هَمه قول موندن میدن ،
امّا همه سر قولشون نمیمونن ...
تکیه دادن به آدمی که
ناگهان ازت فاصله میگیره ،
مثل پَریدن توی دریا
به امید نجات غریقیه که
دست و پا زَدنت رو میبینه
وَ کاری برات انجام نمیده ...
تو مُمکنه از غرق شدن نجات پیدا کُنی ،
اما دیگه هیچ وقت دل به دریا نمیزنی.
میخواهمت؛
نمیدانم که بودم، که خواهم بود
و چه میشوم!
اما میخواهمت تا نهایت ویرانی ...
نزار_قبانی
فراموش میشوی
گویی که هرگز نبودهای
مانند مرگ یک پرنده
مانند یک کنیسهی متروکه فراموش میشوی
مثل عشق یک رهگذر
و مانند یک گل در شب ، فراموش میشوی.
محمود_درویش
انقد نبودنت سنگینه که حتی وقتی بعد چندد ماه هنزفریمو پیدا کردم هیچ تغییری در حالم حس نکردم.
آسمان پرده ی سیاهش را کشید،سکوت رنگِ تیره اش را به دیوار های اُتاق پاشید،چشم هایش که بسته شدند
«خود را در میانِ تصاویری از گذشته پیدا کرد:)...»
این نیز بگذرد
شاید کمی تلخ تر ، شاید با تلخی و سکوتی بیشتر !
با حرف هایی ناگفته تر ..
اما حواست به حرفهایم باشد
شاید این بار من هم با 'این نیز بگذرد' بگذرم ..
ما هممون شکستیم
فقط بعضی هامون خیلی خوب میتونیم
تیکههامون رو کنار هم نگه داریم:)