در باتلاق عجیبی گیر کردهام
همزمان که میتوانم قله قاف را فتح کنم
انگار خودم را به قهقرا جهنم رسانده ام.
/🌊
قطره چون با بحر پیوست، از میان برخاست نامش
آدمی چون محوِ حق شد، از خودی آزاد گردد.
/🌙
مشورت با عقل کردم،
گفت: حافظ مِی بنوش.
*از شبی که هِیتر قوی قهوه
تصمیم گرفت دوبل بخوره.