eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب دخانچی ، افقِ بی‌اقتدار، سراب است؛ نجات ایران از دلِ اقتدارِ عادلانه می‌گذرد کلام شما چند ایراد اساسی دارد : ■ مغالطه مادر در کلام شما صورت گرفته است چون افقیت را مساوي با فضیلت ، و عمودیت را مساوی با رذیلت دانسته و بر یک دوگانه‌سازی کاذب بنا شده است : افقی مساوی انسانی، اخلاقی و مولد ما ، عمودی مساوی سلطه‌گر، حذف‌کننده، مولد بحران. در حالی که هیچ جامعه‌ای بدون عمودیتِ مشروع پایدار نمانده است و هیچ افقیتی بدون مرکز تصمیم، به ما منجر نشده است. حتی هابرماس ( پدر نظریه به‌رسمیت‌ شناسی ) تصریح می‌کند که : کنش ارتباطی بدون ساختار قدرت حقوقی، فرو می‌پاشد. و دین اسلام هم دقیقا همین را فهمیده است : افقیت در کرامت انسان‌ها عمودیت در حق، قانون و حاکمیت. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در مدینه : از نظر انسانی افقی‌ترین رابطه‌ها را داشت. اما از نظر سیاسی و حقوقی عمودی‌ترین اقتدار مشروع را اعمال می‌کرد. اگر عمودیت ذاتا شر بود، اولین ناقض آن خود پیامبر بود ـ و این محال است. ■ادعای آقای دخانچی مبنی بر اینکه اسلام پیش از انقلاب افقی و غیر اقتداری بود ، رمانتیک و غیرتاریخی بلکه تحریف است چون اسلام شیعی پیش از انقلاب : شبکه اجتماعی بود؟ بله ، اما فقه حکومتی، مرجعیت اقتدار، خمس، قضا، حدود و ولایت را هم داشت. آیت‌الله بروجردی، امام خمینی، کاشف‌الغطاء، نائینی همه قائل به اقتدار دینیِ قانون‌مند بودند، نه عرفان شبکه‌ای بی‌مرکز . لذا اسلام هیچ‌گاه ضد قدرت نبوده؛ بلکه ضد قدرتِ نامشروع بوده است. ■ ربط‌دادن عمودیت سیاسی به تشکیک وجود ملاصدرا ، یک پرش و خلط فلسفی غیرقابل دفاع است چرا که تشکیک وجود ملاصدرا ، نظریه هستی‌شناسی است نه مدل حکمرانی. یعنی اگر تشکیک مساوی با استبداد باشد پس تمام عرفای شیعه ( از امام خمینی تا علامه طباطبایی ) متهم‌اند!!! . این نوع استدلال، بیشتر ژست روشنفکری است تا تحلیل علمی. ■ آقای دخانچی توجه ندارد که مارکسیسم افقی؛ یک رؤیای شکست‌ خورده و مندرس است. لذا دعوت به بازگشت مارکسیسم افقی نادیده‌گرفتن خونین‌ترین تجربه‌های قرن بیستم است. از شوروی تا چین، از کامبوج تا کوبا : مارکسیسم هر جا قدرت گرفت ، عمودی‌ترین، خشن‌ترین و ضد به‌رسمیت‌شناسانه‌ترین نظام‌ها را ساخت. مشکل مارکسیسم انحراف اجرایی نبود؛ مشکل، انسان‌شناسی مادی و نفی فطرت انسانی بود. شهید مطهری صریح می‌گوید : مارکسیسم عدالت را می‌خواست، اما انسان را نشناخت؛ و هر عدالتی که انسان را نشناسد، به ظلم ختم می‌شود. ■ فروکاستن بحران دلار به فقدان ما خطرناک‌ترین بخش نظرات آقای دخانچی است چرا که سقوط پول ملی به سیاست پولی ، تحریم ، ناکارآمدی ، فساد و ساختار اقتصاد ربط مستقیم دارد. یعنی این‌که بگوییم دلار گران شد چون ما نداریم. پاک‌کردن صورت‌مسئله اقتصادی با روان‌شناسی اجتماعی است. بله، ما مهم است؛ اما هیچ پول ملی با گفت‌وگوی افقی تثبیت نشده بلکه با اقتدار اقتصادی، تولید، انضباط مالی و حاکمیت قوی تثبیت شده است. ■ این گزاره آقای دخانچی که : هر اعتراض نشانه به‌رسمیت‌ نشناختن است. یک رمانتیزه‌کردن خیابان است زیرا تاریخ هم نشان داده که : اعتراض می‌تواند حق‌طلبانه باشد. و می‌تواند ابزار جنگ ترکیبی، فریب جمعی و مهندسی خشم هم باشد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام : معترض را به رسمیت شناخت ، اما چشم فتنه را کور و سرکوب کرد. لذا این تفکیک، عقلانیت علوی است؛ نه افقیت خام. ■ ما چگونه ساخته می‌شود؟ برخلاف ادعای آقای دخانچی ، ما با نسبی‌سازی حقیقت ساخته نمی‌شود. ما وقتی شکل می‌گیرد که : حقیقتی مشترک ، عدالت قابل لمس و اقتدار پاسخ‌گو وجود داشته باشد. قرآن کریم می‌ فرماید : وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا. یعنی نه به گفت‌وگوی بی‌مرکز ، بلکه آری به حبل‌الله المتین. ✅ خلاصه آقای دخانچی ، مسئله را درست می‌بیند (بحران معنا و همبستگی) اما راه‌حل را اشتباه می‌رود چون افقیتِ بدون عمودیت مساوی با هرج‌ومرج و عمودیتِ بدون عدالت مساوی استبداد است. لذا راه اسلام مساوی با اقتدار عادلانه به اضافه کرامت انسانی است. یعنی نه بازگشت به مارکسیسم نه ذوب‌شدن در لیبرالیسم بلکه بازسازی حکمرانی اسلامیِ عقلانی، پاسخ‌گو و عدالت‌محور ، امر موجهی است. این همان چیزی است که : پیامبر ساخت. علی علیه السلام حفظ کرد و انقلاب اسلامی برای آن شکل گرفت، حتی اگر در اجرا بارها زمین خورده باشد. زمین‌خوردن و داشتن نواقص ، دلیلِ باطل‌بودن راه نیست بلکه دلیلِ سخت‌بودن قله است. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7336
🔴 اگر دین و انسانیت را با فحاشی و هجویات می‌سنجید، خودِ شما اولین قربانی سوءِفهم حقیقت هستید ولایت فقیه، نه صرفا یک نظام سیاسی، که تجلی عقلانیت دین در عرصه جامعه است؛ نظامی که عدالت، امنیت، اخلاق و حیات اجتماعی را با قانون الهی پیوند می‌زند. برائت گرفتن از آن نه شرف است، نه غیرت، بلکه ناآگاهی از فلسفه حکومت دینی و جایگاه دین در زندگی واقعی انسان‌ها. اگر شجاعت دارید، نخست منطق و تاریخ این نظام را بررسی کنید، نه با فریاد و هجو، حقیقت را قضاوت کنید. زیرا تاریخ و قرآن، نه بر سر فحاشی، که بر اساس عقل و عدالت داوری می‌کنند. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7341
🔴 در شرع، حذف یارانه یا حمایت‌های عمومی محدودیت دارد، زیرا ، حقوق معیشتی مردم قابل سلب نیست : قرآن می‌فرماید وَلا تُسْرِفُوا و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بر حفظ نیازمندان و رعایت عدالت اجتماعی تأکید کرده‌اند. ضرورت حفظ زندگی و کرامت انسان‌ها : هر اقدامی که زندگی عادی و معیشت عمومی را تهدید کند، مخالف قاعده فقهی لا ضرر و لا ضرار است. وظیفه حاکم شرع : دولت اسلامی موظف است نیازهای ضروری مردم را تأمین کند؛ حذف حمایت‌ها بدون جایگزین عادلانه و تدبیر قانونی، جایز نیست. فلذا حذف یارانه بدون رعایت عدالت، رعایت نیازمندان و تدابیر جبران‌کننده، مخالف شریعت و قاعده احسان و عدالت اجتماعی است. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7342
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب ، این‌که در ابتدای پیام‌تان احترام به انسان را یاد می‌کنید، اما در ادامه انباشته‌ای از توهین، داوری کلی، و حکم قطعی صادر می‌کنید، خود بهترین شاهدِ تناقض در روش فکری شماست. ( که البته در این گروه ، همفکران شما ، بنده را بارها و بارها مورد فحش و هتک خود قرار داده اند ) عقلانیت، با خشمِ بی‌مهار جمع نمی‌شود. چند نکته را روشن و دقیق عرض می‌کنم : ■ مغالطه‌ی اصلی کلام شما ، خلط اصل نظریه با کارنامه‌ی اجرایی است. اگر هر ناکارآمدی اقتصادی یا مدیریتی را به ولایت فقیه نسبت می‌دهید، باید شجاعت علمی داشته باشید و بپذیرید که: فقر، فساد، افسردگی، مهاجرت و ناترازی‌ها محصول مدیریت‌ها، سیاست‌گذاری‌ها، دولت‌ها و الگوهای اقتصادی است، نه صرفاً یک نظریه‌ی فقهی. همان دولت‌هایی که بیشترین نسخه‌های لیبرالی، تکنوکراتیک و غرب‌پسند را اجرا کردند، امروز خود اعتراف می‌کنند که نئولیبرالیسم اقتصاد ایران را فرسوده کرده است. پس اگر قرار است حساب‌کشی کنیم، از کدام عقل اقتصادی دفاع می‌کنید؟ عقلی که : خصوصی‌سازیِ افسارگسیخته را نسخه نجات می‌دانست؟ بانک‌محوری ربوی را علم اقتصاد می‌نامید؟ توسعه را در تقلید از صندوق بین‌المللی پول جست‌وجو می‌کرد؟ ما نتیجه‌ی سوادِ اقتصادی غرب‌گرایان را دیده‌ایم؛ با عدد، با تورم، با شکاف طبقاتی. ■ بزرگوار استناد ناقص به حدیث، بدون فهم فقهی و تاریخی ، به حدیث لا دین لمن لا عهد له استناد می‌کنید. بسیار خوب. اما پاسخ دهید : کدام عهد؟ عهد با چه کسی؟ در چه شرایطی؟ آیا عهد یک‌طرفه است؟ آیا نقض عهد دشمن، تحریم، فشار، جنگ اقتصادی و بدعهدی‌های مکرر، از معادله حذف شده است؟ فقه، اخلاق و سیاست را نمی‌شود با جملات بریده‌شده‌ی احساسی قضاوت کرد. این روش، روش تحلیل نیست؛ روش خطابه‌ی خشم است. ■ شما پیشرفت را با وضع مطلوب خیالی می‌سنجید، نه با واقعیت تاریخی ، اگر منصف باشیم : کشوری که از جنگ، تحریم، ترور نخبگان و محاصره اقتصادی عبور کرده، در علم، امنیت، زیرساخت، قدرت منطقه‌ای و هویت مستقل ایستاده، را نمی‌توان با این گزاره‌ی ساده‌انگارانه قضاوت کرد که همه‌چیز فلاکت است. این، تحلیل نیست؛ سیاه‌نمایی مطلق است. ■ بزرگوار ، تهدید به داوری تاریخ و خدا، شمشیری دو لبه است. می‌گویید : اسلام شما را شیطان در لباس دین خواهد نامید. این ادبیات، نه دینی است، نه علمی، نه انسانی لذا تاریخ نشان داده ، دین را نه با فریاد، که با نسبت آن با عدالت، عقل، مقاومت و استقلال می‌سنجند. و بسیاری از کسانی که امروز از موضع اخلاق قضاوت می‌کنند، فردا باید پاسخ دهند که در برابر سلطه، تحقیر و غارت، کجا ایستاده بودند؟ ■ تفاوت ما و شما یک جمله است و آن هم این است که : شما دین را در حد یک شعارِ احساسی می‌خواهید، ولی ما دین را یک نظام عقلانیِ اداره جامعه می‌دانیم؛ با خطا، با اصلاح، با نقد درون‌زا، نه با نفی ریشه. اگر نقد دارید، با عدد، سند، تحلیل و منطق بیایید. اگر نه، فحاشی نامش نقد نیست؛ پناهگاه ناتوانی است. ✅ پس بنابراین بنده نه از معصوم‌بودن افراد دفاع می‌کنم، نه از وضع موجود تقدیس می‌سازم؛ اما اجازه نمی‌دهم ناکامیِ نسخه‌های غرب‌زده، به حساب دین و عقلانیت دینی نوشته شود. تاریخ قضاوت خواهد کرد؛ نه با عصبانیت، که با عقل. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7344