با اکانت دختر پیام میدید؟ اوکی ولی من از اول میدونستم اخر قصه شنل قرمزی چی میشه🦦
درک کردن آدمها واقعا اینقدر براتون سخت و دور از دسترسه؟ یا فقط ترجیح میدید از دور قضاوتشون کنید تا اینکه سعی کنید بفهمیدشون؟
نمیدونم...
شاید چون فهمیدنِ یه نفر، بیشتر از شنیدنِ حرفاش وقت میبره. شاید چون راحتتره که نگیم «نمیفهمم»، و زود قضاوت کنیم. یا شاید چون خودمونم گاهی نمیخوایم فهمیده بشیم.نمیدونم. ولی یه چیزی ته دل آدم میگه که کاش یه نفر، یهبار، واقعا میخواست بفهمه.
چالش نویسندگی داریم✨🎀
از بین این دوتا چالش میتونید یکی رو انتخاب کنید میتونید توی دو تا هم شرکت کنید
بهترین از هر دو چالش انتخاب و توی ماه سنجاق میشه😉
تا سه شنبه شب فرصت هست🌷✨
برای ارسال متن های زیباتون:
@lara_book_0
از پنجرهی قطار به دوردستها خیره میشوم، زمین زیر نور عصرگاهی میدرخشد، دشتها آرام نفس میکشند، رودها در مسیرشان میلغزند، کوهها در افق استوار و خاموش ایستادهاند، هر ایستگاه مکثی کوتاه در ترانهی سفر است، هر درخت دستیست که به آسمان سلام میدهد، هر خانهی کوچک کنار ریل نشانی از زندگیست که ادامه دارد، قطار پیش میرود، و من در میان این حرکت بیپایان احساس میکنم جهان هر لحظه تازهتر میشود، مثل نسیمی که هر بار بوی دیگری با خود میآورد.