8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سیب و سرکه و دارچین ترکیبی بینظیر برای کاهش قند خون شماست، فقط کافیه قبل نهار و شام یک قاشق ازش استفاده کنید تا از نتیجه عالیش لذت ببرید👌
▪《● @MidonestiCom ●》▪
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضیا دل دریا و روح بزرگی دارن
میتونست بگه زنگ بزن امدادخودرو بیاد ماشینتو جابهجا کنه، ولی خب پای خودشو امداد کرد👌
▪《● @MidonestiCom ●》▪
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🐦دیگه ۳ ساعت تو گوگل دنبال آهنگ نگرد!!
هرچی آهنگ میخوایی ۵ ثانیه ای اینجا پیدا میکنی👇
https://eitaa.com/joinchat/6226851C9aeb71955d
هدایت شده از 🌏دنیای عجایب🌏
کاملش𖦤☟︎︎︎𝗗𝗘𝗠𝗢 💊😈.mp3
زمان:
حجم:
484.8K
🎤 گلچینی از آهنگهای های شاد جدید 1405🎤
👈آهنگهای شاد دور دور 🏎
👈آهنگهای قدیم تا جدید 🎸
👈 آهنگهای عشقولانه جدید❤️
🎶
https://eitaa.com/joinchat/6226851C9aeb71955d
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لرستان سرزمین زیباییهای ناتمام،دامنه کوه تاکسو و کول پیر😍
▪《● @MidonestiCom ●》▪
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر یک روز خواستی از شلوغی فرار کنی، اینجا یکی از قشنگترین جاهای اطراف باغملکه🌱
▪《● @MidonestiCom ●》▪
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم،همسرم نبود...اومدم
داخل حیاط با این صحنه مواجه شدم👇
https://eitaa.com/joinchat/3096315551Cd79470075f
ادامه فیلم کانال #روزمرگی #مامان_شکوه👆
هدایت شده از 🌏دنیای عجایب🌏
سال ۹۸ بود… وسط جاده دخترم غیب شد! 😭یه تصادف وحشتناک، جادهی خلوت و سکوت… همسرم پیاده شد که کمک کنه، همون لحظه ماشین دوم از روبرو کوبید به ما. وقتی به خودم اومدم، صندلی عقب خالی بود! هرچی تو اون بیابون گشتم، دخترم نبود… آب شده بود رفته بود تو زمین!
اون شب، یه معجزه عجیب از امام حسین (ع) دیدم که زندگیم رو زیر و رو کرد. 🤲
https://eitaa.com/joinchat/3096315551Cd79470075f
#معجزه_امام_حسین
ادامه کانال روزمرگی مامان شکوه 👆
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نون رو از زبون خودش بشنوید🍞
▪《● @MidonestiCom ●》▪
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شکوهِ ایران را در قامتِ زاگرس ببین😍
🌳بلوط؛ میراثی زنده از هویت و اصالت ماست 🌿
▪《● @MidonestiCom ●》▪
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
من #ترنج دختر ی خدمتکار بودم اما از وقتی چشم باز کردم، داخل عمارت پدرخوندم (حشمت خان) مثل یک پرنسس بزرگ شدم همه چیز خوب بود…حتی بعد از مرگ مادرمم این زندگی ادامه داشت. تا وقتی که حشمت خان مُرد… بعد از چهلمش، پسرش جانشین شد و همون روز، زندگی منم عوض شد..برادر ناتنیم منو به دیوار کوبید و فریاد زد:مادرت یک کثافت بود… تو هم مثل همون هستی!یا از این عمارت برو یا مثل مادرت کلفتی کن. دنیا دور سرم چرخید…انگار از آسمان پرت شدم پایین…و من مجبور شدم بمونم همون جایی که تا دیروز برام مثل قصر بود. و کلفتی کنم....سالها گذشت…تا اینکه یک روز… بتول خانم، رازی را فاش کرد. رازی که هیچکس جرئت گفتنش را نداشت و فقط در چند ثانیه…همه چیز فرو ریخت…برادر ناتنیم خشکش زد چون فهمید.....
برای خواندن ادامه داستان روی لینک زیر ضربه بزنید👇❌
https://eitaa.com/joinchat/402130601Cd852fdb3be