📌#روایت_کرمان
«آمار زندهها»
📺داشتم زیرنویس تلویزیون را میخواندم، نوشته بود: «در این حادثه دستکم 20 تن جان باختند» که صدرا زنگ خانه را زد. در را باز کردم دویدم توی پلهها و صدایش کردم: «صدرا خاله!»
او هم داد زد: «سلام خاله»
صدایش زودتر از خودش رسید. خیلی خوشحال بودم که او جزو آمار کشتهها نیست.
نفس نفس میزد. خودش را انداخت توی بغلم و دوتایی گریه کردیم. طاقت این اتفاق را نداشتیم. از یک خاله و خواهرزادهی چهارده سالهاش چه توقعی میتوان داشت؟!
نشست روی مبل و من رفتم تا برایش شربت درست کنم. او هنوز نفس نفس میزد.
_خیلی دوییدی خاله؟
_ نه بابا! داشتم میدوییدم با خودم گفتم صدرا! تو که آدم خوبی نیستی قرار باشه شهید بشی پس از چی میترسی. دیگه ندوییدم.»
خندهام گرفت چه شجاعت یهویی و باحالی! چه ندویدن قشنگی!!
✨با خنده یک لیوان شربت گلاب گرفتم جلوش به شوخی گفتم: «خب خدا رو شکر که بچهی خوبی نیستی و الا یه داغی رو دل ما میذاشتی.»
اما او نخندید. شربت را با جدیت برداشت. نگاهش میکرد و سر تکان میداد. انگار قصد نداشت شربت را بخورد
_بخور دیگه خاله!
بعد از چند بار تعارف کردنم گفت: «ما 💥یه بار انفجار دیدیم اومدیم خونهی خالهمون، بهمون شربت میده، بچههای غزه چی؟! فرار کنن کجا برن؟! کی بهشون شربت بده؟! اونا که آب هم ندارن»
نگاهش کردم. همینطور تو فکر بود. 🌱اسم او باید میرفت توی آمار، نه آمار کشته شدهها، یک آمار بدون ته، آمار زنده شدههای یک انتحاری
📝راوی:محدثه اکبر پور
@Modafeaneharaam
🌸 استاد فاطمی نیا :
💠 انسان متقی زبانش را حفظ میکند. مؤمن حتما باید زبانش را حفظ کند.
زبان از صاحبش سرکشی میکند و همیشه دلش میخواهد حرف بزند.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) اینجا قسم میخورند و میفرمایند :
واللّه نمیبینیم بندهای را متقی حساب شود مادامی که زبانش را حفظ کند.
انگشتر و تسبیح و التماس دعا گفتن نشانه متقی بودن نیست.
@Modafeaneharaam
📚 چند نکته اخلاقی
🎙 آیت الله فاطمی نیا
👈🏻عمده چیزی که برزخ را تاریک میکند، «حرف پشت سر مردم» است، غیبت، تهمت… یکی از چیزهایی که برزخ را روشن میکند، «گرهگشایی از کار مردم» است. برزخ را گناهان، تاریک میکنند، و از آن طرف اعمال خیر، باعث روشنایی عالم قبر و برزخ میشوند.
👈🏻خواهش میکنم حاضر جواب نباشید. من به جوانها میگویم دیر نمیشود، بعداً جواب بدهید.
کمی تأمل کنید.
حاضر جوابی بعضی وقتها آدم را محروم میکند.
همینطوری زود چیزی را نپرانید، تمرین کنید و یک ذره دیرتر جواب بدهید.
👈🏻 مشاجرهها و نزاعها، نور باطن را خاموش میکند! بسیاری از بیحالیها و عدم نشاطها به جهت مشاجرات است! کم منزلی داریم که در آن پرخاش و تندی نباشد. روزی چندتا پرخاش باشد، برکات میرود و دیگر چیزی نمیماند! حتی اگر حق هم با تو بود، در امور جزئی و شخصی مشاجره نکن، چون کدورت آور است.
