خدایا شکرت همین الان فهمیدم فردا هم کلاس گذاشتن
این حجم از دوری از درس اذیتم میکنه
دختری با نگاهِ پر از روشنی
خیره بر آسمانِ شبِ دیدنی
با دلش قصه میگفت ز رازِ نهان
به اختر ، رفیقِ شبِ مهربان
به شب میگفت: ای یار دیرین من
کجا رفت آن نگاهِ دل ارام من؟
نسیم می وزید و شبش تار بود
دل خستهاش غرق اسرار بود
ستاره سخن گفت و شب گوش داد
و آن رازِ دل را به آغوشِ خاموش داد
نه کس ماند کنارش، نه یاری به راه
تنها همدمش شد ستارهی شبگاه
بیت اخرش رو هزار بار عوض کردم خوب نشد، پیشنهادی؟
(بقیه ش مثلا خیلی خوب شده)
📪 پیام جدید
قضیه ی شعراتو به بابام گفتم و مشخص شد بابام وقتی نوجوون بوده تا موقعی که ازدواج کردن شعر میگفته حتی واسه مامانمم شعر گفته 😍😍ولی خب بعد ازدواج مشغله ها بیشتر شده دیگه نتونستن شعر بگن
#دایگو
وااای=))))))))))
شعرای منو به بابات نشون دادی؟
یا ابلفضل لینک ندی بهش یوقت😭😂
ادمین: لینکو برداشتی
کسی نمیتونه بیاد😂