eitaa logo
. مدافعانِ‌چادࢪ .
871 دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
86 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔆 مواظب باش میخی را تکان ندهی! 🔹گویند روزی ابلیس ملعون قصد کرد با فرزندانش از جایی به جای دیگر نقل مکان کند، خیمه‌ای را دید و گفت: اینجا را ترک نمی‌کنم تا آنکه بلایی بر سر آنها بیاورم. 🔸به سوی خیمه رفت و دید گاوی به میخی بسته شده و زنی را دید که آن گاو را می‌دوشد، بدان سو رفت و میخ را تکان داد. 🔹با تکان خوردن میخ، گاو ترسید و به هیجان درآمد و سطل شیر را بر زمین ریخت و پسر آن زن را که در کنار مادرش نشسته بود لگدمال کرد و او را کشت. 🔸مادر بچه با دیدن این صحنه عصبانی شد و گاو را با ضربه چاقو از پای درآورد و او را کشت. 🔹شوهر آن زن آمد و با دیدن فرزند کشته شده و گاو مرده، همسرش را طلاق داد. 🔸سپس، خویشاوندان زن آمدند و آن مرد را زدند و بعد از آن، نزدیکان آن مرد آمدند و همه با هم درگیر شدند و جنگ و دعوای شدیدی به پا شد!! 🔹فرزندان ابلیس با دیدن این ماجرا تعجب کردند و از پدر پرسیدند: ای وای، این چه کاری بود که کردی؟! 🔸ابلیس گفت: کاری نکردم فقط میخ را تکان دادم. 🔹بیشتر مردم فکر می‌کنند کاری نکرده‌اند، در حالیکه نمی‌دانند چند کلمه‌ای که می‌گویند و مردم می‌شنوند، سخن‌چینی است. مشکلات زیادی را ایجاد می‌کند. آتش اختلاف را بر می‌افروزد. خویشاوندی را بر هم می‌زند. دوستی و صفا و صمیمیت را از بین می‌برد. کینه و دشمنی می‌آورد. طراوت و شادابی را تیره و تار می‌کند. دل‌ها را می‌شکند. 🔸بعدا کسی که این کار را کرده فکر می‌کند کاری نکرده و فقط میخ را تکان داده است! 🔹قبل از اینکه حرفی را بزنی، مواظب سخنانت باش! مواظب باش میخی را تکان ندهی!
💌 گناه،ازاون‌جهت‌خطرناکه؛که‌قلب‌روتاریک‌ میکنه‌....! وقلب‌تاریک؛هرگزرنگ‌آرامش‌رو نمی‌بینه! اَللهُمَّ!قَلبی‌بِحُبِّکَ‌مُتَیَّماً‌خداوندا.. 🌱 دلم‌رااسیرعشق‌ومُحبتت‌گردان...🙂🌱} همه‌مون‌فکر‌میکنیم‌تا‌ابد‌زنده‌ایم‌نه‌مشتی یه‌روزی‌تاریخ‌مصرف‌ما‌هم‌تموم‌میشه‌..!🚶🏻♂ اما‌بستگی‌داره‌این‌عمری‌که‌کردیم‌چجوری‌ گذروندیم‌خلیفه‌ی‌خدا‌بودیم‌یا‌خلیفه‌شیطان... 🍃💖 یا‌رومی‌رومی‌‌یا‌زنگی‌زنگی‌حدوسط‌نداره‌!🖐
•°~🌱🕊 زندگےمثل‌جلسه‌‌امتحان‌است. بارهاغلط‌مینویسـیم، پاک‌میکنیم، ودوباره‌غلط‌مینویسـیم. غافل‌ازاینکہ‌ناگہان‌مرگ‌فریادمیزند: برگه‌هابالا..! ؟🙂✋🏼
چہ کرده‌ایم‌که‌همہ شهر بوےگناه‌میدهد هم‌ایمان هاےتقلبےما!⛓•• ماندن‌دراین‌دنیا... نیامدن‌پسرفاطمه...💔•• وتکرار روزمان‌باگناه‌وگناه‌وگناه براستی‌باخودچهہ کرده‌ایم🍂؟!•• چرا اینگونہ شده‌ایم؟! ••فقط‌ظاهر...🚶🏾‍♂! مهدےفاطمہ چادرےوبسیجےو... ••نمیخواهد...🚗•• مهدےفاطمہ یـــارمیخواهد...یــار🖐🏻 •• یـــارےازجنس‌سید‌علۍ🙂•• مایــارنیستیم... ••...سربــار💔🖐🏻•
📛 🌱 💻لپ تاپم رو روشن کردم و افتادم تو کوچه پس کوچه های اينترنت...🙂 چند تا کوچه رو که دور زدم، يهو ديدم آژير آنتی ويروس به صدا دراومد ؛😕 فهميدم ويروس گرفته . سريع ويروس رو از بين بردم تا به سيستمم، آسيبی نرسونه ...😊 کارم که تموم شد به حال خودم خنديدم. "البته از اون خنده ها "خنده ی تلخ من از گريه غم انگيز تر است"!😔 با خودم گفتم: کاش اينقدر که هوای لپ تاپت رو داری، هوای خودتم داشتی😓 کاش وقتی گناه ميکردی و آژير دلت داد ميزد که: خطر.. خطر..!!😔 دلم به حال خودم سوخت...!!😓 تازه فهميدم خــــــــيلی وقته گناهها، آنتی ويروس دلم رو هم خفه کردند😞 اما خوش به حال اونايی که آنتی ويروس دلشون اورجيناله و هر روز با وصل شدن به آپديتش ميکنن ... خوش به حال اونايی که هر شب رفتاراشون رو مرور می کنن واگر گناهی ناخواسته وارد دلشون شده با آنتی ويروس نابودش ميکنن ؛ |يه آنتی ويروس خريدم به نام " استغفار "| ❤️از ته دل گفتم: "اسـتغـفرالله ربـي و اتـوب الیه اَلَّلهُمـّ_عجِّل‌لِوَلیِڪَ‌الفَرَج_اَلــــــسٰاعة ✨
