eitaa logo
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
2.3هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
491 ویدیو
6 فایل
But it's not like me To just say what I feel. حوالی ساعت ¹⁹ ¹⁴⁰¹,¹⁰,²⁴ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1x7pdoy&btn=Me
مشاهده در ایتا
دانلود
اونجا که توی روانشناسی میگه : دیدی یه مواقعی میگن که فرد نه خوشحاله ؛ نه ناراحت نه امید داره نه انتظار . . نه به دنبال جوابی برای این حالتشه نه هیچی ! نه چیزی خوشحالش میکنه و نه برعکس ؛ بهش میگن حالتِ خلأ عاطفی یا احساسی و چه تلخ ِکه خیلیامون دقیقا تو همین وضعیتیم؛
سیاهیِ افکارم نه تنها جلوی دیدمو گرفته،بلکه عین گل پیچک داره دور قلبم پیچ میخوره تا اونو همینجوری تو خودش حل کنه و منو جا بزاره با یه عالمه حسِ مزخرف تو جناقِ سینم .
من مقدار کمی خون در رگ هایم دارم؛بقیه اش را مقدار زیادی از استرس،کلافگی،بیخوابی،ترس از گذشته و آینده،اعتماد به نفس پایین تشکیل داده است ...
دیدی اون لحظه ای که آب پرت می شه تو گلوت یا یه تیکه غذا گیر می کنه تو قفسه ی سینت چه حالی داری؟ هی تقلا می کنی به بقیه بگی دارم خفه می شم و بقیه هم سریع میگن چیزی نگو بدتر می شی، الان دقیقا یه همچین حالی دارم، یه عالمه حرف گیر کرده تو گلوم، دارم خفه می شم، تقلا می کنم به بقیه بگم اما نمی تونم چون می دونم حرف زدن همه چی رو بدتر می کنه و اوضاع از اینی که هست خراب تر میشه:)...
الان اونجایی از زندگی هستم که فروغ فرخزاد میگه: «گاهی اوقات دلم میخواهد در تاریکی گم بشوم،از خودم می‌گریزم. از خودم که همیشه مایه‌ی آزار خودم بوده‌ام. از خودم که نمیدانم چه میکنم و چه می‌خواهم؟!»
_نمیدونستم با درخت‌ها حال میکنی. +با هر چیزی که حرف نمیزنه حال میکنم.
این چه پارادوکس مزخرفیه که هم دلم میخواد بمیرم ولی واسه زندگی کردن کلی برنامه دارم، هم میخوام از همه فرار کنم ولی حتی شنیدن لغت«تنها»کاری میکنه اشکم دربیاد، هم کلی حرف روی هم جمع شده دارم هم دلم میخواد هیچوقت با کسی حرف نزنم همه چیز در عین درست و صحیح بودن غلط و اشتباست ...
خب امشب دوباره یادت افتادم هنوزم شبا قبل خواب مینویسی؟ هنوزم وقتی خوابی یهو با کابوس میپری؟ هنوزم تو خواب نفسات نامنظمه؟ هنوزم وقتی داری میخندی یهو ی خاطره میاد تو ذهنت و لبخندت محو میشه؟ هنوزم به خودت اجازه نمیدی بغض کنی و همیشه لرزش صداتو خفه میکنی؟ تورو نمیدونم ولی من خیلی عوض شدم من دیگه شبا به خوابیدن کسی زل نمیزن دیگه خوابیدنی نفسامو با نفسای کسی هماهنگ نمیکنم دیگه اصلا نمیتونم بغض کنم من من حتی اگه هم بتونم گریه کنم هیچکی نی ک اشکامو پاک کنه من جدیدا وقتی از حال بد به تنگی نفس میفتم و از سرفه زیاد خون بالا میارم و در نهایت از حال میرم هیچکی نی کنارم باشه هیچکی نی دستامو فشار بده من دیگه قبل خواب ستاره هارو نمیشمارم من اصلا نمیخوابم اصلا آسمونی ک وقتی تو نباشی نگاش کنم مگه ستاره هم داره؟ تو ماه شب چهارده من بودی! ماهی که یه شب ابر اونو پنهون کرد و ازون شب من دیگه ندیدمت تو کجایی ماه من؟ تو کجایی که آسمون دلم تیره و تاره...