MetaCog I متاکاگ
💠 عملیات شناختی بیش از ۳۵۶ هزار حساب جعلی حامی پهلوی در یک شبکه هماهنگ
/سایبریان/
🔻جف باردین، کارشناس امنیت سایبری و مؤسس شرکت Treadstone71، در گزارشی از ایجاد بیش از ۳۵۶ هزار حساب کاربری جعلی پرده برداشت که به صورت کاملاً هماهنگ و در فواصل ۶۰ ثانیهای فعال شدهاند.
🔹تمام این حسابها به عنوان حامیان پهلوی فعالیت میکنند و الگویی که از آنها مشاهده شده، احتمال مدیریت آن توسط عامل انسانی را عملاً غیرممکن میسازد.
🔹تحلیل تکنیکال و رفتاری:
در پارادایم جنگهای نسل پنجم (5GW)، «تعداد» دیگر نشاندهنده «جمعیت» نیست، بلکه نمایانگر «قدرت محاسباتی» است. گزارش فنی و تکاندهندهای که توسط جف باردین (Jeff Bardin)، استراتژیست ارشد امنیت سایبری و بنیانگذار شرکت اطلاعاتی Treadstone 71 منتشر شده، پرده از یک عملیات «دستکاری پلتفرم» (Platform Manipulation) در مقیاس صنعتی برمیدارد.
🔺دادههای فنی عملیات:
▫️حجم شبکه (Botnet Size): شناسایی ۳۵۶,۰۰۰ حساب کاربری (Nodes).
▫️جهتگیری محتوایی: حمایت انحصاری و تکبعدی از جریان پهلوی.
▫️آنومالی زمانی: فعالیت بر اساس الگوهای زمانی قطعی.
▫️انسان یا ماشین؟ در تشخیص هویت دیجیتال، یکی از مهمترین شاخصها «آنتروپی رفتاری» است. رفتار انسانی دارای خاصیت تصادفی است، در حالی که ماشینها بر اساس اسکریپت عمل میکنند. باردین در تحقیقات خود کشف کرد که این حسابها با فواصل زمانی دقیقاً ۶۰ ثانیهای فعال شده و اقدام به انتشار محتوا کردهاند.
در علم دادهکاوی، چنین نظم دقیقی در تایماستمپها (Time-stamps) نشاندهنده اجرای فرمان توسط Cron Jobs (وظایف زمانبندی شده کامپیوتری) است.
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 افشاگری نشریه پودیوم؛ مهندسی ذهن ۱۸ میلیون ایرانی توسط ۱۷۰ اکانت توییتری اسرائیلی
(سندی که ثابت میکند #شبکههای_اجتماعی بیگانه نه یک ابزار ارتباطی، بلکه اتاق جنگی برنامهریزیشده برای هدایت آشوبها و تحمیل خسارت به کشور هستند)
🔴 دادهکاویها پرده از یک عملیات سنگین در پلتفرم X (توییتر) علیه #ایران برداشت؛ موجسازیها و فراخوانهایی که در این فضا دیده شد، جوشش مردمی در خیابانهای #تهران نبود، بلکه خروجی مستقیم اتاقهای عملیات روانی در تلآویو بوده است.
«محور عبری و بازوهای سایبریاش، دستورات خود را لایهبندی کرده و با جعل عنوان، آن را به اسم "صدای ملت ایران" به خورد مخاطب دادند.»
‼️ آمارها تکاندهنده است: شاهد جهش ۴۹۰ درصدی در محتوای ضدایرانی بودیم؛ اما نکته اینجاست که سرچشمه اصلی این ۴۳۷۰ محتوای بازنشر شده، تنها و تنها ۱۷۰ حساب کاربری بوده است!
این بمباران خبری ۱۸ میلیون کاربر را هدف گرفت؛ یک «عدم تقارن معنادار» میان تعداد ناچیز تولیدکنندگان محتوا و جمعیت عظیم تحت تأثیر وجود دارد.
بررسیهای فنی ثابت کرد که منشأ این کارزار، شهرهای ایران نبوده، بلکه شبکهسازی کاملاً از خارج مرزها هدایت شده است.
لیدرهای اصلی این جریان، حسابهای متصل به اسرائیل و نهادهای امنیتی همکار آن بودند که وظیفه تزریق و جهتدهی به این حجم از دیتا را بر عهده داشتند.
