eitaa logo
تا الان نمی دونستی 🤯
142.6هزار دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
9.4هزار ویدیو
0 فایل
" بنام خالق هستی" به چشماتون احتــــرام بذارید هر کانالی ارزش دیدن نداره ... ●《 رزور تبلیغات : @tablighatsefid 》● ●《 @s_nikfr :ارتباط با ما 》●
مشاهده در ایتا
دانلود
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سفر به 66 میلیون سال گذشته در عرض چند ثانیه... ▪《● @MidonestiCom ●》▪
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند تا خصوصیات جزایر ایرانی که چیزی ازشون نمی‌دونیم!‌ ▪《● @MidonestiCom ●》▪
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
دستش به زور به توت قرمز رسید...با لبخند دلنشین آن را چید و در دهانش گذاشت...مزه ی ترش و شیرینش دلش را مالش داد و سرشار از حس خوب شد...توت قرمزی نوک شاخه ی درخت بود، دست در از کرد برای چیدنش...اما همان لحظه دستی دورش حلقه شد... ترسیده سر جایش ایستاد...ضربان قلبش بالا رفت و گلویش خشک شد... بی‌بی بارها اخطار داده بود تنهایی پشت عمارت نرود...اما نتوانسته بود از توتها بگذرد...صدایی در گوشش نجوا شد...هیش توت فرنگی کوچولوی من منم نترس...با شنیدن صدایش ترسش چند برابر شد..اون...اون میخواست....😢😭 برای خواندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/279511303C487bad4b6d
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حلزون کند نیست، فقط میدونه که براش جایی نریدن! ▪《● @MidonestiCom ●》▪
🐴خر با سواد ملانصرالدین 🙈😂 روزي ملانصرالدين خطايي مرتکب ميشود و او را برای مجازات نزد حاکم مي برند. حاکم حکم مرگ صادر مي کند اما رافت به خرج مي دهد و مي گويد اگر بتواني ظرف سه سال به خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزی از مجازاتت درمي گذرم . ملانصرالدين هم قبول مي کند ... 🐴مشاهده ادامه داستان 🐴 🐴مشاهده ادامه داستان 🐴 بیا ببین چطوری باید سواد یاد داد 👆👆👆😅
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
دیگه نگو خدایا شکرت ، خدایا ممنونم و سپاسگزارم اینا دیگه قدیمی شده... اینجا 200 متن شکرگزاری یاد بگیر و با خدا عشق بازی کُن🥰👇 https://eitaa.com/joinchat/2971533943Cd97bb9573d شکرگزاری 75هزار نفره امشب 😍⬆️
علائم کمبود ویتامین D❌ ❤️ ▪《● @MidonestiCom ●》▪
خوراکی هایی ک میگرن رو تشدید میکنن ▪《● @MidonestiCom ●》▪
من جهانگیرم! پسر کوچیک یکی از بازاریای معروف تهران، تازه وارد سن بیست و چهارسالگی شده بودم که برادرم رو توی تصادف از دست دادم. برادرم دختر هشت ماهه ای داشت، بعد از مرگش، فقط به من وابسته و پیش من آروم می گرفت طوری که زن داداشم مجبور بود که با ما زندگی کنه، زن داداشم داشت اذیت میشد، زندگی کردن با ما براش سخت بود. مادرم وقتی پیشنهاد داد که عقدش کنم، بهم ریختم و از خونه بیرون زدم. تا چند روز خونه نرفتم که خبر آوردن دختر برادرم تب کرده و من و می خواد. مادرم بهم‌گفت که بچه گناه داره، سایه ی بالا سر بچه و مادرش بشم، چون ثواب می کنم.با اصرارش قبول کردم! برام‌مهم نبود و حسی بهش نداشتم، ولی شب خواستگاری وقتی محرمم شد..... https://eitaa.com/joinchat/3838443809C0fc180cfb3
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
سرگذشت واقعی جهانگیر👇🔥 https://eitaa.com/joinchat/3838443809C0fc180cfb3
خلاقیت در آشپزخانه🍽 ❤️ ▪《● @MidonestiCom ●》▪