یه بلیط بدون برگشت بهم بدین.
یه جاده ی ناتموم نشونم بدین.
یه حال خوب تو بغلم بذارین.
یه حسِ عشقِ واقعی به قلبم تزریق کنید.
یه ستاره تو آسمونِ تاریکم پیدا کنید.
ماهو برام نقاشی کنید،با کلی آدم حسابی آشنام کنین و دورمو پرِ رفیق واقعی کنید،اصلا مثل احمقا دور خودتون بچرخید و باهام برقصید،دیگه خسته ام از زنده بودن و زندگی نکردن.
یسری آهنگای قشنگ هم با خاطراتی که دنبال خودشون کشیدن زشت شدن !
“ یعنی اصلا دلت هم نمیخواد از پلی لیستت پاکشون کنی میزاری میمونه اما گوش نمیکنی “
هستی اما کمرنگ ، حرف میزنی اما تلخ ، محبت میکنی اما سرد ، چه اجباریست دوست داشتن من؟
اولش
می تونستم گریه هم کنم اولش واسم مهم بودن آدما
الان فقط خیره به ی جا اهنگ تو گوشم پلی میشه و واسم هیچ مهم نیست.