بعد از مراسم رفتیم و یکم دور حرم قدم زدیم ؛
جاهایی رو دیدم که هیچ وقت نرفته بودم ..
چقدر حرم حضرت بزرگ و قشنگه ..
( ولی هیچ جا ایوون طلا نمیشه ،،، )
شب قبل سفر بدون اینکه علتش رو متوجه بشم
تمام بدنم مبتلا به این مرض شده بود و
برای اینکه توی سفر اذیت نکنه رفتم درمانگاه
و دو تا آمپول به ما تزریق شد ! 💉
که به شدت خوابآور بودن و من تا شب
مدام خوابم میومد و داشتم میمردم از خوابآلودگی ..
یعنی اثرش جز اثر چند ساعته و خواب ،
چیز دیگهای نبود ..
یک ساعت به اذان صبح مونده بود که
دوباره اوج گرفت و کهیر تمام دستم رو گرفته بود ..
منم لج کرده بودم باهاش و نمیخاروندمش :)
مجبور شدم قرص بخورم تا بهتر بشم و
الحمدلله بعد نیم ساعت چهل دقیقه اثر کرد ..
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من در سه حالت هیچی از روضه و مناجات
و سحر و معنویت نمیفهمم ،،،
یکیاش وقتیه که اتاق فکر صدام کنه ،
دومیاش وقتیه که خوابم میاد ،
سومیش هم وقتیه که خوابم میاد ؛
چون خیلی جدیه دو تا حساب میشه ..
داشتم میمردم از خوابآلودگی و حتی
ذرهای حواسم به هیچ چیز نبود ..
فقط داشتم تلاش میکردم وضوم باطل نشه ..
تا اینکه گریههای محبین آقا و خصوصا این
مرد من رو به خودم آورد ،
حال و هوای عجیبی بود .. ..
✍️ معین ؛
من در سه حالت هیچی از روضه و مناجات و سحر و معنویت نمیفهمم ،،، یکیاش وقتیه که اتاق فکر صدام کنه ،
یادم شد بگم ،
حرم به شدت شلوغ بود و واقعا جایی برای
نشستن پیدا نمیشد ؛
زیر ایوون ، دقیقا ورودی ضریح مطهر بودم
که یکهو یه مؤمنی بلند شد و گفت من میخوام
برم ، بیا بشین جای من .. !
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدای گریهها تک و توک بود تا اینکه اذانِ
ضربت خوردن آقا رو گفتن .. !
صدای ناله توی تمام صحن پیچیده بود ،
لحظه به لحظه بُهت و حیرت من بیشتر و
بیشتر میشد و مثل کسایی که نمیفهمن کجا
اومدن ..
واقعا نمیفهمیدم ..
وقتی به " اشهد ان علی ولی الله " رسید
همه چی به اوج رسید !
صدای نالهها ،،،
حیرت من ،،،
@Moein_Ch Shab01Ramazan1398[02].mp3
زمان:
حجم:
22.9M
#دعای_افتتاح با نوای :
🎙 حاج میثم مطیعی
أللّهم إنّا نَشکو إلَیك غَیبَة ولیِّنا ..
*خدایانمیخوایمولامونوبرگردونی ؟!
🌙 #رمضان_مهدوی
____________
@Moein_Ch |