#تلنگرانه 💌
گناه،ازاونجهتخطرناکه؛کهقلبروتاریک
میکنه....!
وقلبتاریک؛هرگزرنگآرامشرو
نمیبینه!
اَللهُمَّ!قَلبیبِحُبِّکَمُتَیَّماًخداوندا.. 🌱
دلمرااسیرعشقومُحبتتگردان...🙂🌱}
همهمونفکرمیکنیمتاابدزندهایمنهمشتی
یهروزیتاریخمصرفماهمتموممیشه..!🚶🏻♂
امابستگیدارهاینعمریکهکردیمچجوری
گذروندیمخلیفهیخدابودیمیاخلیفهشیطان... 🍃💖
یارومیرومییازنگیزنگیحدوسطنداره!🖐
#فاطمیه
•°~🌱🕊
زندگےمثلجلسهامتحاناست.
بارهاغلطمینویسـیم،
پاکمیکنیم،
ودوبارهغلطمینویسـیم.
غافلازاینکہناگہانمرگفریادمیزند:
برگههابالا..!
#حواسمونهست؟🙂✋🏼
#فاطمیه
چہ کردهایمکههمہ شهر
بوےگناهمیدهد
همایمان هاےتقلبےما!⛓••
ماندندرایندنیا...
نیامدنپسرفاطمه...💔••
وتکرار روزمانباگناهوگناهوگناه
براستیباخودچهہ کردهایم🍂؟!••
چرا اینگونہ شدهایم؟!
••فقطظاهر...🚶🏾♂!
مهدےفاطمہ چادرےوبسیجےو...
••نمیخواهد...🚗••
مهدےفاطمہ یـــارمیخواهد...یــار🖐🏻
•• یـــارےازجنسسیدعلۍ🙂••
مایــارنیستیم...
••#سربــاریم...سربــار💔🖐🏻•
#فاطمیه
📛#تلنگرانه 🌱
💻لپ تاپم رو روشن کردم و افتادم
تو کوچه پس کوچه های اينترنت...🙂
چند تا کوچه رو که دور زدم، يهو ديدم
آژير آنتی ويروس به صدا دراومد ؛😕 فهميدم ويروس گرفته .
سريع ويروس رو از بين بردم تا به سيستمم، آسيبی نرسونه ...😊
کارم که تموم شد به حال خودم خنديدم.
"البته از اون خنده ها "خنده ی تلخ من
از گريه غم انگيز تر است"!😔
با خودم گفتم: کاش اينقدر که هوای
لپ تاپت رو داری، هوای خودتم داشتی😓
کاش وقتی گناه ميکردی و آژير دلت
داد ميزد که: خطر.. خطر..!!😔
دلم
به حال خودم
سوخت...!!😓
تازه فهميدم خــــــــيلی وقته گناهها،
آنتی ويروس دلم رو هم خفه کردند😞
#نمیدونم_چی_بگم
اما خوش به حال اونايی که آنتی ويروس
دلشون اورجيناله و هر روز با وصل شدن
به #خدا آپديتش ميکنن ...
خوش به حال اونايی که هر شب
رفتاراشون رو مرور می کنن واگر گناهی
ناخواسته وارد دلشون شده با آنتی ويروس
#استغفار نابودش ميکنن ؛
|يه آنتی ويروس خريدم به نام " استغفار "|
❤️از ته دل گفتم:
"اسـتغـفرالله ربـي و اتـوب الیه
#اَلَّلهُمـّ_عجِّللِوَلیِڪَالفَرَج_اَلــــــسٰاعة ✨
#فاطمیه
#تلنگرانه
وصیـتِمـنبـهدخترانـیکهعکـسهایشـانرادر
شبکـههـایمجـازیمـیگذارنـد،ایـناسـتکـهایـن
کـارباعـثمیشـودتـاامـامزمـان[عج]خـونگریـه
کنـد💔!!
شهیـدمحسـنرعـد
#اَلَّلهُمـّ_عجِّللِوَلیِڪَالفَرَج_اَلــــــسٰاعة ✨
#فاطمیه
تودنیاۍمجازۍ
هیچپسرۍ
براۍازدواجیاعشق
بایہدخترآشنانمیشه
شایدبتونهعلاقمندبشه
اماعاشقنمیتونہبشہ
بلکہفقطیکحسزودگذره
پسمراقبباش
ارزشندارهحیاونجابتت
روببریزیرسوال(!!!
#اَلَّلهُمـّ_عجِّللِوَلیِڪَالفَرَج_اَلــــــسٰاعة ✨
#فاطمیه
❗️دوستان گلم و همراهان عزیزم توجه کنید❗️
# داستان کوتاه
شب سردی بود...
زن بيرون ميوهفروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مىخريدند .
شاگرد ميوهفروش ، تُند تُند پاكتهاى ميوه را داخل ماشين مشترىها مىگذاشت و انعام مىگرفت .
زن با خودش فكر مىكرد چه مىشد او هم مىتوانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديكتر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوههاى خراب و گنديده داخلش بود .
با خودش گفت : «چه خوبه سالمترهاشو ببرم خونه . »
مىتوانست قسمتهاى خراب ميوهها را جدا كند و بقيه را به بچههايش بدهد... هم اسراف نمىشد و هم بچههايش شاد مىشدند .
برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
زن رفت جلو ، نشست پاى جعبه ميوه . تا دستش را برد داخل جعبه ، شاگرد ميوهفروش گفت : « دست نزن ننه ! بلند شو و برو دنبال كارت ! »
زن زود بلند شد ، خجالت كشيد .
چند تا از مشترىها نگاهش كردند . صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد : «مادرجان ، مادرجان ! »
زن ايستاد ، برگشت و به آن زن نگاه كرد . زن لبخندى زد و به او گفت :
« اينارو براى شما گرفتم . »
سه تا پلاستيك دستش بود ، پُر از ميوه ؛ موز ، پرتقال و انار .
زن گفت : دستت درد نكنه ، اما من مستحق نيستم .
زن گفت :
« اما من مستحقم مادر . من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به همنوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسانها و احترام گذاشتن به همه آنها بىهيچ توقعى . اگه اينارو نگيرى ، دلمو شكستى . جون بچههات بگير . »
زن منتظر جواب زن نماند ، ميوهها را داد دست زن و سريع دور شد... زن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مىكرد .
قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود ، غلتيد روى صورتش . دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت : « پيرشى !... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب ، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست
یلدای مهربانی که نماد
خانواده دوستی و عشق ورزیدن
به هم نوع است را شادباش میگوییم .
یلدای امسال در هنگام خرید میوه
سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم .
💔
کاش فال #شب_یلدای همه این بشود
"یوسف گمگشته باز آید به کنعان ، غم مخور"
#یلدای_فاطمی
#پروفایل
#استوری