eitaa logo
مبهم
31 دنبال‌کننده
124 عکس
17 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تو فارغ و ما در اشتیاقت
کودکی‌ام را دوست دارم روزهایی که به جای دلم سر زانوهایم زخم بود
چه دست‌هایی داری شبیه بوسه
«وقتی زیاد به رفتن فکر می‌کنی سفر را آغاز کرده‌ای. خود به خود از جایی که هستی فاصله گرفته‌ای.»
گویی که کودکی در اولین تبسمِ خود پیر گشته‌ است.
مرا چشمیست خون افشان
«تلاش می‌کردم فراموشت کنم، و حتی این تلاش برای فراموشی، یکی از خاطراتی می‌شد که تو را به یاد من می‌آورد.»
تو سنگرِ من بودی، در بین تمام آدم‌هایی که جنگ بودند.
-و اعتراف می کنم که آب مُرده است، و رودخانه دارد جنازه اش را به دریا می برد
تو نا تمام من شدی
یلدا یا فروغ؟ چه فرقی می کند؟ همیشه نگاه زنی گره خورده به آغاز فصلی سرد.