صدایت میزنند ابرقدرت، کامل مطلق، خالق یکتا و... حال صدایم را میشنوی؟ بیا بنشین ببین روزگارت چگونه دلم را به بازی گرفته، چطور دل تشنه ام را به دست حوادث روزگار تا سراب خالی از آب میرساند و رها میکند، از آن رگ گردن بیرون بیا و از بیرون نگاه کن، نظاره کن چگونه قضا و قَدَرَت آتش میزند به وجود نحیف و ضعیفم، حکمت و قدرتت نمک میزند بر زخم های مانده بر جانم، تمام کن این عذاب را که این بار کاسه صبرم لبریز که نه! سرریز شده است، بیا برس به داد این بنده گنهکار و ضعیف ..
* نجوای شبانه ..
مُنیب ؛
صدایت میزنند ابرقدرت، کامل مطلق، خالق یکتا و... حال صدایم را میشنوی؟ بیا بنشین ببین روزگارت چگونه دل
يَا إِلَهِي وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ لأَِيِّ الأُْمُورِ إلَيْكَ أَشْكُو وَ لِمَا مِنْهَا أَضِجُّ وَ أَبْكِي
اي خداي من و پروردگار و سرور و مولايم، براي كداميك از دردهايم به حضرتت شكوه كنم و براي كدامين گرفتاريم به درگاهت بنالم و اشك بريزم.
تو دعای کمیل بهترشو گفتن ..