ا وقتی که «حاکمیت ملی» بر #فضای_مجازی اعمال نشود و پروژه #اینترنت_ملی به بهرهبرداری کامل نرسد، این چرخه نفوذ ادامه دارد و چهبسا در آینده هزینههای امنیتی و اجتماعی سنگینتری را متحمل شویم.
📄 گزارشهای اخیر منتشر شده توسط اندیشکدههای دادهکاوی (از جمله گزارش نشریه پودیوم)، پرده از یک «کارزار تاثیرگذاری محاسباتی» برداشتهاند که به وضوح نشاندهنده تغییر میدان نبرد از «زمین» به «ذهن» است.
در تحلیل تکنیکال این رخداد، با پدیدهای مواجه هستیم که در علوم داده به آن «توزیع دمدراز»معکوس میگویند؛ جایی که اقلیتی بسیار محدود، اکثریتی عظیم را شبیهسازی میکنند.
آمار از منظر علوم داده:
▫️هسته مرکزی (The Core): تنها ۱۷۰ حساب کاربری (Nodes).
▫️ضریب نفوذ (Reach): ۱۸ میلیون کاربر یونیک.
▫️نرخ تکثیر: رشد ۴۹۰ درصدی محتوا در بازه زمانی بحران.
▫️مکانیسم: بازنشر ۴۳۷۰ محتوای مادر توسط باتنتها و اکانتهای سایبورگ
🔺 تحلیل شناختی و روانشناسی سایبر (Cyber-Psychology):
1️⃣ استراتژی «آستروتورفینگ» (Astroturfing):
این عملیات مصداق بارز تکنیک «چمنسازی مصنوعی» یا آستروتورفینگ است. در این روش، اتاقهای عملیات روانی (PsyOps) با استفاده از حسابهای جعلی، تلاش میکنند پیامی که از بیرون (تلاویو/سرویسهای خارجی) دیکته شده را به عنوان یک «جنبش خودجوش مردمی» جا بزنند.
هدف شناختی: ایجاد خطای ادراکی «جهل کثرتگرایانه»؛ به این معنا که کاربر ایرانی تصور کند "همه" به دنبال آشوب هستند، پس او نیز باید همرنگ جماعت شود (اثر ارابه موسیقی یا Bandwagon Effect).
2️⃣ دستکاری الگوریتمی
این ۱۷۰ حساب کاربری با بهرهگیری از باگهای الگوریتم X (توییتر سابق)، سیگنالهای تعامل (Engagement Signals) را به صورت مصنوعی بالا بردند تا محتوا وارد «تایملاین» و بخش «For You» کاربران واقعی شود. این یعنی مهندسیِ آنچه مردم میبینند، پیش از آنکه حتی فرصت تفکر داشته باشند.
3️⃣ برونسپاری شناختی:
تحقیقات نشان میدهد منشأ IP و الگوهای زمانی (Time-stamps) فعالیت این شبکه، نه با ساعت بیولوژیک تهران، بلکه با ساعات کاری اتاقهای عملیات در تلاویو و همکاران منطقهای آنها همپوشانی داشته است. این یعنی «استعمار شناختی»؛ جایی که هیجانات یک ملت توسط الگوریتمهای بیگانه مدیریت میشود.
🔹در عصر هوش مصنوعی، مرزهای جغرافیایی جای خود را به «مرزهای دادهای» دادهاند. تا زمانی که دادههای رفتاری کاربران ایرانی در اختیار پلتفرمهایی است که خود بخشی از «زنجیره کشتار شناختی» (Cognitive Kill Chain) دشمن هستند، آسیبپذیری سیستم عصبی جامعه قطعی است.
ضرورت شبکه ملی اطلاعات: این مفهوم در ادبیات مدرن به عنوان «حاکمیت داده» شناخته میشود. بدون زیرساخت بومی، ما عملاً زمین بازی، داور و قوانین بازی را به حریف واگذار کردهایم.
حکمرانی هوشمند: نیاز به استقرار سیستمهای تشخیص درنگ مبتنی بر AI برای شناسایی و خنثیسازی باتنتها قبل از وایرال شدن محتوا.
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
📚 کتاب اشراف سیاه
#معرفی_کتاب
#هفته_سیوهفتم
📄 چند خطی درمورد کتاب:
موضوع «اشراف سیاه» که ترجمهای از کتاب مهمّ «تاویستاک» نوشته جان کُلمن است معرفی و بررسی مهمترین مرکز کنترل ذهن در جهان و بیان نقش رسانه در این باره در غرب میباشد. در این کتاب، کلمن پرده از اعمال مؤسّسهای مخفی برمیدارد که یکی از مؤسسات تشکیل شده برای کنترل ذهن در جهان است. این مؤسسه با نام «تاویستاک» (انستیتو روابط انسانی تاویستاک) شناخته میشود و مرکز آن در «لندن» قراردارد. هر چند تاویستاک تنها یکی از مراکز دستکاری افکار عمومی و متعلّق به اقلّیتی زرسالار است، امّا به نوعی مادر مراکز «شستوشو دهنده ذهن» بهحسابمیآید. در کتاب اشراف سیاه، از یافتههای حاصل چندین و چند سال مطالعه و تحقیق جان کلمن استفاده میشود و موضوعی مورد بررسی قرارمیگیرد که پیش از این ناشناخته بودهاست. موضوعات شگفتآوری مثل چگونگی تغییر الگو در آموزش و پرورش جهان، نقش رسانهها و تبلیغات در تغییر افکار عمومی، استفاده از تغییر هوّیت مردم برای هماهنگی آنها با قوانین مدرن، ورود آمریکا به جنگ جهانی اوّل و دوم (بدون آنکه مخالفتی از سوی مردم صورت پذیرد)، تغییر افکار بر ضدّ صلح، نقش سیاستمداران و بازیگران در کنترل ذهن، ورود بیماریها به جهان توسط تاویستاک و...
🔗 برای دانلود/ خریداری کتاب
🔗 برای مطالعه و اطلاعات بیشتر
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
📚 کتاب اشراف سیاه #معرفی_کتاب #هفته_سیوهفتم 📄 چند خطی درمورد کتاب: موضوع «اشراف سیاه» که ترجمهای
✍ روایت متاکاگ از کتاب اشراف سیاه
🔹این هفته کتاب «اشراف سیاه» را خواندم؛ ترجمه اثری از جان کلمن درباره «انستیتو روابط انسانی تاویستاک». کتابی که از همان صفحات نخست روشن میکند با یک روایت معمول تاریخی طرف نیستیم، بلکه با ادعایی بزرگ روبهرو هستیم: اینکه بخش مهمی از تحولات سیاسی، فرهنگی و حتی جنگهای قرن بیستم، محصول مهندسی افکار عمومی و هدایت ذهن جمعی بوده است.
آنچه این کتاب را متفاوت میکند، تمرکز آن بر «کنترل ذهن» در مقیاس تودهای است. نویسنده تاویستاک را نه فقط یک مؤسسه پژوهشی در لندن، بلکه نوعی اتاق فرمانِ مهندسی اجتماعی معرفی میکند؛ نهادی که بهزعم او، در خط مقدم طراحی و اجرای عملیات روانی، تبلیغات علمی و تغییر الگوهای فکری جوامع غربی قرار داشته است.
🔸از جنگ سخت تا جنگ ذهنها
یکی از محورهای اصلی کتاب این است که جنگها پیش از آنکه در میدان نبرد آغاز شوند، در ذهن مردم آغاز میشوند. کلمن با اشاره به نقش «ولینگتون هاوس» در آستانه جنگ جهانی اول، آن را «کارخانه تولید روایت» مینامد؛ جایی که به تعبیر برخی منتقدان معاصر، اطلاعات جهتدار و گمراهکننده تولید میشد تا افکار عمومی برای ورود به جنگ آماده شود.
کتاب مدعی است که همان الگوهای تبلیغاتی بعداً برای ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم، کره، ویتنام، صربستان و حتی جنگهای عراق نیز بهکار گرفته شد. در این تحلیل، افکار عمومی نه یک نیروی خودجوش، چراکه پدیدهای «ساختنی» معرفی میشود؛ ساختهشده از طریق رسانه، نظرسنجی، سینما، موسیقی، آموزش و حتی تغییر هنجارهای اخلاقی.
🔸مهندسی اجتماعی؛ از آموزش تا فرهنگ
فصلهای میانی کتاب بهنظر من از مهمترین بخشها هستند. در بحث «تغییر الگو در آموزش و پرورش»، نویسنده نشان میدهد که چگونه تغییر محتوا و روشهای آموزشی میتواند در بلندمدت، نگرش نسلها را دگرگون کند. در فصل «ساختن افکار عمومی»، پیوند میان علوم اجتماعی، صنعت نظرسنجی و رسانههای جمعی بررسی میشود؛ اینکه چگونه دادهسازی و افکارسنجی، به ابزاری برای هدایت سیاسی تبدیل میشود.
