eitaa logo
✿جَنَتُ الحُسِین✿
94 دنبال‌کننده
529 عکس
338 ویدیو
7 فایل
بِسـمِ رَبِ حُسِین (؏) (روزی‌آیَد‌ڪه‌دَرون‌ِحَرَمِت‌خواهیم‌خواند..! چِشم‌ِبَد‌دورعَجَب؛صَحن‌وسرایۍدارۍ:)🩺🫀 .. وَجَب‌به‌وَجَب‌دِلتَنگ ِ حَرَمت‌هستم ُ بَس..!🌱 -کُپی؟! حَلالِت مؤمِن
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹✨برخاتم اوصیاء مهدی صلوات 🤍✨برصاحب عصر ما مهدی صلوات 🌹✨خواهی که خداوند بهشتت ببرد 🤍✨بفرست تو بر حضرت 🌹✨مهدی مضطر صلوات 🌹✨  اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي 🤍✨  مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد 🌹✨ وَعَجِّل‌فَرَجَهُــم 🌸------------عاشقان حسینی------------🌸 https://eitaa.com/joinchat/3978888054C18be29d8d4🖤🫀
🦋گفتم آرامش؟؛ 🌴گفت:حسین❤️علیه السلام... ✨🫀 🌸------------عُشاقُ اَلحُسِین------------🌸 https://eitaa.com/joinchat/3978888054C18be29d8d4🖤🫀
درد میدونید چیه؟!" تا دیروز همه حلالیت می‌طلبیدن و از امروز میگن بهت زنگ میزنم تصویری با امام رضا حرف بزن😔
_بسم رب الحسین ❤️‍🩹
اگر کسی به این باور برسد که غیر از خدا به کسی احتیاج ندارد خداوند هم او را به غیر خودش محتاج نخواهد کرد ...
استوریارو‌که‌باز‌میکنی: یکی‌کربلاس . . یکی‌مشهده . . یکی‌توی‌راهه‌ . . یکی‌نجفه . . یکی‌داره‌آماده‌میشه‌بره . . و‌سوالی‌که‌پیش‌میاد ! +فقط‌من‌اضافه‌بودم؟:)💔
سرکلاس استاد از دانشجویان پرسید:🧐 این روزها شهدای زیادی رو پیدا میکنن و میارن ایران... به نظرنتون کارخوبیه😊 کیا موافقن؟؟؟ ۱نفر😇 کیامخالف؟؟؟؟ همه به جز ۱نفر😔 دانشجویان مخالف بودن😏 بعضی ها میگفتن: کارناپسندیه....نباید بیارن...😒 بعضی ها میگفتن: ولمون نمیکنن ...گیر دادن به چهار تا استخوووون... ملت دیوونن🙄 بعضی ها میگفتن: آدم یاد بدبختیاش میفته تا اینکه استاد درس رو شروع کرد ولی خبری از برگه های امتحان جلسه ی قبل نبود😴 همه ی سراغ برگه ها رو می گرفتند. ولی استاد جواب نمیداد...🤐 یکی از دانشجویان با عصبانیت گفت:استاد برگه هامون رو چیکار کردی😠 شما مسئول برگه های ما بودی😠 استاد روی تخته ی کلاس نوشت: من مسئول برگه های شما هستم😓 استاد گفت: من برگه هاتون رو گم کردم😕 و نمیدونم کجا گذاشتم؟ 🤔 همه ی دانشجویان شاکی شدن.🤨 استاد گفت: چرا برگه هاتون رو میخواین گفتند: چون واسشون زحمت کشیدیم😥 درس خوندیم😥 هزینه دادیم😥 زمان صرف کردیم😥 هر چی که دانشجویان میگفتند استاد روی تخته مینوشت...🥱 استاد گفت: برگه های شما رو توی کلاس بغلی گم کردم هرکی میتونه بره پیداشون کنه🧐 _یکی از دانشجویان رفت و بعداز چند دقیقه با برگه ها برگشت ... استاد برگه ها رو گرفت و تیکه تیکه کرد.😳 صدای دانشجویان بلند شد.🙁 استاد گفت: الان دیگه برگه هاتون رو نمیخواین! چون تیکه تیکه شدن😌 دانشجویان گفتن: استاد برگه ها رو میچسبونیم.🤭 برگه ها رو به دانشجویان داد و گفت:شما از یک برگه کاغذ نتونستید بگذرید و چقدر تلاش کردید تا پیداشون کردید،پس چطور توقع دارید مادری که بچه اش رو با دستای خودش بزرگ کرد و فرستاد جنگ؛ الان منتظره همین چهارتا استخونش نباشه😓 بچه اش رو میخواد، حتی اگه خاکستر شده باشه....🥺 چند دقیقه همه جا سکوت حاکم شد!🤕 و همه ازحرفی که زده بودن پشیمون شدن!😔 تنها کسی که خوشحال بود ....🙂 فرزند شهیدی بود که سالها منتظر باباش بود...🖤🥺
با یک سلام زائر آقا شوید✋ اللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى🤲 الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَ حُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرى الصِّدّیقِ الشَّهید✨ صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیائِکَ