-آخرینغروبجمعهسال۱۴۰۱-
-سالبعداینموقعهیچکساونیکهالانهستنیست»»»
@MyPlaymusic
اگه یکی بیاد لباسام یا کتابایی ک میخونم یا دفتر و کیفمو بتکونه
از لای وسایلام کلی برگ و گُل خشک شده و کاغذ باطله یا چوب بستنی ، یه خوراکی نصفه نیمه و آشغال شکلات یا حتی یه عود شکسته یا شایدم یه خودکار ک ته جوهرشه و امکان داره یه تیکه موی بافته شده بیفته زمین
اینا آشغال نیستن، اینا یادگاریایین ک من همشونو نگه داشتم.
من خیلی وقته تو مودِ “نمیخوام، نمیرم، نمیگم، مهم نیست، حسش نیست، کی اهمیت میده؟، ساعتها نگاه کردن به سقف، تجربه کردن احساسات جدید و متناقض، حوصله ندارم، انرژی ندارم، خستم، روح و روانم درد میکنه و به درک” ای هستم.