نقش چهرههایی مانند ادوارد برنیس که او را از پیشگامان روابط عمومی مدرن میدانند در کتاب پررنگ است. کلمن معتقد است بسیاری از تکنیکهای تبلیغاتی قرن بیستم، بر پایه نظریات روانکاوانه و شرطیسازی رفتاری شکل گرفتهاند. حتی به ارتباط روشهای تبلیغاتی با نظامهای اقتدارگرا اشاره میکند و نشان میدهد که تکنیک، فارغ از ایدئولوژی، میتواند در هر ساختاری به کار گرفته شود.
🔸ادعاهای بزرگ و ضرورت دقت
صادقانه بگویم، «اشراف سیاه» کتابی است که با ادعاهای بسیار گسترده نوشته شده است. از انقلاب بلشویکی تا سقوط سلسلهها، از تغییرات فرهنگی تا جنگهای جهانی، همه در چارچوب یک طرح کلان مهندسی ذهن تحلیل میشوند. این گستردگی، هم نقطه قوت کتاب است و هم جایی که خواننده باید با ذهنی نقاد پیش برود.
برخی از ادعاها در فضای پژوهشی رسمی محل مناقشهاند و نیازمند بررسی تطبیقی با منابع دیگر هستند. به همین دلیل، پیشنهاد میکنم این کتاب نه بهعنوان «حکم نهایی»، بلکه بهعنوان «روایت هشداردهنده» خوانده شود؛ روایتی که ما را نسبت به نقش پنهان رسانه، تبلیغات و مهندسی اجتماعی حساستر میکند.
🔸جنگ روانی؛ فصلهای تکاندهنده
فصلهایی مانند «جنگ تبلیغاتی و روانی»، «ورود آمریکا به جنگ جهانی اول در سایه تبلیغات»، یا «هنر سیاه دروغگویی موفقیتآمیز» بهخوبی نشان میدهند که نویسنده چگونه پیوند میان روایتسازی و سیاستگذاری را تحلیل میکند. در این چارچوب، حتی یادمانهای جنگی، صنعت موسیقی و چهرهسازی از سیاستمداران نیز بخشی از یک شبکه بزرگتر تأثیرگذاری معرفی میشوند.
بحث «انتخاب کاندیدا توسط من، نه انتخاب من» نیز قابل تأمل است؛ این ایده که نظامهای مدرن، با بهرهگیری از دادهکاوی و تبلیغات هدفمند، میتوانند احساس انتخاب آزاد را حفظ کنند، در حالی که گزینهها و اولویتها از پیش شکل داده شدهاند.
🔻چرا این کتاب مهم است؟
بهنظر من اهمیت کتاب «اشراف سیاه» در این است که یک سؤال اساسی را جدی میکند:
آیا ما واقعاً آنگونه که فکر میکنیم مستقل میاندیشیم؟
در دنیایی که رسانههای جمعی، شبکههای اجتماعی، نظرسنجیها و تحلیل دادهها نقش تعیینکنندهای در سیاست و فرهنگ دارند، خواندن کتابی که این سازوکارها را از زاویهای انتقادی بررسی میکند، میتواند چشمگشا باشد؛ حتی اگر با همه نتایج آن موافق نباشیم.
این کتاب به ما یادآوری میکند که جنگها فقط با سلاح و ارتش پیش نمیروند؛ با تصویر، خبر، موسیقی، آموزش و حتی تغییر استانداردهای اخلاقی هم پیش میروند. اگر این نگاه را بپذیریم، آنگاه مفهوم «جنگ نرم» یا «جنگ شناختی» دیگر یک اصطلاح مبهم نخواهد بود، بلکه بخشی از واقعیت سیاست مدرن خواهد شد.
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠پایان عصر «دستور»؛ ظهور رایانش مبتنی بر «قصد» (Intent-based Computing) #پارت_اول: 🔺 انقلاب ۲۰۲۶؛ و
💠 خط مونتاژ دیجیتال؛ پروتکلهای A2A و نبرد برای امنیت خودکار
#پارت_دوم
🔺 فراتر از باتها؛ شبکهسازی ایجنتها و بازآفرینی امنیت در ۲۰۲۶
گوگل در این گزارش مفهوم «خط مونتاژ دیجیتال» را معرفی میکند. اگر ۲۰۲۴ سالِ ایجنتهای منفرد بود، ۲۰۲۶ سالِ سیستمهای عاملِ متصل به هم است که فرآیندهای تجاری را از ابتدا تا انتها مدیریت میکنند.
جزئیات فنی و استراتژیک:
1️⃣ پروتکل A2A (Agent2Agent): گوگل از استاندارد باز جدیدی برای تعامل ایجنتها با یکدیگر خبر میدهد. این پروتکل اجازه میدهد ایجنتهای شرکتهای مختلف (مثلاً ایجنت Salesforce با ایجنت Google) با هم مذاکره و تبادل داده کنند.
2️⃣ پروتکل MCP (Model Context Protocol): راهکاری برای حل مشکل «دانش منجمد» مدلها. MCP اجازه میدهد LLMها به صورت دوطرفه و امن به دیتابیسهای زنده (مانند BigQuery) متصل شوند.
3️⃣ امنیت در عصر ایجنتها: ۴۶٪ از مدیران، ایجنتهای امنیتی را برای مقابله با حملات پیچیده مستقر کردهاند. مفهوم Agentic SOC (مرکز عملیات امنیت ایجنتیک) فرآیند شناسایی تا پاسخ (Response) را خودکار میکند.
4️⃣ مورد مطالعاتی (Torq): این شرکت توانسته با ایجنتهای هوشمند، ۹۰٪ از وظایف تحلیلگران سطح ۱ امنیتی را خودکار کرده و سرعت پاسخگویی را ۱۰ برابر افزایش دهد.
در نبردهای شناختی و سایبری آینده، سرعتِ چرخه OODA (مشاهده، جهتگیری، تصمیم، اقدام) به واسطه این خطوط مونتاژ دیجیتال به میلیثانیه خواهد رسید. برنده کسی است که «ارکستراسیون» بهتری میان ایجنتهای دفاعی و هجومی ایجاد کند.
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 خط مونتاژ دیجیتال؛ پروتکلهای A2A و نبرد برای امنیت خودکار #پارت_دوم 🔺 فراتر از باتها؛ شبکهسازی
💠 شکاف مهارتی و ظهور «رئیس دفتر هوش مصنوعی» (Chief of Staff for AI)
#پارت_سوم
🔺سرمایه انسانی در ۲۰۲۶؛ چرا مهارتهای نرم، سختترین مهارتها خواهند بود؟
آخرین ترند گزارش گوگل بر حیاتیترین عنصر تمرکز دارد: انسان. با وجود پیشرفت تکنولوژی، موفقیت یا شکست در ۲۰۲۶ وابسته به توانمندی افراد در مدیریت این اکوسیستمهای هوشمند است.
تحلیل دادهمحور:
1️⃣ نیمهعمر مهارتها: گزارش هشدار میدهد که نیمهعمر مهارتهای حرفهای به ۴ سال و در حوزه تکنولوژی به تنها ۲ سال کاهش یافته است. ۸۴٪ از کارمندان خواهان تمرکز بیشتر سازمانها بر یادگیری AI هستند.
2️⃣ ظهور نقشهای جدید: تخصصهایی مانند «ارکستراتور ایجنت» یا «رئیس دفتر برای AI» در حال شکلگیری هستند که هنوز در بازار وجود ندارند. این افراد باید «دو زبانه» باشند؛ یعنی هم زبان بیزنس/استراتژی و هم زبان مدلهای هوش مصنوعی را بفهمند.
3️⃣ ۵ ستون یادگیری AI:
تعیین اهداف قابل اندازهگیری.
جلب حمایت مدیران ارشد (Executive Sponsorship).
تداوم انگیزه و پاداش به نوآوری.
ادغام AI در جریان کاری روزمره (مانند هکاتونهای داخلی).
آمادگی برای ریسکهای جدید با چارچوبهای اخلاقی.
۲۰۲۶ سالی است که کارمندان از «حدس زدن» به «دانستن» مهاجرت میکنند. اما این مسیر از طریق ابزار نمیگذرد، بلکه از طریق «تغییر ذهنیت» (Mindset Shift) میگذرد. ایجنتها عاملیت انسانی را حذف نمیکنند، بلکه آن را به سطوح استراتژیکتری ارتقا میدهند که نیازمند قضاوت اخلاقی و تفکر انتقادی عمیقتر است.
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت