خوابیدم که در خیال هایم صدای قدم های آهستهات را از دور نزدیک به خویش بشنوم،اما آنجا هم جز سکوت چیز دیگری فرا نگرفته بود.
یه بار یکی نوشته بود: افسردگی بهترین تعریفش هیچ کاری نکردنه. یهو به خودت میای میبینی ماهها و حتی سالهاست که هیچ کاری نکردی. هیچی. مطلقا هیچی..!
قبل از اینکه او را ببینم ، خوشحال بودم. امّا الان زنده هستم و این دو تا، یک چیز نیستند.
تجربه نشون داده راجع به قدم بعدیت، اهدافت، جزئیات روابط عاشقانه و دوستانت، تصمیمهای مهم زندگی و کارت، هرچی اطرافیانت کمتر بدونن، موفقتری...