آقا من و پولاریس یه سری تو امتحان ترم یک تاریخ دوازدهم یه جاخالی رو جفتمون اشتباه نوشته بودیم و دقیقا عین هم..
بعد موقعی که معلم برگه ها رو خواست بده پولاریس نبود من رفتم برگهشو گرفتم دیدم شده بیست. بعد دیدم دبیرمون از من سر اون اشتباهه نمره کم کرده ولی از پولاریس نه.
بعد رفتم پیشش گفتم خانوم ببخشید این باید میشده ۱۹ و نیم نه ۲۰. بعد اونم نمرهشو درست کرد و اینا بعد خندهش هم گرفته بود در اومد به من گفت فلانی این دوستت تا تو رو داره دیگه دشمن نمیخواد🤣🤣😭😭
بعد یه دختری داشتیم تو کلاس این ببخشید ولی خیلی چاپلوسیِ دبیر تاریخو میکرد اونم اومد یه حرفی زده باشه در اومد گفت قد هزارتا دشمن بهش ضرر میتونی بزنی(با خنده)😂
[یه کلام از مادر عروس]
بعد من یهو برگشتم یه نگاهی بهش انداختم که تو چرا خودتو نخود هر آشی میکنی دخترهی نچسب.
هیچی دیگه خلاصه که اوضاعی داشتیم ما رو تبدیل کردن به دشمن پولاریس رفت..😔😂
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
بعد یه دختری داشتیم تو کلاس این ببخشید ولی خیلی چاپلوسیِ دبیر تاریخو میکرد اونم اومد یه حرفی زده باش
جالب اینجاست که من از این ماجرا خبر دار نشدم تا اینکه آدرینا خودش بهم گفت🤣
هدایت شده از Omlet
آدریِنااااااااا وااای خدایاااا دارم درست میبینممممم