اصلا توانایی سخن گفتن نداشتم دیشب
اینجوری بودم که حرفی میخواستم بگم یادم رفت حرفایی که میخواستم بعد اون حرفم بزنم یادم رفت به کل آف زدم رفتم ولی قلبم اینجوری بود که میخواست بال در بیاره پرواز کنه:)))))))))))))))))))))))))))))))))
سخت میترسیدم که نزدیک ترین آدمای قلبم یه روز دیگه حالمو ندونن.
و خب هرچی بدم میاد سرم میاد.
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
آخر ی روز سر قرینه نشدن خط چشمم میزارم میرم.
اخر ی روز سر این که بلد نیستم آرایش کنم میزارم میرم