وقتِرفتنکاشدرچشمنمیغلتیداشک
آخرینتصویراودرچشمهایمتاربود؛
وَلیهیچوَقتاَزکَلَمِهیِدوستداشتَن!
هَمینجوریاِستِفادهنَکُنین!
دوستداشتَناَرزِشِشخِیلیبیشتَر..
اَزاینحَرفاس...!
ــدِلیــ
طبق آهنگ های یاسینی میشه به این نتیجه رسید که منظور شاعر فردی پایه، بدقول، با جنس دل مجهول، صبور، با رفتار و حرکات گاد، که دارای ارتباط اجتماعی بالاس، و آدمای دور و برش اصولا دهنشون سفته و از شعور کمی برخوردارن، محکم هل میده ، امواج فکرش خیلی قوی ان و روحش خیلی آزاده، آدمیه که بعد از کمی تو رابطه بودن طرف مقابل براش عادی میشه، نابودگر فوق العاده ماهریه، قدری خوب بوده ک حسودای زیادی داشته، به قدری خاطره به جا گذاشته که باعث دلتنگی فراوان بشه، کسیه که یاسینی بخاطرش شهرو چراغونی میکنه «با این وضع برق»
و کلی تحلیل دیگه ک اگه بخوام ادامه بدم به راحتی میتونم با یه سرچ پی ببرم ک مقصود شاعر ( یاسینی) از این آدم بیشوعور کیه؟!