یه جایی که دقیقا نمیدونم کجاست،
یه جایی بین خواب و بیداری،
بین مرگ و زندگی،
بین سفید و مشکی؛
دقیقا من دارم بین اینا زندگی میکنم.
آدما یهو میرن..
یهو خسته میشن..
یهو ممکنه دیگه دوسِت نداشته باشن..
ممکنه صبح که از خواب پا میشن؛
تصمیم بگیرن دیگه نخوانت،
حتی اگه شب قبلش حاضر بودن برات بمیرن..!
چرا واقعا با اونی که خیلی دوسش داریم بیشتر دعوا میکنیم؟
اونی که بهش بیشتر از همه احتیاج داریم رو کمتر میبینیم و..
اونی که دوست داریم کنارمون باشه تو گوشیهو..
کیلومترها ازمون دوره...!:))
کی میدونه تو اتاق هر آدمی چه خبره؟!
کی میدونه شبا چقدر با خودش میجنگه؟!
چقدر اشک میریزه و چقدر تا خود صبح میمیره و زنده میشه؟!
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مث اونی که توی جنگ رفیقشو کشتن-!:)
https://eitaa.com/MyPlaymusic
جوری که واقعا حوصله گوشی رو ندارم و دلم میخواد تیکه تیکهاش کنم .
درست همونجایی که حس میکنی من تغییر کردم و رفتارم باهات عوض شده، بجای کلی فکر مزخرف و چسبوندن هزار تا وصله شر و ور به من، وقتشه که یه نگاه به خودت بندازی، قطعا متوجه میشی کجای کار میلنگه، من بیدلیل خودمو برات کمرنگ نمیکنم.