5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 از شدت بغض و ناراحتی نتوانستم پی نوشت بنویسم
🆔https://eitaa.com/Myidea/7330
🔴 از متنِ چندبندیِ استدلالی بنده ،
سهم شما فقط چند بیت هجو بود.
این اختلافِ نظر نیست؛
اختلافِ سطح است.
دین بنده و انسانیتم اجازه توهین و ناسزا گویی به هیچ کسی را نمی دهد. بنده درباره مفهوم ، مغالطه و عقلانیت نوشتم؛
شما درباره ماله.
آری همین تفاوت، پاسخ را کامل میکند.
اگر روزی خواستید
بهجای وزن و قافیه،
با دلیل گفتوگو کنید،
بحث همچنان باز است.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7331
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 آشوبگری که در اَلِشتَر لرستان میخواست عکس سردار شهید حاج قاسم سلیمانی را آتش بزند اما خودش آتش گرفت.
🆔https://eitaa.com/Myidea/7332
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب دخانچی ، افقِ بیاقتدار، سراب است؛ نجات ایران از دلِ اقتدارِ عادلانه میگذرد
کلام شما چند ایراد اساسی دارد :
■ مغالطه مادر در کلام شما صورت گرفته است چون افقیت را مساوي با فضیلت ، و عمودیت را مساوی با رذیلت دانسته و بر یک دوگانهسازی کاذب بنا شده است :
افقی مساوی انسانی، اخلاقی و مولد ما ،
عمودی مساوی سلطهگر، حذفکننده، مولد بحران.
در حالی که هیچ جامعهای بدون عمودیتِ مشروع پایدار نمانده است و هیچ افقیتی بدون مرکز تصمیم، به ما منجر نشده است. حتی هابرماس ( پدر نظریه بهرسمیت شناسی ) تصریح میکند که : کنش ارتباطی بدون ساختار قدرت حقوقی، فرو میپاشد.
و دین اسلام هم دقیقا همین را فهمیده است :
افقیت در کرامت انسانها
عمودیت در حق، قانون و حاکمیت.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در مدینه :
از نظر انسانی افقیترین رابطهها را داشت.
اما از نظر سیاسی و حقوقی عمودیترین اقتدار مشروع را اعمال میکرد. اگر عمودیت ذاتا شر بود، اولین ناقض آن خود پیامبر بود ـ و این محال است.
■ادعای آقای دخانچی مبنی بر اینکه اسلام پیش از انقلاب افقی و غیر اقتداری بود ، رمانتیک و غیرتاریخی بلکه تحریف است چون اسلام شیعی پیش از انقلاب :
شبکه اجتماعی بود؟ بله ،
اما فقه حکومتی، مرجعیت اقتدار، خمس، قضا، حدود و ولایت را هم داشت.
آیتالله بروجردی، امام خمینی، کاشفالغطاء، نائینی
همه قائل به اقتدار دینیِ قانونمند بودند، نه عرفان شبکهای بیمرکز .
لذا اسلام هیچگاه ضد قدرت نبوده؛ بلکه ضد قدرتِ نامشروع بوده است.
■ ربطدادن عمودیت سیاسی به تشکیک وجود ملاصدرا ، یک پرش و خلط فلسفی غیرقابل دفاع است چرا که تشکیک وجود ملاصدرا ، نظریه هستیشناسی است نه مدل حکمرانی. یعنی اگر تشکیک مساوی با استبداد باشد پس تمام عرفای شیعه ( از امام خمینی تا علامه طباطبایی ) متهماند!!! .
این نوع استدلال، بیشتر ژست روشنفکری است تا تحلیل علمی.
■ آقای دخانچی توجه ندارد که مارکسیسم افقی؛ یک رؤیای شکست خورده و مندرس است. لذا دعوت به بازگشت مارکسیسم افقی
نادیدهگرفتن خونینترین تجربههای قرن بیستم است. از شوروی تا چین، از کامبوج تا کوبا :
مارکسیسم هر جا قدرت گرفت ، عمودیترین، خشنترین و ضد بهرسمیتشناسانهترین نظامها را ساخت. مشکل مارکسیسم انحراف اجرایی نبود؛ مشکل، انسانشناسی مادی و نفی فطرت انسانی بود. شهید مطهری صریح میگوید :
مارکسیسم عدالت را میخواست، اما انسان را نشناخت؛ و هر عدالتی که انسان را نشناسد، به ظلم ختم میشود.
■ فروکاستن بحران دلار به فقدان ما خطرناکترین بخش نظرات آقای دخانچی است چرا که سقوط پول ملی به سیاست پولی ، تحریم ، ناکارآمدی ، فساد و ساختار اقتصاد ربط مستقیم دارد. یعنی اینکه بگوییم دلار گران شد چون ما نداریم. پاککردن صورتمسئله اقتصادی با روانشناسی اجتماعی است.
بله، ما مهم است؛ اما هیچ پول ملی با گفتوگوی افقی تثبیت نشده بلکه با اقتدار اقتصادی، تولید، انضباط مالی و حاکمیت قوی تثبیت شده است.
■ این گزاره آقای دخانچی که : هر اعتراض نشانه بهرسمیت نشناختن است. یک رمانتیزهکردن خیابان است زیرا تاریخ هم نشان داده که : اعتراض میتواند حقطلبانه باشد. و میتواند ابزار جنگ ترکیبی، فریب جمعی و مهندسی خشم هم باشد. امیرالمؤمنین علیهالسلام :
معترض را به رسمیت شناخت ،
اما چشم فتنه را کور و سرکوب کرد. لذا این تفکیک، عقلانیت علوی است؛ نه افقیت خام.
■ ما چگونه ساخته میشود؟
برخلاف ادعای آقای دخانچی ، ما با نسبیسازی حقیقت ساخته نمیشود. ما وقتی شکل میگیرد که : حقیقتی مشترک ، عدالت قابل لمس و اقتدار پاسخگو وجود داشته باشد. قرآن کریم می فرماید : وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا. یعنی نه به گفتوگوی بیمرکز ،
بلکه آری به حبلالله المتین.
✅ خلاصه آقای دخانچی ، مسئله را درست میبیند (بحران معنا و همبستگی) اما راهحل را اشتباه میرود چون افقیتِ بدون عمودیت مساوی با هرجومرج و عمودیتِ بدون عدالت مساوی استبداد است. لذا راه اسلام مساوی با اقتدار عادلانه به اضافه کرامت انسانی است.
یعنی نه بازگشت به مارکسیسم
نه ذوبشدن در لیبرالیسم
بلکه بازسازی حکمرانی اسلامیِ عقلانی، پاسخگو و عدالتمحور ، امر موجهی است.
این همان چیزی است که :
پیامبر ساخت. علی علیه السلام حفظ کرد
و انقلاب اسلامی برای آن شکل گرفت،
حتی اگر در اجرا بارها زمین خورده باشد. زمینخوردن و داشتن نواقص ، دلیلِ باطلبودن راه نیست بلکه دلیلِ سختبودن قله است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7336