eitaa logo
مدافعان حرم 🇮🇷
33.6هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
12.6هزار ویدیو
293 فایل
اینجا قراره که فقط از شهدا درس زندگی بگیریم♥ مطمئن باشین شهدا دعوتتون کردن💌 تاسیس 16اسفند96 ارتباط👇 @Soleimaniam5 https://gkite.ir/es/9987697 تبلیغ👇 https://eitaa.com/joinchat/2294677581C1095782f6c عنایات شهدا👇 https://eitaa.com/shahiidaneh
مشاهده در ایتا
دانلود
دختر که زمین خورد ز گیسو نکشیدش😔 بی نازکشی هایِ پدر پاشدنی نیست...😭💔 شهادت سه ساله‌‌ ارباب تسلیت😭 🖤 @Modafeaneharaam
زدن نداره دختری که رمق نداره.mp3
22.92M
زدن نداره دختری که رمق نداره...😭💔 🎤 #‌شهید_حسین_معزغلامے #التماس_دعای_‌فرج😔 #یارقیه_س...✋😭 @Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مدافعان حرم 🇮🇷
‍ #بسم_رب_الحسین رمان: #از_نجف_تا_کربلا✨🌸 نویسنده: #رضوان_میم #قسمت_نهم بارون شدت گرفت.جوراب و چاد
رمان: ✨🌸 نویسنده: توی اون شلوغی هم خنده ام گرفته بود هم گریه ام.همه جارو گشتیم پیداش نکردیم .🤦‍♀ کفش های هممون گم شده بود.کجا؟دم در ورودی حرم امام علی.خنده دار بود واقعا. سه تا دختر داشتن لابه لای اون همه زائر دنبال کفش هاشون می گشتن.🚶‍♀ همون موقع نرگس یک چیزی گفت که دیگه نتونستم جلوی خنده ام رو بگیرم -وای خدا.ببین چه وضعی شد ها.ولی خودمونیم.خوش به حال سهراب.که شعر کفش هایم کوی او را همه بی اختیار در حرم امیر المومنین زمزمه می کنند. همین حرف باعث شد من و زینب پقی بزنیم زیر خنده.همه آدم های اطرافمون برگشتن طرف ما.🙊 ماهم سعی کردیم جمع و جور کنیم یکم خودمون رو. —کاری نمی تونیم بکنیم بچه ها باید همین جوری برگردیم.حسینه همین نزدیکه.مجبوریم بریم. هردو نفر با نظر من موافقت کردند و راه افتادیم. راه افتادن همانا و آخ و اوخ ها همانا.😒 از همین تریبون باید خدمت مسئولین عراق عرض کنم که آسفالت کوچه هاشون رو بدون میخ و سقلمه و پونز و همه وسایل جعبه ابزار،درست کنن که پای کفش گم شده ها این جوری داغون نشه😑.بگذریم که بالاخره بعد از کلی آبرو ریزی رسیدیم حسینه.با خنده وارد حسینه که شدم اولین چیزی که توجه ام رو به خودش جلب کرد گلی و یکی از بچه ها بود. صداشون رفته بود بالا.با نرگس و زینب رفتیم سمتشون. گلی داشت داد می زد و می گفت: -تو چی فکر کردی؟هان؟من امام زمان رو نمیشناسم⁉️حتما شما ها میشناسید که انقدر ادعاتون میشه. این حرف رو که گلی زد رفتم طرف دختری که بهش تذکر داده بود و کشیدمش کنار. -بسه.بسه.من باهاش صحبت می کنم شما برو. کم کم دور و بر خلوت شد و من موندم و گلی و زینب و نرگس. نه من حال خوبی داشتم نه گلی.شونه هاش رو گرفتم و نشوندمش.موهاش همه بیرون ریخته بود و وضع درستی نداشت.زینب و نرگس هم همراه ما نشستن. -کجا داشتی میرفتی؟ —به تو ربطی نداره.☝️ -گلی کجا میرفتی. بعد از مکثی آروم گفت: -حرم. —اینجوری؟؟؟ -وا مگه چشه؟ -پس بزار بهت بگم.حرم کی می خواستی بری؟حرم علی؟حرم امیرالمومنین؟اینجوری؟با این موهای بیرون ریخته؟با این صورت آرایش کرده؟کجا داری میری گلی؟😞 داری میری حرم همون که خانوم هجده سالش پشت در سوخت اما چادرش از سرش نیوفتاد😔؟آره؟ میری زیارت همسر کسی که زنش رو گذاشت توی تابوت تا بدنش معلوم نشه😔 می دونی بدنی براش نمونده بود دیگه؟می دونستی جای سالم توی بدنش نداشت دیگه؟این ها رو می دونستی؟می دونستی محسن نداشت؟😭😭 هق هق گریه می کردم و بلند بلند حرف میزدم.زینب و نرگس هم چادر هاشون رو کشیده بودن روی صورتشون و گریه می کردم.نمی خواستم براش روضه بخونم. اما نشد... بلی می دونست چه بلایی سر مادر اومد... سر پدر.... شهادت مادرم افسانه نبود.تا لحظه آخر زندگیم هم تا جون دارم میگم...💔 گلی حال بهتر از ما نداشت.باید می گفتم.آره مادرم مظلوم بود. -گلی داری میری زیارت بابای کسی که دیگه پیر شده بود اما عاشورا گفت یزید ای وای به تو که گردی صورت منو دیدن.آره بابای زینب.می دونی یا نه؟ ببین پاشو برو.بلند شو. و در همین حال بازوش رو گرفتم و بلندش کردم.با دستم در حسینه رو بهش نشون دادم و گفتم: -می تونی بری.ولی بدون حضرت زهرا از نابینا هم رو می گرفت☝️همون حضرت زهرایی که تا ناکجا آباد پشت مولاش ایستاد.تا کجا؟تا همون جایی که محسنش رو از دست داد😔.به خاطر علی.حالا تو از چی می گذری به خاطر علی؟حالا برو ببینم روت میشه اینجوری بری پیش مولا یا نه؟ چی بنویسم؟ چشم هات رو فدا کردی؟فدای سر مادر برادر. برای دفاع از ناموست؟ پس هیچی بهتر که نیستی و نمی بینی؟ چی رو هیچی هیچی... پايان قسمت دهم امیدوارم لذت برده باشید 🌸 @Modafeaneharaam
با گریه رو به کربُبلا میدهم #سلام دوری ز تو امان دلم را بریده است...😔 #یاحسین💔 #شب_جمعه #کربلا @Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
در عملیات آزادسازی مناطق چندین خمپاره سمت ما ریخته میشد ولی هیچکدام آسیبی نمیدیدیم😊، علیرضا گفت: احمد چرا هر چی میزنن ما هیچیمون نمیشه❓‼️ از روزی که ما در سوریه با هم هستیم من و تو سالم میمانیم....😕 یا مشکل از تو هست یا از من..... من به شوخی گفتم: حتماً مشکل از تو هست... علیرضا هم در ادامه گفت: نه احمد مشکل از توست....😒 دوروز بعد حدود ساعت نزدیک ۱۲ ظهر آتیش سنگین موشک و خمپاره به محل استقرار ما شروع شد....سمت تانک دویدیم تا به آنان شلیک کنند.... ولی برق تانک کار نمیکرد😱 من رفتم تا لودری که برای ساخت خاکریز بود را بیارم و تانک رو بکسل کنیم و روشن کنیم.....تا از علیرضا دور شدم ناگهان صدای خمپاره عجیبی بلند شد‼️ به سمت علیرضا برگشتم علی غرق خون بود..😭 علیرضا از ناحیه پهلوی راست مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفته بود و آخرین جمله اش: السلام علیک یا اباعبدالله الحسین و مثل مادرش حضرت زهرا به شهادت رسید😭 علیرضا درست میگفت مشکل از من بود تا از پیشش رفتم شهید شد😢 راوی: همرزم شهید شهید علیرضا قنواتی🌹 #سالروز_شهادت🕊 @Modafeaneharaam
ختم #صلوات به نیت:⏬ شهید مدافع حرم علیرضا قنواتی 🌺 #سالروز_شهادت🕊 هدیه به حضرت زهرا (سلام الله علیها) و برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)🌺 مهلت صلوات فرستادن تا فردا شب ساعت۲۱ تعداد صلواتهای خود را به آیدی زیر بفرستید👇 🆔 @Rahbar_eshgh
مدافعان حرم 🇮🇷
گفتم: دارم‌ از استرس‌ می‌میرم😞 گفت‌: یہ ‌ذڪر بهت‌ میگم‌ هر بار گیر ڪردی ‌بگو، من ‌خیلی ‌قبولش ‌دارم
سلام🌱 من یکی از اعضای کانالتون هستم چند وقت پیش یک پستی گذاشته بودین درباره حسین معز غلامی درباره اینکه ب یکی از دوستاش سفارش میکنه ک اگ جایی کارت گیر کرده تسبیح بردار و بگو الهی به رقیه...🖤❤️ من اینو ک خوندم ی طوری شدم آخه پارسال خیلی دوستداشتم برم کربلا ولی نشد و جا موندم، خیلی سوختم ، خیلی...😞 اما امسال کلی از خدا خواستم ، از امام حسین خواستم ک منو بخره و امسال اربعین راهی شم ، ولی خب خونوادم همراهی نمیکردن و نمیشد دیگ . . . با حضرت رقیه خیلی okنبودم ولی با توسل به وجود عظیم و پر برکتشون... این پستو ک دیدم ی تسبیح تربت تو جیبم بود برداشتم و شروع کردم ب گفتن ذکر✨🌱 باورم نمیشه ولی کارا درست شده و الان برای پیاده روی اربعین توی یکی از کاروانا ثبت نام کردیم ...😭😭😭 اجرتون با خدا مرسی از کانال خوبی ک دارین❤️❤️❤️ االتماس دعا یا علی
15.8K
ذکر الهی به رقیه شهید حسین معزغلامی💔 التماس دعا از تمام اعضای کانال و همچنین شهید معز غلامی ان‌شاءلله امشب از دستای سه‌ساله‌ی ارباب❤️ کربلامونو بگیریم چون از قدیم گفتن گر دخترکی پیش پدر ناز کند... گره‌ی کرببلای همه را باز کند... یا رقیه نگاهی..💔
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا