eitaa logo
تا الان نمی دونستی 🤯
142.7هزار دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
9.4هزار ویدیو
0 فایل
" بنام خالق هستی" به چشماتون احتــــرام بذارید هر کانالی ارزش دیدن نداره ... ●《 رزور تبلیغات : @tablighatsefid 》● ●《 @s_nikfr :ارتباط با ما 》●
مشاهده در ایتا
دانلود
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وضعیت پارکینگ های شمال بعد از سیل! ▪《● @MidonestiCom ●》▪
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه قلب خوشگل قرمز به افتخارش ❤️ فقط آخرش!😁 واکنش مادرش که شاکی بود از اینکه رفته جای خطرناک نشون داد حس مادرانه تو موجودات تفاوتی با انسان نداره :) ▪《● @MidonestiCom ●》▪
تنها پاتوق بانوان در دور هم دیگه میگیم 😂 می‌خندیم 😆هم یه کوچولو میکنیم 🤥🤫 https://eitaa.com/joinchat/2807300420C1ff1cb4049 بزن روش حتما بهت خوش میگذره 🙋‍♀🙋‍♀
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
معما: روزی مردی با ۱۰ کیلو نمک 🧂 وارد خانه شد و به همسرش گفت: " شامی برام درست کن 🍲 که این ۱۰ کیلو توش باشه، ولی غذای شور نباشه ! وگرنه طلاقت می‌دم! زن شام رو آماده می‌کنه و مرد با تعجب می‌بینه که اصلاً نیست! 🤯 به نظرت شام چی بوده؟ 💢پاسخ معما💢 💢پاسخ معما💢 فقط ۵٪ درست می‌گن!
احمدشاه بهمراه خلبان و هواپیمای بلریو ▪《● @MidonestiCom ●》▪
کوچه پس کوچه‌های طهران دوره قاجاریه ▪《● @MidonestiCom ●》▪
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
🔹 عوارض عجیب 《ادرار کردن 》در حمام که نمیدونستی....  😱👇 ↩️ مشاهده فیلم ➡️⭕️ .
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👍گاهی آدم‌ها خیلی واضح با ما حرف می‌زنند؛ فقط نه با کلمات! وقتی کسی پیام تو رو می‌بینه و جواب نمی‌ده، وقتی بارها تماس می‌گیری و تماس‌ت رو پاسخ نمی‌ده، ممکنه یک «پیام ضمنی» در حال ارسال باشه: «فعلاً در اولویت من نیستی.» ▪《● @MidonestiCom ●》▪
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦋🌿اگه تمام وجودت رو دادی و بازم کم آوردی، وقتشه که نبودنت رو هدیه بدی... نظرت چیه؟ کی سزاوار این هدیه‌ هست؟". ▪《● @MidonestiCom ●》▪
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
دستش به زور به توت قرمز رسید...با لبخند دلنشین آن را چید و در دهانش گذاشت...مزه ی ترش و شیرینش دلش را مالش داد و سرشار از حس خوب شد...توت قرمزی نوک شاخه ی درخت بود، دست در از کرد برای چیدنش...اما همان لحظه دستی دورش حلقه شد... ترسیده سر جایش ایستاد...ضربان قلبش بالا رفت و گلویش خشک شد... بی‌بی بارها اخطار داده بود تنهایی پشت عمارت نرود...اما نتوانسته بود از توتها بگذرد...صدایی در گوشش نجوا شد...هیش توت فرنگی کوچولوی من منم نترس...با شنیدن صدایش ترسش چند برابر شد..اون...اون میخواست....😢😭 برای خواندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/279511303C487bad4b6d