"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
هدایت شده از -اسپرسو-
اون لحظه بیرون اومدن از سالن امتحانات بعد از آخرین امتحان>>>>>>>
شبیه به درختی شده ام که میان خواب زمستانی؛ بی برگ بی حاصل،در ظاهر زنده و در باطن هیچ..
هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن؛به هر حال دارم فراموش میکنم فراموش شدنم را ...!
راه حلی داری؟
راه نجاتی...
برای کشتی شکسته اي که
نه غرق می شود،
نه نجات پيدا می کند ؟
هیچ اتفاقی فراموش نمیشه، بالاخره یه روز، تو یه خیابون، یا وسط یه آهنگ، یا موقع خوندن یه کتاب، یا دیدن یه فیلم، یهو همه چیز یادت میاد.
اونجا که توی روانشناسی میگه :
دیدی یه مواقعی میگن که فرد نه خوشحاله ؛
نه ناراحت نه امید داره نه انتظار . . نه به دنبال جوابی برای این حالتشه نه هیچی !
نه چیزی خوشحالش میکنه و نه برعکس ؛
بهش میگن حالتِ خلأ عاطفی یا احساسی و چه تلخ ِکه خیلیامون دقیقا تو همین وضعیتیم؛
سیاهیِ افکارم نه تنها جلوی دیدمو گرفته،بلکه عین گل پیچک داره دور قلبم پیچ میخوره تا اونو همینجوری تو خودش حل کنه و منو جا بزاره با یه عالمه حسِ مزخرف تو جناقِ سینم .
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
بماند که چشمانِ " او " زیادی زیباست !
بماند که چشمانِ " او " زیادی زیباست !