قشنگ ترین قسمتش اینجاست:
"من موقعی تورو پیدا کردم که دنبالِ هیچکس نبودم"
کاش اینجا بودی! همین کنارِ خودم.
و من یادم می رفت؛
که خستهام
خرابم
ویرانم.
هدایت شده از ‹دورترین نزدیڪ !›
از لحاظ روحی نیاز دارم برم کنسرت
یاسینی وقتی میگه :
تو خودت خواستی ،
تو مقصری که حالا بینمون جنگه
منم با یه بغضِ خیلی سنگین داد بزنم :
‹ من نمیارم به روم ولی دلم تنگه . . ؛)!
حس میکنم یه کنترل تلویزیون هستم که باطریش روبه اتمامه و واسه اینکه هنوز کار کنه هی میزنن تو سرش.
آنجا که کلام ناتوان شد، موسیقی لب گشود،
و آنجا که موسیقی ناتوان شد، آغوش گشوده شد .
یکی میخنده،یکی غمگینه،یکی غر میزنه،یکی انرژیش کمه،یکی با آدما حال میکنه،یکی حوصله هیچکس رو نداره و همهی اونا منم.