تو زبان اسپانیایی یه کلمه هست
به اسم "Querencia"
معنیش میشه جایی که احساس امنیت میکنی؛ یه جایی مثل اتاقت تو خونه...
یا یه گوشهی دنج...
یا بغل کسی که دوسش داری...
ترسِ من همین بود ،
اینکه یه روز تو غریبه ترین کسی باشی که ، همه چیزمو میدونی((:
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
ترسِ من همین بود ، اینکه یه روز تو غریبه ترین کسی باشی که ، همه چیزمو میدونی((:
ترس همیشگی من تو هر نوع رابطه ای اینه .
خواب؟
شبا ک چند دقیقه ای پلکام میفته رو هم
مدام تصویر تو جلو چشمامه!
خندیدنت، خجالت کشیدنت، ناراحتیت، ساکت بودنت، شیطنات
همش جلو چشمام رژه میری
بقیه وقتی یکیو ندارن و خوابشو میبینن میگن کابوس.
ولی من دارمت
نه اینکه داشته باشمتااا، نه!
من هرروز میبینمت و تو دیگه مال من نیستی؛
پس هرشب تو خواب با رویات زندگی میکنم و صبح ک میشه خسته و لهیده تو بیداری تو رو کابوس میبینم.
کابوس تلخ نداشتنت.
کابوس تلخ رفتنت.
کابوس تلخ تغییر-!
به نظرم، آزاردهندهترین وجه «تنهایی»، خودِ تنهایی نیست: افراد بالاخره راهی برای پُرکردنِ اوقاتشان پیدا میکنند. آزاردهندهترین وجه «تنهایی»، احساسِ تعلقنداشتن است. آدمِ تنها برای این پرسش جوابِ خوشایندی ندارد: چرا من به هیچکس، هیچجا تعلق ندارم؟
هیچ وقت اولین ها فراموش نمیشن
بعدا با یه حرف با یه کلمه با یه تصویر با یه آهنگ با یه چیزی یادشون میوفتیم
سعی کنیم اولین هارو درست انتخاب کنیم.
من پرم از سردرگمی .
شبا بیدارم روزا خواب .
همرو از خودم دور میکنم و از تنهایی بیزارم .
نمیدونم ، کسی صدای منو میشنوه؟:)))
کمک !