روزهای دیگری خواهد رسید،چیزهای بهتری خواهد آمد،صداهای دیگری شنیده خواهد شد،تو هم خواهی خندید!خواهی خندید،خواهی خندید!
میدانم . . .
گاهی احساس میکنم که به اینجا تعلق ندارم ..
به هیچ کجا تعلق ندارم ؛
گاهی احساس میکنم مرگ هم مرا دوست ندارد .
احساس زیادی میکنم !
احساس گمشدگی ،
احساس تنفر ،
دوست نداشته شدن ، خستگی ، مچالگی ..
گاهی هم به این فکر میکنم که تا کی باید احساس کنم ؟
میگفت «هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقت
هیچ آدمی برای من اون آدمی نبود که
من برای آدمای زندگیم بودم..»
و من عمیقا میفهمیدیم که چی میگه..
من خیلی وقته تو مودِ “نمیخوام، نمیرم، نمیگم، مهم نیست، حسش نیست، کی اهمیت میده؟، ساعتها نگاه کردن به سقف، تجربه کردن احساسات جدید و متناقض، حوصله ندارم، انرژی ندارم، خستم، روح و روانم درد میکنه و به درک” ای هستم.
هروقت احساس تنهایی کردی...
بدون من هستم!
هروقت کسی نبود باهاش حرف بزنی...
بدون من هستم!
من همیشه هستم همیشه..!:)
تو فقط حالت خوب باشه مهم اینه:)))
دیدی بعضی وقتا دوس داری کار و درس و خانواده و دوستات و همه رو بذاری کنار، گوشیتو خاموش کنی، ۴۸ ساعت بری جایی که هیچکس حتی یادش نیاد تو کی بودی و کجا رفتی؟!
همون حس.....