"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
وآغوشت اندکجايیبرایزيستن؛اندکجاییبرایمردن. - احمدشاملو
وآغوشت
اندکجايیبرایزيستن؛اندکجاییبرایمردن.
- احمدشاملو
مهم نیست چقدر میشناسیش!
یک روز،یک ماه،یک سال..
مهم کیفیت بودن آدمهاست؛
بعضی ها فقط تو یه روز به اندازه ی تموم روزای دنیا به تو حس خوب میدن؛
گاهی هم بعضیا یک عمر کنارت هستن ولی چیزی به جز درد و خستگی روحی برات ندارن!
بعضی وقتا ممکنه با یه نفر توی چند ماه حس های رو تجربه کنی که قبل از اون اصلا نمیدونستی این حس ها وجود دارن !
سال ها بعد ...
در آستانه ی چهل سالگی بی شک دیگر نه نام خانوادگیت را به یاد می آورم و نه علایقت را
فقط ممکن است همان لحظه ای که پسرک جوانم درحال رانندگیست و اصرار به همان آهنگ معروف قدیمی دارد برای چند لحظه:)،
قلب آرامم به تپش بیفتد خنده ی تلخی گوشه ی لبم محو شود و با زمزمه ی پسرم به گذشته های دورِ با تو برگردم فقط برای چند لحظه با همان آهنگ قدیمی میشود از عشق سال های دورِ با«تو»جانی تازه گرفت-!
به قول جناب جبران خلیل جبران:
ما نیازمند شجاعت حذف کردن هستیم .
حذف جزئیات ، حذف گذشته ، حذف نامهها ، حذف صداها ، حذف دلتنگی و حذف برخی از افراد ..!
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
از کلمه ی عزیزِ دورم خوشم اومد
عزیزِ غمگینِ منم دوس دارم
اما تو کجایی عزیزِ غمگینِ به دور از من؟!
گاهی وقتا آدما هرچقدرم برات عزیز باشن میتونن با یه کار اشتباه کوچیک که ب نظر خودشون مهم نمیاد برای همیشه از چشمات بیفتن!
میدونی چرا از چشمات میفتن؟
چون کاری رو انجام میده ک تو از اون شخص انتظار نداری!
هه.
از یجایی ب بعد اگ رفتارم مث غریبه ها شد
خودتون بفهمید جایی ک ازتون انتظار داشتم و گند زدید.!
امیلی برونته خیلی غمانگیز میگه:
او انسان نیست. من قلب خود را به او دادم. او قلبم را گرفت اما تا سرحد مرگ فشرد و بعد دوباره به طرف من پرتش کرد. قلب آدمی جایگاه احساس اوست. از آنجا که او قلب مرا نابود ساخت، دیگر این قدرت را در خود نمیبینم که نسبت به او احساسی داشته باشم.
و پس از اندوههایمان همچون بهار زنده خواهیم شد ، انگار هرگز مزهیِ تلخی را نچشیدهایم ..