شک نسبت به غفار بودن خداوند، وقتی که پیغمبرش هم قول امرزش داده، از مکر و حیلههای مستقیم شیطانه.
میدونی چقدر تلاش میکنه کنار گوشت تا متقاعدت کنه این توبه فرقی با قبلیا نداره و بعیده خدا کارای بدت رو ببخشه؟
میدونستی اون فقط داره وسوسه میکنه ولی تصمیم نهایی با خود توئه؟
میدونستی کلی عابد و زاهد رو با همین شک و وسوسه از میدون به در کرده؟
من نوعی که جای خود دارم....
صوتای شنود رو اگه گوش بدین، بهتر با نوع وسوسههای این ملعون رجیم اشنا میشین...
میگه شیطان حتی میتونه از طریق تاثیر روی اطرافیانت به تصمیم تو خلل وارد کنه...
و این برای من واقعا عجیب بود....
میدونستین همین الان داره وسوسهم میکنه که اینارو ننویس کی دیگه به این چیزا عمل میکنه و من مینویسم چون میخوام حالشو بگیرم و مطمعنم کسایی پیدا میشن که حالشون از گناهشون بهم میخوره و میخوان نجات پیدا کنن و دنبال فرصتن؟
وسوسهم میکنه، ولی میتونه جلوم رو بگیره؟
تا من نخوام، نه...
تا من بهش اجازه ندم، نه...
تا من بهش بها ندم، نه...
اصلا کارش همینه....
وسوسه....
شک...
تردید....
ناامیدی...
حال بد....
عصبانیت...
حالا بعدا انجامش میدی دیر نمیشه...
نمی دونم برا شما ها این پیداشدنه
دوباره خودت بشی
چقد طول میکشه...
ولی برا من خیلی طول میکشه
آخه از بیخ خراب کردم...
یه بخشی از وجودم می خواد زندگی کنه، می خواد تلاش کنه، می خواد کم نیاره، می خواد خوش بین باشه، انرژی مثبت بده، قشنگیارو ببینه. ولی یه بخشی از وجودمم می خواد نباشه، می خواد بهم ثابت کنه همه تلاشام بیهودست، تهش هیچی نیست، تهش پوچه، تهش خالیه، همه چی تاریکه. تهش مرگه. بعضی وقتا زور یکی به اون یکی می رسه بعضی وقتام زور اون یکی، منم گیر کردم این وسط، نمی دونم واقعا حالم خوبه یا تو افسرده ترین حالت ممکنمم.
وقتی حالم خوب نیس بیشتر دلم برا اطرافیانم میسوزه
اونایی که واقعا میخوان کمکم کنن
بندگان خدا انگار دارن با دیوار صحبت میکنن
کاملا از هر نوع منطقی تهی میشم
غیر ممکن میشم)):