@Modafeaneharaam
📌#روایت_کرمان
«بزرگ مرد کوچک»
🌿ساعت از دوازده شب گذشته بود.دوری توی بخش زدم تا مطمئن شوم بیمارها مشکلی ندارند و نرده ی تخت ها بالاست که کسی توی خواب از تخت نیفتد.
صدای ناله ی ضعیفی از اتاق نزدیکم شنیدم.سرم را بردم داخل. ناله ی دردمند الیاس بود،جانباز دوازده ساله ی حادثه اخیر.
😔نگران شدم که نکند فهمیده پسردایی اش شهید شده و خبرش را پنهان کرده ایم.
تا نگفتم:«چرا نخوابیدی؟» نگفت:«درد دارم»
ساچمه دقیقا خورده بود به آشیل پشت پایش و از بین برده بودش، طوری که شاید هیچوقت دیگر نمی توانست مثل سابق راه برود.
آمپول مسکن را شکستم و کشیدمش داخل سرنگ و ریختم داخل سرم متصل به دستش.قطره ها را تنظیم کردم و صبر کردم که کمی از دارو وارد رگ شود و خیالم راحت شود آرام تر شده.
از سر کنجکاوی پرسیدم:«الیاس! خودمونیم ها! دیگه هیچوقت گلزار 🥀شهدا میری؟» چشم هایش توی تاریکی اتاق برق زد و گفت:«معلومه که میرم! از چیمیترسم که نرم؟» پیچ سرم را کمی جابجا کردم و گفتم:«ممکنه باز بمب بذارن ها...»💥 درد توی صورتش با لبخند ملیحش قاطی شد و گفت:«خب بذارن! اونوقت من هرروز می رم!» و خندید.
📝راوی: فرشته شهابی_پرستار بیمارستان باهنر
✨مجروح:الیاس ایزدی
✍نویسنده: مهدیه سادات حسینی
@Modafeaneharaam
📌#روایت_کرمان
مرد خطاط
🌿مرد، دست کودکش را گرفت و به سمت موکب خطاط آمد. خطاط پرسید:چه بنویسم؟
مرد نگاهش به مکان انفجار💥 بود.اشکش غلتید، آه کشید و زمزمه کرد(یا حسین)
🌱مرد خطاط نوشت، یا حسین.
📝راوی:رحیمه ملازاده
@Modafeaneharaam
کانال رسمی شهید مدافع حرم
"سرهنگ پاسدارحاجمصطفی زال نژاد"
🌱مسئولمخابرات سپاه قدس در سوریه
🌱ولادت:۱۳۶۱/۸/۲۲(آمل)
🌱شهادت: ۱۳۹۵/۱۱/۲۶(سوریه_درعا)
"تحتنظارتخانوادهمحترمشهید-ادارهتوسطادمین"
https://eitaa.com/shahid_mostafa_zalnejad
🔴اگه یه فوتبالیست حرف ضد دین بزنه و یا تو پارتی دستگیر بشه همه جا خبرش پر میشه اما اگه یه فوتبالیست بره اعتکاف حرم امام رضا و سه روز صورتشو با چفیه بپوشونه که بتونه ناشناس زيارت کنه خبرش خیلی صدا نمیکنه. دمت گرم آقا محمد انصاری
@Modafeaneharaam
مدافعان حرم 🇮🇷
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀 #براساس_زندگینامه_شهید_شمس_الدین_غازی* #نویسنده_غلامرضا_کافی* #قسمت_
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀
#براساس_زندگینامه_شهید_شمس_الدین_غازی*
#نویسنده_غلامرضا_کافی*
#قسمت_شصتچهارم
🎙️به روایت تیمور مصطفی پور
این خاطره را سال شصت و سه سید برای من تعریف کرد و دلیلش هم
این بود که گفتم این همه شناسایی میروید یک بار هم مرا با خودت ببر میخواهم ببینم چه خبر است .تازه شما گاهی تنها میروید و خطرناک است، این جوری من میتوانم مواظبت باشم .
لبخند زد و هم زمان دست روی شانه ام زد که نگران نباش نوبت شما هم میرسد بعد ادامه داد: در ضمن
برادر این را هم بدان که غازی دو تا ملک داره که همیشه مراقبش هستند .
این حرف را آن قدر با اطمینان گفت که احساس کردم دارم دست و بال آن
دو فرشته را روی شانه اش میبینم.
بعد گفتم: خب لااقل از این همه شناسایی که رفته ای خاطره ای برایم تعریف کن!
خاطره اش دقیقاً جواب من هم بود و این رهایی از دست سرباز یا حتی شاید افسر عراقی چیزی جز
و
هم
نجات به وسیله ی فرشتگان نبود. جبهه البته محل عجایب و غرایب بود .حیف که خوب قدر ندانستیم .حیف که بسیاری از آنها ثبت و ضبط نشد. حیف که بعضی چیزهای آن باورپذیر نیست و چه بسا که اگر به قلم می آمدند اغراق و گزافه دیده میشدند. ولی آنان که بودند به چشم خود دیدند و واقعاً گاه حیرت کردند اما واقعیت داشت؛
برای نمونه یادم است در خط مقدم یک نوجوان جهرمی بود که شلوار نظامی نمیپوشید .بلوزش نظامی بود ولی شلوارش شخصی و هرچه هم بهش میگفتند زیر بار نمی رفت قبول نمیکرد و نمیپوشید.
راستش بقیه هم به او جور دیگری نگاه میکردند همین طور که کنارم دراز کشیده بود و خط دشمن را با سرک کشیدن های پی در پی می پایید بش سُقلمه ای دادم و گفتم : پسر خوب اگر با این لباس شهید شوی و ببرندت عقب و در شهر خودت تشییعت کنند جالب نیست. نگاهش را از روی لبه ی خاکریز به طرف من برگرداند که اول شهادت لیاقت میخواهد دوم اگر کسی مقام شهادت به من عطا فرمود خود میداند که چه کار کند.
دقایقی بعد آتش دشمن شدید شد و خمپاره پشت خمپاره بر سرمان فرو ریخت .گردوخاک غلیظی به هوا برخاست. لحظاتی بعد فریاد همان پسر جهرمی نیز در غبار پیچید و به آسمان رفت .خدا شاهد است تیکه هایی از پایش را فردا صبح پیدا کردیم و به جسدش که فقط نیم تنه ی بالا بود ملحق شد .منظورم از این حکایت همان شگفتیهایی بود که در جبهه و جنگ و از آدمهای جنگ آدم میدید و نمونهاش خود سید بود و شاید اگر عادت به گفت و گو و زبان بازکردن داشت ،حکایت های زیادی برای تعریف کردن .داشت این قدر بود که سید روحیه ی عارفانه ای داشت که یکی از نشانه هایش همین کتمان اسرار بود و گفت وگو آیین درویشی نبود . . . . .».
#ادامه_دارد ..
@Modafeaneharaam
🔴اگر شرکت در انتخابات و رای دادن، اثری در رشد و تعالی کشور نداشت چرا دشمنان صدهاساله و قسم خوردهی این خاک مثل آمریکا اینهمه خرج میکنن و بودجه کنار میذارن برای رای ندادن من و تو؟!
@Modafeaneharaam
✅ پیام تسلیت رهبر انقلاب درپی درگذشت حجةالاسلام والمسلمین شیخ علی ارومیان
🔹حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درگذشت حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ علی ارومیان، پدر شهیدان ارومیان را تسلیت گفتند.
متن پیام رهبر انقلاب به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹درگذشت ابوالشهداء جناب حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ علی ارومیان رحمةاللهعلیه را به خاندان گرامی و همهی همکاران و ارادتمندان ایشان تسلیت عرض میکنم. شهادت سه فرزند برومند ایشان در راه اهداف عالیهی اسلام در کنار فعالیتهای سیاسی و انقلابی آن مرحوم، ذخیرههای ارزشمندی در دیوان الهی است انشاءالله.
🔹خداوند وی را مشمول رحمت و مغفرت خود قرار دهد و با شهدایش محشور فرماید.
سیّدعلی خامنهای
1402/11/8
@Modafeaneharaam