حوصله ندارم حرف بزنم
مجبورم دهن باز کنم و یچی بگم
حتی حال ندارم ب اونی ک حرفمو چپه فهمیده بگم منظور من این نبود
اصن حسش نی
اگ میشد یه مدت میخوابیدم
از دوران جوانی ک گذر کردم بیدار میشدم و ب زندگیم ادامه میدادم.
اون سه هفته و چهار روز و شونزده ساعت بعد جواب پیاممو داد با اینکه آنلاین میشد
پس منم سی ثانیه دیر جواب پیمشو میدم تا حالش بیاد سر جاش
آره
منِ سرما زده را گرم در آغوش بگیر
به هوای بغلت بود که سرما خوردم...»
#دبلاِچ
لطفاً به آدمایی که بخاطر از دست دادن کسی ناراحتن نگید «برا تو گزینههای بهتریم هست»
اون آدم دنبال جفت گیری نیست. بخش مهمی از آیندش و خاطراتی که زندگی کرده رو از دست داده...
وقتی ازت می پرسم "چطوری؟"
یعنی برای من از لحظه هایی که تنها می شی بگو. از موقعی که می ری تو رخت خوابت و سیاهی شب دورتو میگیره. از قطره اشک هایی که مطمئنن کسی اونجا نیست تا ریختنشون رو ببینه. از فکر های تیره و تارت و هرچی که باعث شده از ته دل نتونی بخندی.
برای من از حقیقت بگو ، وگرنه "خوبم" و زهرمار.
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.
"تو مرا ياد کني يا نکني،
باورت گر بشود گر نشود
حرفي نيست!
اما نفسم ميگيرد، در هوايي که نفسهاي تو نيست.."