هدایت شده از هشتادیای گنگ🕶
تاثیر عموهای فیتیلهای تو زندگی من بیشتر از عموهای واقعیم بوده.
خواب بودم و یکی داشت میگفت حسینی حسینییی حسینییی
دیدم داداشمه و خب خیلی خسته بودم دوباره چشمامو بستم
بعد دوباره داد زد حسینی
نگاش کردم دیدم وایساده و داره منو نگا میکنه
بهش گفتم چته گفت :میگم..
بعد یهو اومد پامو بگیره بهش گفتم بگیر بخواببب
یهو افتاد زمین و خوابید.
چرا دیشب داداشمو مسخره کردم و بهش گفتم ترسو؟
حق داشت خببب اَه
چقد احمقم
اصن چرا باید فیلم ترسناک ببینم
خب اسکلِ مشنگ چرا وقتی داداشت گفت بیا دونده هزارتوی۲رو ببینیم قبول نکردی؟
گفتم من خوشم نمیاد یه فیلمو نصفه ول کنم.
خب تو غلت کردی خوشت نمیاد
الان خوبه مث دیوونه ها داری از ترس سکته میکنی و نمیتونی بخوابی؟
|★خونهدرختیربکآ★|
خواب بودم و یکی داشت میگفت حسینی حسینییی حسینییی دیدم داداشمه و خب خیلی خسته بودم دوباره چشمامو بستم
اصن حسینی کیه
ما حسینی نمیشناسیم
یعنی همکلاسیشه؟
چطور داشت منو حسینی میدید؟
هیچ دلیلی نمیتونم بیارم
چرا وقتی بهش گفتم چته بازم نفهمید من حسینی نیستم؟
وای وای.