شرکت نقشه‌ی راهی را ترسیم خواهند کرد که ضمن استفاده از فناوری ابری، کنترل‌های حاکمیتی را اعمال کرده و الزامات «اقامت داده» (Data Residency) در عربستان را برآورده کند. این اقدام کاملاً با استراتژی ریاض برای بومی‌سازی زیرساخت‌های حیاتی و اطمینان از باقی‌ماندن داده‌های حساس صنعتی تحت صلاحیت قضایی ملی همسو است. 🔹در لایه‌ای دیگر، این توافق به دنبال ایجاد یک «ستون فقرات دیجیتال یکپارچه» برای صنایع بالادستی، پایین‌دستی و پتروشیمی آرامکو است. اما فراتر از مصرف‌کننده بودن، آرامکو و مایکروسافت قصد دارند مالکیت معنوی (IP) در حوزه هوش مصنوعی صنعتی را به‌صورت مشترک توسعه و تجاری‌سازی کنند. هدف نهایی، ایجاد یک بازار جهانی برای سیستم‌های عملیاتی مبتنی بر هوش مصنوعی در بخش انرژی است؛ جایی که راه‌حل‌های توسعه‌یافته در عربستان بتوانند در سطح بین‌المللی رقابت کنند. 🔹توسعه سرمایه انسانی نیز بخش مهمی از این توافق است. برنامه‌های آموزشی گسترده‌ای در حوزه‌های مهندسی هوش مصنوعی، امنیت سایبری و حکمرانی داده برای نیروی کار سعودی در نظر گرفته شده است تا نسل جدیدی از تکنوکرات‌های صنعتی مسلط به زبان دیجیتال تربیت شوند. 🔺این توافق فراتر از یک به‌روزرسانی فنی است؛ این یک مانور راهبردی در «ژئوپلیتیک داده‌ها» محسوب می‌شود. آرامکو با این حرکت، هوش مصنوعی را نه به‌عنوان یک ابزار پشتیبانی، بلکه به‌عنوان یک «شایستگی اصلی» (Core Competency) بازتعریف می‌کند. نکته کلیدی اینجاست که عربستان با وجود اتحاد با غول فناوری آمریکایی (مایکروسافت)، بر مفهوم «ابرِ حاکمیتی» (Sovereign Cloud) اصرار دارد. این یعنی تلاش برای ایجاد توازن میان «وابستگی فناورانه به غرب» و «استقلال اطلاعاتی»؛ مدلی که در آن زیرساخت از غرب می‌آید، اما کنترل داده‌های حیاتی انرژی باید در داخل مرزهای جغرافیایی و شناختی ریاض باقی بماند. در چشم‌انداز کلان، این همکاری نشان‌دهنده تغییر میدان نبرد در امنیت انرژی است. امنیت دیگر فقط حفاظت فیزیکی از لوله‌ها و چاه‌ها نیست؛ بلکه به توانایی کنترل الگوریتم‌هایی بستگی دارد که نبض استخراج و توزیع را در دست دارند. آرامکو و مایکروسافت در حال ساخت الگویی هستند که در آن «داده‌های انرژی» به اندازه خودِ «نفت» ارزشمند و استراتژیک می‌شود و هرکس بر هوش مصنوعیِ مدیریت‌کننده این داده‌ها مسلط باشد، دست برتر را در معادلات انرژی جهان خواهد داشت. 🏷 پیوست خبری 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت