شما میگید فراموشش کن ولی شهریار در جوابِ این جمله خیلی خوب میگه:
چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم!
ناگهان دل داد زد: دیوانه ! من میبینمش.
نمیدونم کجا خوندم نوشته بود" اوکی همه چی درست میشه ولی من همین الان به درست شدنش نیاز دارم" دقیقا همین.
بعضی وقتا حس میکنم، همه کس و همه چیز در حالِ حرکته و فقط منم که متوقفم .
محیا زند میگه : مونالیزا بی لبخند، شیراز بیحافظیه ، پاییز بی باران ، دریا بی موج ...
همه را تجسم کن ؛ من بیتو همانقدر نچسب و دلگیرم !(: