طلوع فکر و اندیشه
🔴 وقتی کسی به جای استدلال، مستقیم سراغ فحاشی می رود، یعنی از پاسخ منطقی خالی شده است.
شما به جای نقدِ استدلال، مدام به شخصیت حمله می کنی؛ این دقیقا یعنی فرار از بحث.
اولا هیچکس نگفت مردم نباید هزینه بدهند؛ اتفاقا بحث اصلی همین است که در دنیای واقعی، امنیت، استقلال و قدرت همیشه هزینه داشته اند. سؤال این است : آیا ملتهایی که ضعیف شدند و تسلیم فشار خارجی شدند، هزینه کمتری دادند؟ لیبی، عراق، سوریه، افغانستان و حتی اوکراینِ امروز جلوی چشم همهاند. تاریخ نشان داده کشورِ بیقدرت، نه رفاه پایدار دارد، نه امنیت، نه حتی حق انتخاب.
دوما تناقض حرف تو عجیب است؛ از یک طرف می گویی چرا دشمنی ایجاد می کنید، از طرف دیگر همان ادبیاتِ تحقیر و حذف را علیه هم وطن خودت بهکار می بری. یعنی دقیقا همان منطق خشنی که ظاهرا علیهش شعار می دهی.
سوما اینکه می گویی شما شروعکننده بودید ، یک تحریف ساده لوحانه از سیاست جهانی است. مگر ایران تنها کشوری است که دنبال بازدارندگی و نفوذ منطقهای است؟ آمریکا هزاران کیلومتر دورتر پایگاه نظامی دارد، اسرائیل دهها عملیات برونمرزی انجام داده، اما اسمش می شود امنیت ملی؛ وقتی ایران از امنیت خودش حرف میزند، ناگهان بعضی ها پیامبر صلح می شوند. این استاندارد دوگانه دیگر آنقدر تکرار شده که بیشتر شبیه تبلیغات است تا تحلیل.
چهارما ، قدرت بازدارندگی با شعار فرق دارد. هیچ انسان عاقلی جنگ را دوست ندارد؛ اما فقط آدم های ساده لوح فکر می کنند کشوری که ضعیف باشد، دشمن با او مهربان می شود. در سیاست بین الملل، احترام را به کشورِ ناتوان هدیه نمی دهند؛ توازن قدرت است که مانع تحقیر و تجزیه و حمله می شود.
اگر واقعا دغدغه مردم داری، باید بتوانی بدون فحاشی حرف بزنی. چون کسی که به جای منطق فقط ناسزا تولید می کند، بیشتر از آنکه شبیه یک منتقد باشد، شبیه آدمی است که خشمش جای استدلالش را گرفته است.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8092
طلوع فکر و اندیشه
🔴 مشکل دقیقا از همینجا شروع میشود که بعضیها واقع شدن یک پدیده در خیابان را مساوی حقانیت آن پدیده میگیرند. این مغالطه است، نه استدلال.
اگر قرار باشد هر چیزی که عدهای در خیابان خواستند، تبدیل به معیار حق و باطل شود، آنوقت دیگر نه قانون معنا دارد، نه اخلاق، نه دین، نه حتی عقل جمعی. در تاریخ، مردم بارها چیزهایی خواسته اند که بعدا خودشان از آن شرمنده شدهاند؛ از برده داری و نژاد پرستی تا فاشیسم و خشونت های جمعی. آیا چون مدتی طرفدار داشتند، حق بودند؟ خیر. خواستن با درست بودن فرق دارد
دوم اینکه، مسئله حجاب را بعضیها عمدا تقلیل میدهند به یک تکه پارچه. در حالی که در منطق دینی و حتی جامعهشناسی فرهنگی، حجاب صرفاً پوشش نیست؛ مرز نمادین فرهنگ، نوع نگاه به بدن، امنیت روانی جامعه، تنظیم روابط جنسی و هویت تمدنی است
هیچ جامعهای در جهان نسبت به پوشش و اخلاق جنسی بیتفاوت نیست. غرب هم که اینها عاشقش هستند، برای برهنگی در مدرسه، اداره، دانشگاه، رسانه و حتی خیابان هزار جور محدودیت دارد. پس این ژستِ آزادی مطلق بیشتر یک شعار رسانهای است تا واقعیت اجتماعی.
سوم؛ اینکه گفته میشود زن، زندگی، آزادی پیروز شد چون بعضی روسریها کنار رفت واقعا تحلیل سطحی است.
اگر معیار پیروزی، صرف تغییر ظاهری خیابان باشد، پس هر موج رسانهای و هیجانی را باید انقلاب تمدنی حساب کرد. در حالی که تمدنها با هشتگ ساخته نمیشوند؛ با تولید علم، خانواده پایدار، امنیت، اخلاق، اقتصاد قوی و انسجام اجتماعی ساخته می شوند
جامعه ای که در آن خانواده فروبپاشد، روابط انسانی کالایی شود، نرخ افسردگی و تنهایی بالا برود و زن تبدیل به ابزار بازار و تبلیغات شود، اسمش آزادی نیست؛ اسمش سرمایه داریِ بزک شده است.
چهارم؛ بعضی ها میگویند جلوی مردم نایستید . سؤال این است : کدام مردم؟
مگر مردم فقط یک طیفاند؟ مگر میلیونها زن محجبه و معتقد مردم نیستند؟ چرا وقتی یک عده کشف حجاب میکنند اسمش می شود صدای مردم ، اما وقتی عدهای از ارزش دینی دفاع میکنند، میشود تحجر؟ این استاندارد دوگانه خودش نشانه ایدئولوژیک بودن ماجراست
پنجم ؛ اینکه رهبر شهیدمان فرمودند : بی حجابی حرام شرعی و سیاسی است دقیقا از این فهم می آید که مسئله فقط فردی نیست.
در همه دنیا، حکومت ها درباره امور فرهنگی حساس اند؛ فرانسه برای روسری قانون می گذارد، اروپا برای نفرت پراکنی قانون می گذارد، آمریکا برای برهنگی رسانهای رده بندی سنی می گذارد. پس حکومت فقط پلیسِ مالیات نیست؛ حافظ هویت فرهنگی هم هست
حالا اگر یک نظام اسلامی درباره نمادهای هویتی خودش حرف بزند، ناگهان می شود دخالت؟ این تناقض آشکار است
و آخر اینکه امروز کسی بتواند بی حجاب در خیابان راه برود، لزوما نشانه حقانیت فکری او نیست؛ همانطور که اگر فردا موج اجتماعی عوض شد، نشانه بطلان کاملش هم نیست. حقیقت را با کف خیابان، تعداد لایک، فشار رسانهای یا هیجان مقطعی تعیین نمی کنند.
حق، نیازمند استدلال است؛ نه صرفا سر و صدا.
جامعه عاقل، نه با تحمیل کور اداره می شود و نه با تسلیم کور.
اما اینکه هر مطالبه خیابانی را تبدیل کنیم به وحی منزل و هر حکم دینی را هم مسخره کنیم، آخرش جامعه را به جایی می رساند که دیگر هیچ اصل ثابتی باقی نماند؛ و وقتی هیچ اصل ثابتی نماند، قوی ترها، پولدار ترها و رسانه دارها تعیین می کنند آزادی یعنی چه. آن وقت دیگر اسمش آزادی نیست؛ اسمش دیکتاتوریِ روایت هاست.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8094
🔴 آمریکای جنایتکار، هر مداخلهٔ نظامی را با چند شعار تکراری توجیه میکند :
دفاع از دموکراسی
مبارزه با تروریسم
حفظ امنیت جهانی
حمایت از حقوق بشر
اما سؤال این است :
کدام کشورِ اشغالشده بعد از این مداخلات واقعا به آرامش، دموکراسی و امنیت رسید؟
از عراق تا افغانستان، نتیجه بیشتر ویرانی بود، بی ثباتی بود، و سود برای صنایع جنگی.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8095
🔴 ایران با تکیه بر توان دفاعی بومی، نفوذ منطقهای و ظرفیت های سیاسی خود، یکی از بازیگران اثرگذار خاورمیانه است.
توسعه فناوریهای نظامی، قدرت بازدارندگی و دیپلماسی فعال، جایگاه #ایران را در معادلات منطقهای و جهانی پررنگ کرده است و در مصاف با #آمریکا ، پیروز میدان است. 🇮🇷
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8096
🔴 #دهه_ولایت، فاصلهای میان عید قربان و عید غدیر است؛ گویی پلی میان توحید در عمل و ولایت در هدایت.
در این میان، پیام روشن است :
دین تنها تسلیم در برابر خدا نیست، بلکه پذیرش استمرار هدایت الهی در قالب عقلانیتِ امامت و در عصر غیبت با ولایت فقیه و پیوند اخلاق با رهبری الهی است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/8097
زمان:
حجم:
3.7M
🔴 آنچه که در مناظره با سلطنت طلبان مطرح کرده بودم.
اگر شایسته دیدید ، استماع فرموده و بازنشر بدهید
🎤 موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8098
طلوع فکر و اندیشه
🔴 مشکل اینجاست که شما همهی مسائل ایران را به ایدئولوژی تقلیل می دهید، در حالی که سیاست بین الملل به این سادگی نیست. اگر صرفِ کنار آمدن با آمریکا و اسرائیل نسخهی توسعه بود، امروز باید تمام کشورهای متحد آمریکا بهشت اقتصادی می بودند؛ در حالی که دهها کشورِ کاملا همسو با غرب هم گرفتار فقر، استبداد و وابستگیاند. از آن طرف، کشورهایی مثل چین، هند یا حتی ترکیه دقیقاً زمانی رشد کردند که توان بازدارندگی، استقلال تصمیم گیری و قدرت منطقهای پیدا کردند، نه وقتی صرفا تابع نظم جهانی بودند
شما می گویید چرا ایران باید هزینهی فلسطین را بدهد؛ سؤال متقابل این است که آیا امنیت ایران از منطقه جداست؟ تجربهی افغانستان، عراق، لیبی و سوریه نشان داد وقتی دولت های منطقه فرو بپاشند، ناامنی و تروریسم و تجزیهطلبی مستقیما به مرزهای کشورها سرریز میشود. اگر داعش در سوریه و عراق متوقف نمی شد، آیا واقعا ایران امنتر بود؟ حتی بسیاری از تحلیلگران غیرایرانی هم قبول دارند که نابودی داعش فقط با بمباران آمریکا ممکن نشد، بلکه نیروهای منطقهای نقش اصلی را داشتند.
دربارهی شعارها هم باید واقع بین بود. در سیاست جهانی فقط ایران شعار تند نمی دهد. آمریکا دهها کشور را محور شرارت نامیده، اسرائیل علنا از حمله به ایران حرف زده و در جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه عملی کرده اند، و قدرت های جهانی مرتب تهدید نظامی می کنند. پس سیاست بینالملل همیشه عرصهی تعارف و لبخند نیست. مسئله این است که آیا کشوری بدون قدرت بازدارندگی میتواند مستقل بماند یا نه.
اینکه مشکلات اقتصادی، تورم، فساد، رانت و سوء مدیریت وجود دارد، حقیقتی انکار ناپذیر است؛ اما اینکه همهی اینها را فقط به مقاومت نسبت بدهیم ساده سازی است. بخش بزرگی از بحران اقتصادی ایران محصول ساختار ناکارآمد اداری ، فرار سرمایه بخاطر ضعف برخی دولت ها و ضعف برخی دولت در بخش اقتصادی و حتی تحریم هایی است که دقیقا با هدف وادار کردن ایران به تسلیم سیاسی طراحی شدهاند. یعنی اگر کشوری بخواهد مستقل تصمیم بگیرد، طبیعی است که هزینه هایی هم به او تحمیل شود؛ همان طور که بسیاری از قدرت های نوظهور در تاریخ هزینه دادهاند
از طرف دیگر، مقایسهی ایران با کشورهای عربی خلیج فارس هم قیاس دقیقی نیست. آنها جمعیت کم، درآمد عظیم نفتی، موقعیت خاص ژئوپلیتیک و چتر امنیتی آمریکا دارند. آیا مصر، اردن یا پاکستان که متحد غرباند، تبدیل به آلمان و ژاپن شدهاند؟ پس رابطهی خوب با آمریکا الزاما مساوی رفاه نیست
نکته ی مهمتر این است که شما میان اصلِ داشتن قدرت منطقه ای و نحوهی اجرای آن تفکیک نمی کنید. می شود از فساد، اشتباهات مدیریتی، تندروی تبلیغاتی یا هزینههای غیر شفاف هر نظام انتقاد کرد، بدون اینکه اصلِ ضرورت امنیت، بازدارندگی و نفوذ منطقهای را انکار کنیم. در دنیایی که قدرت تعیینکننده است، کشوری که فقط به اقتصاد فکر کند ولی عمق امنیتی نداشته باشد، ممکن است ثروتمند اما وابسته و شکننده شود.
بنابر این مسئلهی اصلی ایران احتمالا نه زیادی مستقل بودن است و نه زیادی مقاومت کردن ؛ بلکه ضعف در تبدیل قدرت امنیتی به توسعهی اقتصادی، شفافیت و رفاه عمومی است. هنر حکمرانی این است که هم امنیت حفظ شود، هم اقتصاد و آزادی و کیفیت زندگی مردم قربانی نشود. نقد منصفانه باید هر دو بُعد را ببیند، نه اینکه یکی را مطلق و دیگری را صفر فرض کند.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8102