یهو به خودم اومدم دیدم
شدم یه آدم نچسب و بدرد نخور
که هیچکس ازش خوشش نمیاد
همه ی دوستامو با خودخواهی از دست دادم
همه ی کسایی ک دوسم داشتن و از خودم روندم
نه کسی میاد سمتم
نه دیگه نای اینو دارم ک من برم سمت کسی
یه عده ی محدودی آدم دورم بودن ک سعی میکردم نگهشون دارم
دلم و خوش کرده بودم بهشون
که اوناهم تا دوروز منو ندیدن الان جواب سلاممو بزور میدن
زندگی همینه
یه چرخه ی فراموشی
فراموش میکنی و خودت به دست فراموشی سپرده میشی
زندگی سراسر رنجیه که برای تو طراحی شده
برای رشد تو!
باید بتونی بر بیای از پس این سختیا
از لابلای غما خودتو بکشی بیرون
و دوباره نقاب بزنی به صورتت
جوری باشی که همه فکر کنن همه چیز عالیه
آره.
همه چیز عالیه.
40.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-توباقلبویرانهیمنچهکردی...
ببینعشقدیوانهیمنچهکردی...
درابریشمعادتآسودهبودم؛
توبابالپروانهیمنچهکردی...
ننوشیدهازجامچشمتومستم!
خماراستمیخانهیمن،چهکردی...
مگرلایقتکیهدادننبودم؟!
توباحسرتشانهیمنچهکردی...
مراخستهکردیوخودخستهرفتی"
سفرکرده،باخانهیمنچهکردی...
جهانمنازگریهاتخیسباران...
توباسقفکاشانهبمنچهکردی!
-دبلاِچ
دانلود یه بیچاره ای که من فقط پی ویش غر بزنم و اون بیچاره هیچی نگه .
شب را دوست دارم ،
وقتیست که زندگی سکوت میکند ،
و رویا سخن میگوید!
میز اگر بودم،
خاک گرفته بودم
از این سکون و سکوت و تنهایی
_علیرضا روشن
تو زبان اسپانیایی یه کلمه هست
به اسم "Querencia"
معنیش میشه جایی که احساس امنیت میکنی؛ یه جایی مثل اتاقت تو خونه...
یا یه گوشهی دنج...
یا بغل کسی که دوسش داری...
ترسِ من همین بود ،
اینکه یه روز تو غریبه ترین کسی باشی که ، همه چیزمو میدونی((: