برگشتم،به همون حالت هایی که همیشه بعد از باشگاه دارم(خسته ـ بی حال و بدن درد ـ در حال پختن از گرما) ولی این سری(دوسریه)لباسامو پخش نکردم روی زمین و دارم لقمه نون پنیر گردو میخورم و منتظرم چایی گرم بشه.(لقمم تموم شد.)
مــــن ؛
برگشتم،به همون حالت هایی که همیشه بعد از باشگاه دارم(خسته ـ بی حال و بدن درد ـ در حال پختن از گرما)
چای گرم شد اما تصمیمم عوض شد.
میرم بستنی قهومو میخورم.
- مهرناز خیلی دلم میخواد یه دیلی بزنم
هنوز به هیشکی چیزی نگفتم
نمیدونم به نظرت این کارو بکنم؟
کلا نظر خانوادت راجب این کار چی بود و پیشنهاد میدی این کارو بکنم یانه؟
میدونم سوالا شخصیه اگه نمیخوای جواب نده.
حوصلهی تایپ ندارم.بزار ویس بگیرم.
میخوام بدونم چند نفر اینجا سین میکنن چند نفر اینجا حرفام براشون اهمیت داره و چند نفر اگه ازشون یه چیزی بخوام انجام میدن.
- چقد چنلت خوشگلهه.
حرفت طوری برایم جذاب بود که باعث شد چهرهی خستم،دوباره لبخند بزنه.
امیدوارم کسی که منتظرش هستی یا دوستش داری خیلی یهویی برگرده و بگه چقدر زیبایی،آمین.