سلام عزیزان یه مشکلی پیش اومده توی نظر سنجی خپاستید اعلام کنید بت پیوی بنده پیام بدید
@Fatemeh_khademolroghayeh
✨✨✨✨
✨✨✨
✨✨
✨
#رمان_به_یادِ_تُو
#پارت_7
از ماشین پیاده شدم آه چه روز چرتی روزی ک با اقای راد شرو شهه قطعا روز خوبی نیست
تو حیاط دانشگاه بودم ک یکی صدام کرد برگشتم بگم جانم ک....
اوه نه این ک استاد راده وای نه خدایا نه
_خانم مجلل امروز سرکلاس حضور نداشتین مشکلی پیش اومده بود براتون؟
یکی نیس بگه به تو چه خبب با حرص لب زدم:
+خیر حواسم نبود با شما کلاس داریم وگرنه حتما میومدم
_ولی بچه هاشمارو دیده بودن داخل دانشگاه
دلم میخواس زمین دهن وا کنه خدایاا خوشت میادد اینکارو با من میکنیی اونم جلو این پلشت؟
همینجوری ک از حرص می خندیدم گفتم:
+بچه ها اشتباه دیدن خب اگ امری نیس من برم کلاسم دیر میشه
_خانم مجلل من خیلی معذرت میخوام انگار دیروز خیلی تند رفتم و میدونم شما اعصبانی هستید از دست من من باید درک میکردم ک دیر اومدن شما بخاطر ترافیک بوده نه چیز دیگه ای عذرخواهم واقعاا
باور نمیکردم این حرفارو راد داره بهم میزنهه عجیب بود با شناختی ک ازش داشتم یه ادم بد اخلاقِ....
~به قلمِ:رونیا🍃✍🏻~
·.¸¸.·♩♪♫ رمـاט بـہ یاב تو ♫♪♩·.¸¸.·
🌸------------عاشقان حسینی------------🌸
https://eitaa.com/joinchat/3978888054C18be29d8d4🖤🫀
✨✨✨✨
✨✨✨
✨✨
✨
#رمان_به_یادِ_تُو
#پارت_8
ینی چه فکری درباره من کرده بود؟؟دیر اومدن
من دلیل دیگه هم داشت مگ؟؟
پوزخندی زدمو گفتم:
+خواهش میکنم
راهمو ادامه دادم نیم نگاهی به پشت سرم کردم ک دیدم راد هنوز اونجا وایستاده و به رفتن من نگاه میکرد خندم گرفت بدبختِ پلشت گفته بودم در افتادن با افرا مجلل عواقب خوبی نداره...
وارد کلاس ک شدم پسرا و دخترا بلند شدن ادای احترام کردن حس امپراطور بودن بهم دست داد همه به هم نگاه کردیم
و خندیدیم همشون پایه و بچه های باحالی بودن به تک تک بچه ها دست دادمو رفتم سرجام نشستم تو فکر بودم یکی زد پس کَلم
+عهه چته یکتاا سرم درد گرفت بمیری تو دخترر
_اصلا حواست نیس ها یکساعته بالاسرتم صدات میکنم عاشق شدی دادا؟
چش غره ای بهش رفتمو گفتم:
+نه بابا بشین برات تعریف کنم منتظر بودیم توهم بیای بعد براتون بگم
داشتم ادای راد رو در می اوردم و بچه هامیخندیدن با اومدن شفیعی نیش همه بسته شدو ساکت شدن با بچه ها هماهنگ بودیم همگی تقلب کنیم
خبب ینی من برسونم بهشون از شانس خوبمون برای شفیعی مشکلی پیش اومدو
هنوز برگه رو نداده بود عذر خواهی کردو رفت همه بچه ها از رفتن شفیعی خوشحال شدن یکی از پسرا اومد وسط که همزمان با اون استاد راد وارد کلاس شد همگی به هم نگاه کردیم
~به قلمِ:رونیا🍃✍🏻~
·.¸¸.·♩♪♫ رمـاט بـہ یاב تو ♫♪♩·.¸¸.·
🌸------------عاشقان حسینی------------🌸
https://eitaa.com/joinchat/3978888054C18be29d8d4🖤🫀