‌‌‍ وصیـتِ‌مـن‌بـه‌دخترانـی‌که‌عکـس‌هایشـان‌را‌در‌ شبکـه‌هـای‌مجـازی‌مـی‌گذارنـد،ایـن‌اسـت‌کـه‌ایـن‌ کـار‌باعـث‌می‌شـود‌تـا‌امـام‌زمـان‌‌‍[ع‍ج‌]خـون‌گریـه‌ کنـد💔!! ‌شهیـد‌محسـن‌رعـد
تودنیاۍمجازۍ هیچ‌پسرۍ براۍازدواج‌یاعشق بایہ‌دخترآشنانمیشه شایدبتونه‌علاقمندبشه اماعاشق‌نمیتونہ‌بشہ بلکہ‌فقط‌یک‌حس‌زودگذره پس‌مراقب‌باش ارزش‌نداره‌حیاونجابتت روببری‌زیرسوال(!!!
❗️دوستان گلم و همراهان عزیزم توجه کنید❗️ # داستان کوتاه شب سردی بود... زن بيرون ميوه‌فروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مى‌خريدند . شاگرد ميوه‌فروش ، تُند تُند پاكت‌هاى ميوه را داخل ماشين مشترى‌ها مى‌گذاشت و انعام مى‌گرفت . زن با خودش فكر مى‌كرد چه مى‌شد او هم مى‌توانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديك‌تر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوه‌هاى خراب و گنديده داخلش بود . با خودش گفت : «چه خوبه سالم‌ترهاشو ببرم خونه . » مى‌توانست قسمت‌هاى خراب ميوه‌ها را جدا كند و بقيه را به بچه‌هايش بدهد... هم اسراف نمى‌شد و هم بچه‌هايش شاد مى‌شدند . برق خوشحالى در چشمانش دويد... ديگر سردش نبود! زن رفت جلو ، نشست پاى جعبه ميوه . تا دستش را برد داخل جعبه ، شاگرد ميوه‌فروش گفت : « دست نزن ننه ! بلند شو و برو دنبال كارت ! » زن زود بلند شد ، خجالت كشيد . چند تا از مشترى‌ها نگاهش كردند . صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد... راهش را كشيد و رفت. چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد : «مادرجان ، مادرجان ! » زن ايستاد ، برگشت و به آن زن نگاه كرد . زن لبخندى زد و به او گفت : « اينارو براى شما گرفتم . » سه تا پلاستيك دستش بود ، پُر از ميوه ؛ موز ، پرتقال و انار . زن گفت : دستت درد نكنه ، اما من مستحق نيستم . زن گفت : « اما من مستحقم مادر . من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم‌نوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسان‌ها و احترام گذاشتن به همه آنها بى‌هيچ توقعى . اگه اينارو نگيرى ، دلمو شكستى . جون بچه‌هات بگير . » زن منتظر جواب زن نماند ، ميوه‌ها را داد دست زن و سريع دور شد... زن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مى‌كرد . قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود ، غلتيد روى صورتش . دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت : « پيرشى !... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب ، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست یلدای مهربانی که نماد خانواده دوستی و عشق ورزیدن به هم نوع است را شادباش میگوییم . یلدای امسال در هنگام خرید میوه سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم .
💔 کاش فال همه این بشود "یوسف گمگشته باز آید به کنعان ، غم مخور"