میگم که..
خسته شدم،
خسته شدم از نبودنت!
خودت یه جوری برگرد؛
قول میدم اگه برگردی دورت بگردم:)
لیاقت نداری بچه دار نشو؛
تعهد حالیت نیست تو رابطه نرو؛
عرضه نداری مسئولیت قبول نکن؛
وقتی یکی نمیخوادت اصرار نکن؛
یکی اومده پیشت درد و دل کنه نصیحت نکن؛
با یکی دوستی پشت سرش غیبت نکن؛
کسی تو رو محرم دونست رسواش نکن؛
اگه از چیزی خبر نداری قضاوت نکن؛
الکی هم واسه ما ادا در نیار و فیلم بازی نکن؛ آدم باش، آدم بودن اونقدر سخت نیست..
نوشته بود: اصن تو چرا نیستی؟ چرا وقتی من حالم اینجوریه تو نیستی؟ چرا وقتی خوشحالم تو نیستی؟ چرا صبح که از خواب پامیشم نیستی؟ چرا وقتی همه هستن تو نیستی؟ چرا هیشکی که نیست، تو هم نیستی..؟
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
نوشته بود: اصن تو چرا نیستی؟ چرا وقتی من حالم اینجوریه تو نیستی؟ چرا وقتی خوشحالم تو نیستی؟ چرا صبح
وقتی حالت بد بود بودم
تو غمات بودم
تو سختیات بودم
تو روزای بدت
هر موقع خواستی بودم
حتی وقتی میگفتی نه هم من بودم باهات!
ولی تو چرا نیستی؟حتی وقتی خوشحالم نمیتونم بهت زنگ بزنم ذوقی که فقط به تو نشون میدم و داشته باشم
وقتی خوشحالم و زنگ میزنم بهت با ذوق یچیزو تعریف کنم انقدر نیستی، انقدر سردی، انقدر....
که حتی اون ذوقم له و لورده میشه و تبدیل میشه ب غم رو شونه هام
وقتی ناراحتم انقدر پشت خط شمارت میمونم و با بوق آزاد گوشی گریه میکنم تا قطع شه و من دوباره و دوباره بهت زنگ بزنم و باز هم پای جواب ندادنت اشک بریزم تا خوابم ببره و من رویاتو ببینم!
رویاس یا کابوسه؟
نبودن تو به غیر از کابوس چی میتونه باشه؟
قطعا کابوسه!
#دبلاِچ
حوصله ندارم حرف بزنم
مجبورم دهن باز کنم و یچی بگم
حتی حال ندارم ب اونی ک حرفمو چپه فهمیده بگم منظور من این نبود
اصن حسش نی
اگ میشد یه مدت میخوابیدم
از دوران جوانی ک گذر کردم بیدار میشدم و ب زندگیم ادامه میدادم.
اون سه هفته و چهار روز و شونزده ساعت بعد جواب پیاممو داد با اینکه آنلاین میشد
پس منم سی ثانیه دیر جواب پیمشو میدم تا حالش بیاد سر جاش
آره
منِ سرما زده را گرم در آغوش بگیر
به هوای بغلت بود که سرما خوردم...»
#دبلاِچ
لطفاً به آدمایی که بخاطر از دست دادن کسی ناراحتن نگید «برا تو گزینههای بهتریم هست»
اون آدم دنبال جفت گیری نیست. بخش مهمی از آیندش و خاطراتی که زندگی کرده رو از دست داده...
وقتی ازت می پرسم "چطوری؟"
یعنی برای من از لحظه هایی که تنها می شی بگو. از موقعی که می ری تو رخت خوابت و سیاهی شب دورتو میگیره. از قطره اشک هایی که مطمئنن کسی اونجا نیست تا ریختنشون رو ببینه. از فکر های تیره و تارت و هرچی که باعث شده از ته دل نتونی بخندی.
برای من از حقیقت بگو ، وگرنه "خوبم" و زهرمار.