سلام از کسی که تمام مدت بعد از بیدار شدنش(ساعت یک ظهر) داشت به این فکر میکرد که سلامش رو چه جوری شروع کنه(همین الان یادش اومد که یادش رفته پیام بده به دوستش که باشگاه باز و ساعت چند بریم.بره پیام بده الان میاد - داد.) از دیشب که داشت عشق کهکشانی میدید کلاً اینطوری بود که آخـــی(در احساس های متفاوت. مثل آخ،آخی (با غم)،وایـــی آخـــی (اندوه کم،دلسوزی)،آخــــی گوگولی ها(با ذوق)و...
وی الان میخواد بره نهار بخوره بعدا میاد ادامه ماجرا...
مــــن ؛
سلام از کسی که تمام مدت بعد از بیدار شدنش(ساعت یک ظهر) داشت به این فکر میکرد که سلامش رو چه جوری شر
رفتم ناهار بخورم،خوردم,خیلی وقته ولی حوصله ندارم ادامه ماجرا رو بگم.
مــــن ؛
رفتم پارک و خلاصه به معنای واقعی کلمه حالمخوب.
ولی پارک واقعا بهم کیف داد. هوای خوب،جو خوب و...
پلن تابستونم رو انتخاب کردم.
برگشتم،به همون حالت هایی که همیشه بعد از باشگاه دارم(خسته ـ بی حال و بدن درد ـ در حال پختن از گرما) ولی این سری(دوسریه)لباسامو پخش نکردم روی زمین و دارم لقمه نون پنیر گردو میخورم و منتظرم چایی گرم بشه.(لقمم تموم شد.)
مــــن ؛
برگشتم،به همون حالت هایی که همیشه بعد از باشگاه دارم(خسته ـ بی حال و بدن درد ـ در حال پختن از گرما)
چای گرم شد اما تصمیمم عوض شد.
میرم بستنی قهومو میخورم.
- مهرناز خیلی دلم میخواد یه دیلی بزنم
هنوز به هیشکی چیزی نگفتم
نمیدونم به نظرت این کارو بکنم؟
کلا نظر خانوادت راجب این کار چی بود و پیشنهاد میدی این کارو بکنم یانه؟
میدونم سوالا شخصیه اگه نمیخوای جواب نده.
حوصلهی تایپ ندارم.بزار ویس بگیرم.