میدونم درکش سخته ولی من به طورِ همزمان هم درونگرام، هم برونگرام، هم وحشی ام، هم خجالتی ام، هم دلسوز و مهربونم، هم سردم، هم دلم میخواد برم بیرون، هم تنهایی رو دوست دارم، هم اجتماعی ام، هم غار نشینِ تنها
:
اتاقش بوی خودکشی میداد
چشماش بوی اشک
دستاش بوی خون
ولی باز میگفت ببین زندگی قشنگیاشو داره..!
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.