eitaa logo
𝐌𝐢𝐜𝐡𝐚
80 دنبال‌کننده
21 عکس
4 ویدیو
1 فایل
𝙼𝚎¿ @Micha_H ♡━━━━ - ━━━━♡ میچا تک جنیمه واسه خودمه پس صیکتو بزن الکی هم نگو واسه خودته همه میدونن مال منه_روبی میچا تک جنیمهو مالخودمه ثیککن _جیانام میچا قلبمه زندگیمهبراخودمه_لیارا میخوای قبول کن یانکن میچا عشق زندگیم تاابد_هانی
مشاهده در ایتا
دانلود
تؤ این چنل چــآلشی میتؤنــی بــآ یـه چآلش یهـ.هویی 1کآ سکه ببريׅ🍮᮫᜔̣ׅ. ࣪ ׅ                         https://eitaa.com/joinchat/1303840437C049f06f209      . 🍰̴᮫᜔᮫᜔ׅׅꪳꪷꪲ݁݁᩼͢์𖫰ׅׅ۫🍮᮫᜔̣ׅ. ࣪ ׅ       تؤ سکــــ،ه فوريمیخؤآستي🥄 ᮫᜔̣ׅ. ࣪ ׅ بیا تؤ این چنل درو کنׅ🍮᮫᜔̣ׅ. ࣪ ׅ 
هدایت شده از  #𝖫𝗂𝖺𝗋𝖺
487.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درود لیارامم اهم خو میدونم مدرسه ها داره باز میشه و هممون درگیر درسامونیم و مجبوریم کم بیایم ولی اونایی که دیل میزنن و کلا نمیان و نمیفهمم درسته باید رو درسا تمرکز کنیم ولی اخه چرا دیل؟ چرا رفتن؟ میتونید حداقل هفته ای یبار بیاین یا اگه تابستون میاین آیدی یجا دیگتونو بدین که نسبتاتون حالتونو بپرسن من خودم نیازمندم به آیدی هاتون ولی خواهش میکنم دیل نزنین خسته شدم دیگه به کم اومدن راضیم فقط نرین:) بیاین آیدی بدین @Xx_Liara فورنیست-🙎🏻‍♀️
بخون ناز
EnEmy to L□VER p1 _ توی ی جنگل تاریک بودم ! صدایی بجز باد و شاخه ها نبود ، ترسیده بودم ، از ی طرف دود آتیش بلند میشد ، لباسی که تنم بود ‌‌‌......ی حریر سفید بلند ساحلی مانند ، تاریک بود ، چشم هام بستم.......دوباره باز کردم.....داخل ی مزرعه بودم داخل ی کوهپایه بود بیشتر ، وسط گل های آفتابگردان بودم ، لباسم تغییر کرده بود ....ی دامن کوتاه کیپور سفید با ی نیم تنه زرد ، روی موهام هم ی شاخته ی تاج گل آفتابگردان بود ...... یهو از خواب پریدم _ یهو بلند شد نشست روی تخت دست کشید به موهاش ] ......لعنت ‌‌.....این چه کوفتی بود خدایا & کارینا عزیزم؟؟؟؟؟؟ _ ب....بله مامان....... & دخترم بیا پایین صبحانه _ اره اومدم [ ویو: این چند روز خواب های عجیبی میدمم ، ترسناک بودن ، امروز بهترین روز منه تولد جین ، جین داداش بزرگ تر منه ، همیشه حواسش بهم هست و خیلی دوسم داره ،با اینکه داداش واقعیم نیست.....راستش مامانم با پدرش ازدواج کرده ، خانواده خوشحالی هستیم اقای کیم .....خب زیاد از من خوشش نمیاد اما جین همیشه بهم توجه میکنه و باهام خوبه ، زندگی تغریبا خوبی داریم اقای کیم توی ی شرکت کار میکنه و مامانم هم توی ارایشگاه کار میکنه ...جین هم معلوم نیست چیکار میکنه .....منم داخل موزه کار میکنم ‌.....دانشگاه‌هم تموم شده ولی خب .....مدرکم مال رشته ی هنر ... زیاد نمیتونم کار پیدا کنم .......همینم خوبه ماهی ۴۰ دلار کافی ( ۱۰ ملیون) ولی مامان هم خیلی تلاش میکنه . لباس های معمولی پوشیدم رفتم پایین ] _ صبح بخیر ( لبخند) & صبح بخیر عروسکم _ صبح بخیر داداشی ( موهای جین بهم ریخت) * صبح بخیر کوچولو ی رو مخ (پدر جین احمیتی به جیسو نداد و داشت قهوا اش رو میخورد ) _ یکم ناراحت شد ولی به خودش نیورد) چند دقیقه بعد از تموم شدن صبحانه]]]] _ مامان بزار من میز جمع کنم تو حالت خوب نیست & ی ناله از درد کرد ) بیخیال فقط یکم سرم درد میکنه همین عزیزم _ حالا من جمع میکنم نگران نباش ‌.....امروز سرکار نرو باشه؟؟؟؟؟ * موافقم مامان نرو ....استراحت کن _ باشه باشه ‌....‌‌. [کارینا اروم اروم میز جمع کرد ] # یکم سریع تر ( سرد _ ....ب....باشه بابا (سریع تر جمع کرد ) * خب ....من دیگه باید برم سر کار ( اروم از روی میز بلند شد ) & منم بهتره یکم برم بخوابم . # هوم برو (جین رفت و آلیا هم رفت استراحت کنه ) اسم مادر کارینا آلیا> # نشسته بود روی مبل و داشت با گوشیش کار میکرد ) _ لباس هاش پوشید که بره سر کار ] نمیخوای بیای رمان بخونی جوجو؟؟؟ بزن روی رمان 😝
هدایت شده از Moon ga★
دیلی با وایب مونگا یونگ؟؟ بیا اینجا خاله مونگا بهت 🥥 میده🤏🏻 ✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧≻───── ⋆✩⋆ ─────≺ همه اد میشن!🧇