اگه هنوزم دوسم داری برگرد ، من هنوزم منتظر تکستم .
منتظرم حالمو بپرسی ، از روزم گزارش بخوای کلی قربون صدقم بری و اذیتم کنی تا بخندی .
اگه هنوزم میخوای بر گردی همین امروز بیا فردا دیره ، خیلی دیره.
تلاش برای فراموش کردن کسی که دوستش داری مثل این میمونه که تلاش کنی کسی رو به یاد بیاری که اصلا نمیشناسی..
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
ز خواب زلف سیاهت چه دم زنم که هنوز خیال سایه پریشان ز فکر شبگرد است #ابتهاج
خیال دیدنت چه دلپذیر بود؛
جوانی ام در این امید پیر شد،
نیامدی...
دیر شد"!
#ابتهاج
دیدی بعضی وقتا یه دفعه یه نفر وارد زندگیت میشه بعد میفهمی خدا چقدر دوستت داشته که اونو گذاشته تو زندگیت ؟ ابراهیم صوانی خیلی دلنشین اینو توصیف میکنه و میگه :
《به گونه ی وارد زندگی پیچیده و آشفته ام شد که انگار یک ترانه ی خوب در خلق و خوی بد اثر کند...》
یه جایی که دقیقا نمیدونم کجاست،
یه جایی بین خواب و بیداری،
بین مرگ و زندگی،
بین سفید و مشکی؛
دقیقا من دارم بین اینا زندگی میکنم.
آدما یهو میرن..
یهو خسته میشن..
یهو ممکنه دیگه دوسِت نداشته باشن..
ممکنه صبح که از خواب پا میشن؛
تصمیم بگیرن دیگه نخوانت،
حتی اگه شب قبلش حاضر بودن برات بمیرن..!
چرا واقعا با اونی که خیلی دوسش داریم بیشتر دعوا میکنیم؟
اونی که بهش بیشتر از همه احتیاج داریم رو کمتر میبینیم و..
اونی که دوست داریم کنارمون باشه تو گوشیهو..
کیلومترها ازمون دوره...!:))
کی میدونه تو اتاق هر آدمی چه خبره؟!
کی میدونه شبا چقدر با خودش میجنگه؟!
چقدر اشک میریزه و چقدر تا خود صبح میمیره و زنده میشه؟!