eitaa logo
✍️ معین ؛
1.8هزار دنبال‌کننده
923 عکس
204 ویدیو
55 فایل
﷽ 🇵🇸🇮🇷🇱🇧 _ معین ؟! : یارےکنندهــ. •| امیداست‌معینِ‌معینِ‌جهانیان‌باشیم .. کپی ؟! "واجب" است .. ! پل ارتباطی : @Pole_Moallagh لینک ناشناس : https://daigo.ir/secret/SeyedMoein پرسش‌و‌پاسخ‌ها : @Mosahebat_Moein پاسخگوی بانوان : @Oo_Parvaneh_oO
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد از مراسم رفتیم و یکم دور حرم قدم زدیم ؛ جاهایی رو دیدم که هیچ وقت نرفته بودم .. چقدر حرم حضرت بزرگ و قشنگه .. ( ولی هیچ جا ایوون طلا نمیشه ،،، )
شب قبل سفر بدون اینکه علتش رو متوجه بشم تمام بدنم مبتلا به این مرض شده بود و برای اینکه توی سفر اذیت نکنه رفتم درمانگاه و دو تا آمپول به ما تزریق شد ! 💉 که به شدت خواب‌آور بودن و من تا شب مدام خوابم میومد و داشتم می‌مردم از خواب‌آلودگی .. یعنی اثرش جز اثر چند ساعته و خواب ، چیز دیگه‌ای نبود .. یک ساعت به اذان صبح مونده بود که دوباره اوج گرفت و کهیر تمام دستم رو گرفته بود .. منم لج کرده بودم باهاش و نمی‌خاروندمش :) مجبور شدم قرص بخورم تا بهتر بشم و الحمدلله بعد نیم ساعت چهل دقیقه اثر کرد ..
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من در سه حالت هیچی از روضه و مناجات و سحر و معنویت نمی‌فهمم ،،، یکی‌اش وقتیه که اتاق فکر صدام کنه ، دومی‌اش وقتیه که خوابم میاد ، سومیش هم وقتیه که خوابم میاد ؛ چون خیلی جدیه دو تا حساب میشه .. داشتم می‌مردم از خواب‌آلودگی و حتی ذره‌ای حواسم به هیچ چیز نبود .. فقط داشتم تلاش می‌کردم وضوم باطل نشه .. تا اینکه گریه‌های محبین آقا و خصوصا این مرد من رو به خودم آورد ، حال و هوای عجیبی بود .. ..
✍️ معین ؛
من در سه حالت هیچی از روضه و مناجات و سحر و معنویت نمی‌فهمم ،،، یکی‌اش وقتیه که اتاق فکر صدام کنه ،
یادم شد بگم ، حرم به شدت شلوغ بود ‌و واقعا جایی برای نشستن پیدا نمی‌شد ؛ زیر ایوون ، دقیقا ورودی ضریح مطهر بودم که یکهو یه مؤمنی بلند شد و گفت من می‌خوام برم ، بیا بشین جای من .. !
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدای گریه‌ها تک و توک بود تا اینکه اذانِ ضربت خوردن آقا رو گفتن .. ! صدای ناله توی تمام صحن پیچیده بود ، لحظه به لحظه بُهت و حیرت من بیشتر و بیشتر می‌شد و مثل کسایی که نمی‌فهمن کجا اومدن .. واقعا نمی‌فهمیدم ..