eitaa logo
تا الان نمی دونستی 🤯
153.6هزار دنبال‌کننده
7هزار عکس
7.5هزار ویدیو
0 فایل
" بنام خالق هستی" به چشماتون احتــــرام بذارید هر کانالی ارزش دیدن نداره ... ●《 رزور تبلیغات : @tablighatsefid 》● ●《 @s_nikfr :ارتباط با ما 》●
مشاهده در ایتا
دانلود
🛑بالاخره خانومِ کیک به ایتا آمد 😳🍮 🍰آموزش ۱۰۰۰ مدل کیک 🧁آموزش ۱۰۰۰ مدل دسِر 🥮آموزش ۱۰۰۰ مدل شیرینی اینجا منبعِ جدیدترین دستورهاس 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/572261996Cde5f556b2c
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
⁉️جرم سماور رو با این دو قلم از بین ببر ✅ اینجا روشش رو ببین 👇 ⬅️ مشاهده فیلم
🔹️در دست دکتر ایروینگ فینکل لوحی ۳۷۷۰ ساله است که داستان خدای انکی و صحبت او با پادشاه سومری آترام هاسیس(شخصیت نوح در نسخه‌های قبلی داستان سیل بزرگ) را روایت می‌کند. طبق این متن به او توصیه‌هایی جهت ساخت یک کشتی به طول ۲۲۰ فوت را می‌دهد! ▪《● @MidonestiCom ●》▪
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
نزدیکترین شیر به شیر مادر مالِ چه حیوانیه⁉️ گاو گوسفند الاغ بُز
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در برزیل رانندگان کامیون‌ها ی در امان ماندن از سارق جاده‌ای خودروی خود را شبیه شوتی‌ها می‌کند و ارتفاع عقب آنها را حدود ۲ متر بالا می‌برند ▪《● @MidonestiCom ●》▪
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نحوه عملکرد دوربین‌های کنترل سرعت پلیس راهور رو دیده بودین؟ ▪《● @MidonestiCom ●》▪
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خانمهایی که از بهم ریختگی خونه کلافه میشن😮‍💨😮‍💨 و دوست دارن همیشه خونشون برق بزنه 😍✨ این کانال با کلی ایده منتظر شماست دیگه نگران نباشید 😉🥰 اینم لینکش👇👇 https://eitaa.com/joinchat/775094741C26f99dea35
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
دوستان همه دارن از این کانال تعریف میکنن میگن از وقتی که عضو کانالشون  شدیم همه جا تمیز و مرتب 👍 زیاد شده برای کار کردن🥹👌 بریم عضو بشیم ببینیم چه خبره😍👇 https://eitaa.com/joinchat/775094741C26f99dea35 روایتی از یک خانواده شمالی 🧕
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی میگن جنگ اعصاب یعنی همین ▪《● @MidonestiCom ●》▪
517.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹ترس يک توهم ذهنی است! و اگر به آن غلبه نكنيد تبديل به محدوديت میشود. ببینید فقط با ماژیک دایره ها را کوچیک تر میکند و مانعی جلویش قرار نمیدهد... ▪《● @MidonestiCom ●》▪
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
من پسری یتیم که عموم منو بزرگ کرد عمو و زن عموم خیلی خوب باهام رفتار میکردن‌ ولی پسرعموم از من متنفر بود و همیشه سعی میکرد بی‌کس بودنمو به رخم بکشه هرچی میخواستم اون دست میزاشت روش و تصاحبش میکرد..... جوان بودم که داخل طلا فروشی عموم مشغول به کار شدم ی دختر به اسم هرروز برا پدرش ناهار میاورد تو همین رفت و آمدا فهمیدم عاشقش شدم و فقط بخاطر اینکه بتونم نیکیو بیشتر ببینم از طلا فروشی عموم اومدم بیرون و داخل حجره‌ی فرش فروشی پدر نیکی مشغول بکار شدم. همچی به خوبی میگذشت تا اینکه یروز گذر پسر عموم به حجره افتاد و از نگاههای من به نیکی متوجه علاقه‌م شد و این شد شروع بدبختیای من تمام تلاششو میکرد که به نیکی نزدیک بشه و من هیچ‌کاری برای دور کردنش نمیتونستم انجام بدم ی روز رفتم محل کارش باهاش اتمام حجت کردم که دیگه دورو بر نیکی نپلکه ولی با چیزی که گفت دنیا دور سرم چرخید و چشمام سیاهی رفت باورم نمیشد اون و نیکی.....😱😱 برای خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/2642411885C4496ef5679